Post #475
935
از میان جملاتی که دوست دارم این گفتار از "تروتسکی" جایگاه خاصی دارد زیرا شاید مناسبتی هم با خودم که از بیکاری آسفالت ساب خیابانم! دارد:
«در کشوری که تنها کارفرما دولت است، مخالفت یعنی مرگ در اثر گرسنگی. این اصلِ قدیمی که کسی که کار نمیکند، نباید بخورد، جای خود را به اصلی تازه داده: کسی که فرمان نمیبرد، نباید بخورد» سرنوشت تروتسکی و جزای نافرمانیش که با ضربه یخشکن "رامون مرکادر" موقع کتابخوانی به پس کلهاش پایان یافت نیازی به توضیح ندارد! بالاخره مرگ آدم در مکزیک باید در شان محفل کارتلهای مواد مخدر باشد ولو آدم چارچوبدار و نرم خویی چون تروتسکی پیامبر مطرود انقلاب شوروی باشی! کار دنیا همین است دیگر! میدانید که لنین در وصیت خود ظاهرا خواهان کناره گیری استالین و جایگزینی تروتسکی با وی برای زعامت شوروی شده بود، امّا گرجستانی قمعمع وصیت قائد سرخ را کنار گذاشت هیچ، پدرِ صاحب بچه تئوریسین انقلاب را هم درآورد تا دیگر هوس انقلاب مداوم در سر نپروراند! این جوابی بود بر بالای او! نانش را استالین با آن سیبیل دوبلکسش خورد و کتکش را تروتسکی که مدتها پیرامونش ریش بزیش را جنبانید!
صاحب نامند از ما عالم و ما تیره روز
طالع برگشته نقش نگین داریم ما
اما تروتسکی بخت برگشته برای ما ایرانیها هم یکی دوچشمه لوطیگری کرده که بدنیست به آن اشاره کنم.
در ۱۴ ژانویه ۱۹۱۸ تروتسکی به سمت کمیسر ملی امور خارجه لنین نامهای را به "اسدالله اسد بهادر" کاردار وقت سفارت ایران کرد که چنین نوشته بود:
"از آنجا که در میانملت ایران شک و تردیدی نسبت به سرنوشت قرارداد ۱۹۰۷ بین روس و انگلیس وجود دارد من افتخار دارم که به نام جمهوری روسیه شوروی مراتب ذیل را به استحضار شما برسانم:
درست برطبق اصول سیاست بین المللی که در ۲۶اکتوبر ۱۹۱۷ دومین کنگره شوراهای سراسری روسیه، شورای کمیسرهای ملی قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس را که بر خلاف استقلال و آزادی ملت ایران است برای همیشه ملغی میدارد و همچنین از طرف شورای کمیسرهای ملی تمام قراردادهایی که سابق و لاحق بر آن بسته شده باشد و به نحوی از انحاء حقوق ملت ایران را در مورد آزادی و استقلال ایران تحدید یا تضییق کرده باشد از درجه اعتبار ساقط و باطل اعلام می گردد." بجز این نامه که در واقع به لوطی خور کردن ایران بین روباه غربی و خرس شرقی پایان داد، اقدام دوم رفیق تروتسکی در قرارداد "برست لیتوفسک" نمود یافت. او در این حین مسئله نقض بیطرفی ایران را مطرح کرد و ضمن درخواست خروج قوای بیگانه از بیطرفی ایران دفاع کرد. در مقام قیاس با سائر عمله و اکره کمونیسم در مجموع وی میش پیغمبر به حساب میآمد. تروتسکی بهترین سخنران انقلاب اکتوبر بود و در عین حال نبوغ نظامی خوبی داشت. از ابتکارات او علاوه بر NEP میبایست به نام شوروی و حتی انتخاب داس و چکش برای این کشور توجه کرد.او بر خلاف استالین فحاش و دهن دریده و به نوعی انقلابی بخوبریده نبود و با چماقداری و لمپن بازی مخالف بود و حرمت اهل فرهنگ را تا زمانی که قدرت داشت و هنوز عامل امپریالیزیم! نشده بود حفظ میکرد. تا یادم نرفته به مناسبت تروتسکی از جزوه "آزادی و آزادفکری"مجتبی مینوی یادکنم که که فصل مشبعی در مذمت استالین دارد و البته ظاهرا مینوی پس از خواندن"جنایات استالین" تروتسکی خواسته بود تا تجدیدنظر کلی در نوشته پیشین خود کند و لعابش را بیشتر از قبل کند. جلال آل احمد این مقاله اخیر تروتسکی را به خلیل ملکی داد و در نهایت سبب شد ملکی با سوسیال دموکراتهای اروپا مربوط شود. مجتبی مینوی به خاطر همین لیچارهایش به استالین در کنگره ۱۹۶۰ خاورشناسان نتوانست وارد لنینگراد شود و آرزوی دیدن کتابخانه آنجا را با خود به گور برد. روسها کتاب او و تروتسکی بازیش را خوانده بودند و تصمیم گرفتند ورود مینوی را محدود کنند! این انگشت به شیر زدن برای مینوی را باید بر گردن "احمد احضر" حسابدار سفیر ایران در مسکو گذاشت که برای خوش خدمتی "همّاز مشاء بنمیم" شده بود! متاسفانه دستگاه دیپلماسی ایران و شخص سفیر در آن سالها پیش روسها قول فردوسی را فراموش کرده بودند:
سخن چین و بیدانش و چاره گر
نباید که یابند پیشت گذر!
پ ن:عکس، ادیت دستگاه پروپاگاندای شوروی از عکس لنین در سالگرد انقلاب با تروتسکی و کامنف است که آن دو رقیب استالین را حذف شیمیایی کرده است!!
محمّدامین احمدپور
@Savadvabayaz | سواد و بیاض
«در کشوری که تنها کارفرما دولت است، مخالفت یعنی مرگ در اثر گرسنگی. این اصلِ قدیمی که کسی که کار نمیکند، نباید بخورد، جای خود را به اصلی تازه داده: کسی که فرمان نمیبرد، نباید بخورد» سرنوشت تروتسکی و جزای نافرمانیش که با ضربه یخشکن "رامون مرکادر" موقع کتابخوانی به پس کلهاش پایان یافت نیازی به توضیح ندارد! بالاخره مرگ آدم در مکزیک باید در شان محفل کارتلهای مواد مخدر باشد ولو آدم چارچوبدار و نرم خویی چون تروتسکی پیامبر مطرود انقلاب شوروی باشی! کار دنیا همین است دیگر! میدانید که لنین در وصیت خود ظاهرا خواهان کناره گیری استالین و جایگزینی تروتسکی با وی برای زعامت شوروی شده بود، امّا گرجستانی قمعمع وصیت قائد سرخ را کنار گذاشت هیچ، پدرِ صاحب بچه تئوریسین انقلاب را هم درآورد تا دیگر هوس انقلاب مداوم در سر نپروراند! این جوابی بود بر بالای او! نانش را استالین با آن سیبیل دوبلکسش خورد و کتکش را تروتسکی که مدتها پیرامونش ریش بزیش را جنبانید!
صاحب نامند از ما عالم و ما تیره روز
طالع برگشته نقش نگین داریم ما
اما تروتسکی بخت برگشته برای ما ایرانیها هم یکی دوچشمه لوطیگری کرده که بدنیست به آن اشاره کنم.
در ۱۴ ژانویه ۱۹۱۸ تروتسکی به سمت کمیسر ملی امور خارجه لنین نامهای را به "اسدالله اسد بهادر" کاردار وقت سفارت ایران کرد که چنین نوشته بود:
"از آنجا که در میانملت ایران شک و تردیدی نسبت به سرنوشت قرارداد ۱۹۰۷ بین روس و انگلیس وجود دارد من افتخار دارم که به نام جمهوری روسیه شوروی مراتب ذیل را به استحضار شما برسانم:
درست برطبق اصول سیاست بین المللی که در ۲۶اکتوبر ۱۹۱۷ دومین کنگره شوراهای سراسری روسیه، شورای کمیسرهای ملی قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس را که بر خلاف استقلال و آزادی ملت ایران است برای همیشه ملغی میدارد و همچنین از طرف شورای کمیسرهای ملی تمام قراردادهایی که سابق و لاحق بر آن بسته شده باشد و به نحوی از انحاء حقوق ملت ایران را در مورد آزادی و استقلال ایران تحدید یا تضییق کرده باشد از درجه اعتبار ساقط و باطل اعلام می گردد." بجز این نامه که در واقع به لوطی خور کردن ایران بین روباه غربی و خرس شرقی پایان داد، اقدام دوم رفیق تروتسکی در قرارداد "برست لیتوفسک" نمود یافت. او در این حین مسئله نقض بیطرفی ایران را مطرح کرد و ضمن درخواست خروج قوای بیگانه از بیطرفی ایران دفاع کرد. در مقام قیاس با سائر عمله و اکره کمونیسم در مجموع وی میش پیغمبر به حساب میآمد. تروتسکی بهترین سخنران انقلاب اکتوبر بود و در عین حال نبوغ نظامی خوبی داشت. از ابتکارات او علاوه بر NEP میبایست به نام شوروی و حتی انتخاب داس و چکش برای این کشور توجه کرد.او بر خلاف استالین فحاش و دهن دریده و به نوعی انقلابی بخوبریده نبود و با چماقداری و لمپن بازی مخالف بود و حرمت اهل فرهنگ را تا زمانی که قدرت داشت و هنوز عامل امپریالیزیم! نشده بود حفظ میکرد. تا یادم نرفته به مناسبت تروتسکی از جزوه "آزادی و آزادفکری"مجتبی مینوی یادکنم که که فصل مشبعی در مذمت استالین دارد و البته ظاهرا مینوی پس از خواندن"جنایات استالین" تروتسکی خواسته بود تا تجدیدنظر کلی در نوشته پیشین خود کند و لعابش را بیشتر از قبل کند. جلال آل احمد این مقاله اخیر تروتسکی را به خلیل ملکی داد و در نهایت سبب شد ملکی با سوسیال دموکراتهای اروپا مربوط شود. مجتبی مینوی به خاطر همین لیچارهایش به استالین در کنگره ۱۹۶۰ خاورشناسان نتوانست وارد لنینگراد شود و آرزوی دیدن کتابخانه آنجا را با خود به گور برد. روسها کتاب او و تروتسکی بازیش را خوانده بودند و تصمیم گرفتند ورود مینوی را محدود کنند! این انگشت به شیر زدن برای مینوی را باید بر گردن "احمد احضر" حسابدار سفیر ایران در مسکو گذاشت که برای خوش خدمتی "همّاز مشاء بنمیم" شده بود! متاسفانه دستگاه دیپلماسی ایران و شخص سفیر در آن سالها پیش روسها قول فردوسی را فراموش کرده بودند:
سخن چین و بیدانش و چاره گر
نباید که یابند پیشت گذر!
پ ن:عکس، ادیت دستگاه پروپاگاندای شوروی از عکس لنین در سالگرد انقلاب با تروتسکی و کامنف است که آن دو رقیب استالین را حذف شیمیایی کرده است!!
محمّدامین احمدپور
@Savadvabayaz | سواد و بیاض
- ❤ 11
- 👍 7
- 👏 6


