TGViewer
سواد و بیاض (یادداشت های محمدامین احمدپور) سواد و بیاض (یادداشت های محمدامین احمدپور) @savadvabayaz · 1.21K subscribers
Post #466 2.55K
در شهرستان صحنه کرمانشاه بیمارستانی به نام بیمارستان "معاون" وجود دارد که خوشبختانه هنوز نام بانی آن را برخود دارد. "دکتر حسین معاون" نماینده مجلس از کرمانشاه در نیمه نخست دهه ۲۰شمسی در تصادف اتوموبیل جان باخت تا فقط نامش با همین بیمارستان بعد از ۸۰سال باقی بماند.
مقصد ز کاخ و صفه  الوان نگاشتن
کاشانه های سر به فلک بر فراشتن
گلهای رنگ رنگ و درختان میوه را
در باغ و بوستان ز سر شوق کاشتن
دانی که چیست تا به مراد دل اندر آن
یک لحظه دوستی  بتوان شاد داشتن
و رنه چگونه مردم عاقل بنا کنند
از گل عمارتی  که بباید گذاشتن
حسین‌معاون به اصطلاح نسبا و سببا از دم کلفت‌های روزگار بود. پدرش "میرزا جواد خان معاون‌السلطان" صاحب املاک فراوان در صحنه  و پدربزرگش "میرزا محمد حسین وزیر دفتر" برادر دکتر "محمد مصدق" بود که جدشان "میرزا هدایت الله وزیر دفتر" از رجال قدرت مند دوره ناصری و از نسل مستوفیان آشتیانی در دوره زندیه بود. طبعا دکتر معاون با این فک و فامیل اعیان و اشراف می‌بایست با شاه هم فالوده نخورد بخصوص که خودش باجناق "علی امینی" نخست وزیر ایران و نیز داماد وثوق الدوله هم محسوب می‌شد و به نوعی زیر و بالایش با نخست وزیرها و وزرا پیوند خورده بود و نیاز نیست درباره سائر فامیل‌های او یعنی "احمد قوام" و "میرزا یوسف آشتیانی" چیزی بگویم.
وابن اللبون إذا ما لز في قرن
لم يستطع صولة البزل القناعيس
دکتر معاون با تکیه بر این خانواده که مناصبشان را تریلی نمی‌کشید در دوران قدرت رضا شاه بی‌محابا از او انتقاد می‌کرد و همین موضوع سبب شد که دستگیر شود. وقتی به قول برخی اهل ادب در فنارسه! روزنامه‌ها کاریکاتور رضاشاه را به شکل کرم بزرگی کشیدند که در حال خوردن زمین‌های شمال است شاه چنان غضب کرد که دستور داد تمام محرّکان احتمالی را دستگیر کنند و آجان‌های نظمیه هم اول از همه یخه حسین معاون شاهزاده دنده پهن کرمانشاهی را چسبیدند. از آنجا که هنوز ایران نیازی به قاضی هایی چون "آندره ویشینسکی" برای محکوم کردن افراد نداشت دکتر معاون بدون حرف پیش به حبس افتاد. در آنجا تا پای مردن هم پیش رفت. داستان‌جالبی از زبان "ابونصر عضد قاجار" در مصاحبه با هاروارد در این باره نقل شده:
"....بالای سر من یک اتاق کوچولویی بود که توی این اتاق یک مرد لاغری، لاغر خوابیده بود. و روز همان شبی که این را کشتند، یک مرد کریه المنظری جلوی اتاقش وایساده بود که بعد معلوم شد آن عباس شش انگشتی بود که به دارش زدند. واقعاً یک صورت وحشتناکی این مرد داشت که هر کسی را می‌خواستند انژکسیون بزنند، بکشند، او مأمور مریض‌خونه شهربانی بود.
او جلوی در اتاقش وایساده بود. سه بعد از شب من دیدم یک کسی بالای سر من خرخر می‌کند و بالای سر من یک جایی بود که آب، می‌دانید با دلوچه می‌انداختند، آب، آب پاشی می‌کردند. آن وقت که فشار آب نبود، از آنجا با مشک و اینها با چرخ آب پاشی می‌کردند. سرش را گذاشته دم آن خرخر می‌کند. این مردکه بهش انژکسیون هوا زده بود. من هم جلو بودم با مرحوم دکتر معاون، گفتم که دکتر، آدم بالای سرمون آدم کشتند، تکون نخوریم امروز. اگر دیدی، ندیدی، صدات درنیاد، والا ما را هم می‌کشند. تا دَه ما همین‌طور گرفتیم خوابیدیم و تا بالاخره پلیس‌ها آمدند که بلند شوید و بلند شوید. ما را بیدار کردند و شب یک مقصودی نامی بود از آن کهنه شهربانی هایی که این نمی‌دانم شصت سالش، هفتاد سالش بود، هنوز نایب دوم بود. گفت ای بابا، یک بیچاره‌ای امروز خبر آزادی‌اش را دادند و این امروز فوت کرد. شما دیدید؟ گفتم نه ما چیزی ندیدیم. من شروع کردم ورزش کردن و من اتفاقاً شده بودم رئیس ورزش آنجا و همه، من به جلو همه حبس‌ها هم هر کدام آنجا بود دنبال من...."
در هر حال حسب و نسب دکتر معاون به دادش رسید و به دستور رضاشاه به مسقط الراس پدریش کرمانشاه تبعید شد تا بعد از سقوط پهلوی اول کوکب بختش در آسمان سیاست ایرانی درخشش کوتاهی در قامت سناتوری داشته باشد.
راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.
محمّدامین احمدپور
@savadvabayaz | سواد و بیاض
  • 👍 21
  • ❤ 6
  • 👏 3
More from @savadvabayaz
  1. Sep 14, 2026از میان جملاتی که دوست دارم این گفتار از "تروتسکی" جایگاه خاصی دارد زیرا شاید مناسبتی هم ب…
  2. Jul 7, 2026در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی ایران، قاری قرآن گویا قرآن‌ ناطق شده بود پس برای هر کس آ…
  3. Jul 5, 2026در دوران نت ملی گفته بودم: قلبت نت ملی است ای زیبا رو کانفینگ بده که اندکی آیم تو حتی دو د…
  4. Jul 3, 2026زمانی که در دهه ۹۰ از جهل جوانی گمان می‌کردم می‌توان با کاندیدای مجلس شدن و زنخ جنباندن کا…
  5. Jun 25, 2026اگر در فارسی بهترین شعر برای حسین بن علی غزل حسین منزویست با مطلع: ای خون اصیلت به شتک ها…
  6. Apr 29, 2026گویم به تو من ز بانکشان مختصری زیرا که ز کار و بارشان بی خبری یک پول سیاه هم به دستت ندهند…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →