زمانی که در دهه ۹۰ از جهل جوانی گمان میکردم میتوان با کاندیدای مجلس شدن و زنخ جنباندن کاری برای مردم کرد مرا در مرحله اول به سبب عدم التزام به اسلام رد کرده بودند و البته بعد شاید از اینکه طرف برایم انگشت به شیر زده چیزی دستگیرشان شد یا لابد برای گرم شدن تنور انتخابات از نظرشان برگشتند و تاییدم کردند. از دوستی که سر و سری با اهل بخیه داشت شنیدم که دلیل رد اولیه آن بوده که قائلی قاری! به آنها گفته این احمدپور در آمریکا زن صیغه میکند!
هرکس که دراین زمانه عزّت جوید
باید که رهِ دروغ گویی پوید
عینک زان رو دوچشمِ مردم شده است
کزنیک وبد آنچه بیند افزون گوید
آنها هم بیتوجه به "فاسق بنبا" پذیرفتند و این بادمجان از بغداد خواستن را به دوسیهام که کم از نامه اعمال روز قیامت یزید در چشمشان نداشت ملصق کرده بودند!
این در حالی بود که من آن موقع اصلا پاسپورت نداشتم و در عمرم جز یک بار برای سفر عتبات از کشور خارج نشده بودم که انگ جانی سینز بودن بخورم! در هر حال آقایان اشتازی طور، زحمت اکتشاف آموندسنی این قضایا را به خود نداده بودند چرا که پذیرش یک دروغ بسیار آسانتر از اثبات حقیقتی است که ممکن است کمی تحقیق هم بخواهد! ظاهرا مارکتواین در جایی گفته:
"تا حقیقت کفش هایش را به پا کند، دروغ نیمی از جهان را دویده است!!"
حالا تکلیف ما با این قسم آدمهای پاچه ورمالیده بخوبریده که ابایی از هیچ قسم دروغی ندارند چیست خدا میداند؟! من درویش یک لا قبا به مصداقِ گوز بیبی صدا ندارد خطا و صوابم چندان اهمیتی ندارد ولی حکایت جالبی از یک دروغگوی بیچشم و رو در سیر اعلام النبلاء خواندم که نقلش بیمزه نیست. "احمد بن حنبل" بیش از یک میلیون حدیث از پیامبر(ص)نقل کرده بود. هم کلاس او "یحیی بن معین" نیز از خریطان فن حدیث بود و احمد بن حنبل راجع به او گفته بود هر حدیثی که یحیی بن معین نشنیده باشد قطعا از پیامبر (ص)نیست. در هر حال، روزی احمد و یحیی برای اقامه نماز به مسجد رصافه رفتند. قاص یا امام جماعت بلند شد و حدیثی گفت به این شکل:
"حدثنا احمد بن حنبل و یحیی بن معین قالا حدثنا عبدالرزاق حدثنا معمر عن قتاده عن انس قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من قال لا اله الا الله خلق الله من کل کلمه طیرا منقاره من ذهب و ریشه من مرجان! یعنی احمد بن حنبل و یحیی بن معین با سند متصل از رسول الله (ص)نقل کردند که گفت: هرکس لا اله الا الله بر زبان جاری کند خداوند [در بهشت] از هر کلمه برایش پرنده ای خلق می کند که منقارش از طلا و پرو بالش از مرجان باشد!
احمد بن حنبل با تعجب به یحیی بن معین نگریست که او هم از تعجب خشکش زده بود و از او پرسید تو چنین چیزی گفتی؟ یحیی گفت والله این حدیث را همین الان شنیدهام. وقتی نماز تمام شد به پیش امام جماعت رفتند. مرد که نعل خر مرده را هم میکند گمان کرد میخواهند به او صله بدهند. یحیی آستینش را گرفت و گفت: "چه کسی این حدیث را یه تو گفته!؟او پاسخ داد شخصا از احمد و یحیی شنیده ام!" یحیی بن معین گفت: "من یحیی هستم و این احمد بن حنبل است!!!"
مرد دروغگو گفت شنیده بودم یحیی آدم احمقیست ولی باور نمیکردم! شما فکر کرده اید فقط شما یحیی بن معین و احمد حنبل هستید؟من از ۱۷ احمد بن حنبل حدیث نقل می کنم!
نظیر این حکایت را سعدی در گلستان هم آورده :شیّادی گیسوان بافت که من علویم...و ظاهرا قرن هاست این قسم شارلاتان ها بر خر مراد سوارند و چهار اسبه می تازند.
حالا ما با این دروغ زنها چه بکنیم یک حرف است و اینکه سیستمی امورش را روی حرف امثال این ها بچرخاند مورد وثوق باشند و شلتاق کنند یک حرف!!
ز بوم شوم توقع مدار یمن همای
طمع مبند که گنجشک فعل باز کند
چنین که پایه مفسد بلند شد نه عجب
که دست جور بر اهل زمان دراز کند
محمّدامین احمدپور
@savadvabayaz | سواد و بیاض
Post #472
1.54K
- 👍 25
- ❤ 11
- 😁 5
- 🥰 1