«آزادی چیزی نیست جز مشارکت در قدرت.» 📚
مارکوس تولیوس سیسرون ✍
آگ @dialectic_of_society

«آزادی چیزی نیست جز مشارکت در قدرت.» 📚

Forwarded from Imani - Denkbewegungen
«هرچه یک جمهوری فاسدتر باشد، قوانین آن فراوانتر است.»
آگورا ⭕️ از پلوپونز تا لویاتان؛ چهار پرتره از شرارت انسان در تمدن غرب ✍ محمدامین سلیمانی آنگونه که «شارل دو بووار» در کتاب غرب چیست؟ شرح میدهد، تمدن باختر را میتوان برآیند چهار میراث فکری کلان دانست: تمدن یونان و تفکر فلسفی آن، تمدن روم و نقش قاطع آن در تکوین…

«از چنین چوب کجی که نوع بشر از آن ساخته شده، هیچ چیز کاملاً راست نمیتوان ساخت.»

🏛️ «Corruptissima re publica plurimae leges.»
📜 «هرچه جمهوری فاسدتر باشد، قوانین بیشتری وجود دارد.»
آگورا ⭕️ از پلوپونز تا لویاتان؛ چهار پرتره از شرارت انسان در تمدن غرب ✍ محمدامین سلیمانی آنگونه که «شارل دو بووار» در کتاب غرب چیست؟ شرح میدهد، تمدن باختر را میتوان برآیند چهار میراث فکری کلان دانست: تمدن یونان و تفکر فلسفی آن، تمدن روم و نقش قاطع آن در تکوین…

حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.
(یوحنا:۸_۳۲)
آگورا 1_25106975477.pdf
آگورا در سنت مسیحی، آموزهی گناه نخستین صورت دیگری از این بدبینی انسانشناختی را عرضه میکند. روایت سفر پیدایش از سقوط آدم و حوا، تصویری از سرشت انسانی به دست میدهد که در آن، میل به تباهی و گناه در درون انسان حضور دارد و رهایی از آن صرفاً از طریق تواناییهای خودبنیاد انسان میسر نیست، بلکه به فیض، ایمان و رحمت الهی نیازمند است. آدم و حوا را میتوان، فارغ از بحث تاریخیبودن یا نبودن آنها، بهمثابه نمادهایی از وضعیت عام بشر در تاریخ فهم کرد: روایتی که «سقوط» را نه حادثهای صرفاً متعلق به گذشته، بلکه تجربهای تکرارشونده در حیات انسانی میبیند.

Forwarded from کاتخون
آگورا تعریف مقامهایی چون «کنسول» و «دیکتاتور» در جمهوری روم، خود گواهی بر درک عمیق رومیان از منطق حاکم بر واقعیت عینیِ حیات سیاسی و علم حقوق است. «کنسول» مظهر زمامداری جامعه در دوره صلح و ثبات بود؛ جایی که قانون و امر عام سیطره داشت. در مقابل، انتصاب «دیکتاتور»…

آگورا این تصویر، البته بهتنهایی نظریهی «دوست و دشمن» کارل اشمیت را اثبات نمیکند، اما میتوان آن را در کنار خوانش اشمیت از امر سیاسی قرار داد؛ جایی که تمایز دوست و دشمن به یکی از بنیادیترین صورتهای امر سیاسی تبدیل میشود. در چنین خوانشی، «دشمن» صرفاً یک فرد یا گروه منفور نیست، بلکه دیگریای است که وجود او در تعریف هویت سیاسی «ما» نقش دارد.

از دو عنصر اساسیِ نگاهِ «دوست/دشمن» به امور، عنصر «دشمن» بهوضوح اولویت مییابد. یعنی، آنطور که نشان داده شده است، زمانی که اشمیت از این منطق سخن میگوید، در واقع و تنها از «دشمن» صحبت میکند. در پاسخ میتوان گفت هر کلیتی از انسانها بدین دلیل به دنبال «دوست» میگردد که از قبل با «دشمن» مواجه شده است. ماهیت عینیِ روابط سیاسی در ارجاع به «دشمن» نهفته است.
آگورا تعریف مقامهایی چون «کنسول» و «دیکتاتور» در جمهوری روم، خود گواهی بر درک عمیق رومیان از منطق حاکم بر واقعیت عینیِ حیات سیاسی و علم حقوق است. «کنسول» مظهر زمامداری جامعه در دوره صلح و ثبات بود؛ جایی که قانون و امر عام سیطره داشت. در مقابل، انتصاب «دیکتاتور»…

«قوانین روم، قدرت عمومی را بهخردمندانه میان شمار زیادی از مقامات تقسیم کرده بود؛ مقاماتی که از یکدیگر حمایت میکردند، یکدیگر را مهار میکردند و یکدیگر را تعدیل مینمودند.»

«ای انسان، تو کیستی که با خدا مجادله کنی؟ آیا مصنوع به صانع خود میگوید: چرا مرا چنین ساختی؟ آیا کوزهگر اختیار ندارد که از یک گل، ظرفی برای استفادهای شریف و ظرفی برای استفادهای پست بسازد؟»(رومیان ۹:۲۰–۲۱)
آگورا ⭕️ از پلوپونز تا لویاتان؛ چهار پرتره از شرارت انسان در تمدن غرب ✍ محمدامین سلیمانی آنگونه که «شارل دو بووار» در کتاب غرب چیست؟ شرح میدهد، تمدن باختر را میتوان برآیند چهار میراث فکری کلان دانست: تمدن یونان و تفکر فلسفی آن، تمدن روم و نقش قاطع آن در تکوین…