⭕️ فانتزی انجیل واحد و مسیحیان مغرض: نقدی بر دین پژوهان مسلمان
✍محمدامین سلیمانی
یکی از خطاهای فاحش برخی دینپژوهان مسلمان، فانتزی ذهنی ایشان دربارهٔ وجود متنی واحد، منسجم و متقن به نام «انجیل» است. آنان با مفروض گرفتن وجود چنین متنی بهعنوان «کتاب حقیقی»، متون متکثر مسیحی را که بعدها پدیدار شدند، در قالب منابع تحریفشده یا منحرف از متن اصیل تفسیر میکنند. حال آنکه این پیشفرض، ماهیت تاریخی و معنایی واژهٔ «انجیل» و فرایند شکلگیری ادبیات مسیحی نخستین را نادیده میگیرد.
لفظ «انجیل» در اصل از واژهٔ یونانی euangelion به معنای «بشارت» یا «خبر خوش» گرفته شده است و در نخستین کاربردهای مسیحی، الزاماً به یک کتاب مشخص و واحد اشاره نمیکرد؛ بلکه پیش از هر چیز ناظر به پیام و بشارت مسیحی بود. از همین رو، تبدیل «انجیل» به تصور یک کتاب واحد و اولیه که سپس متون متعدد موجود نسخههای تحریفشدهٔ آن تلقی شوند، نوعی فرافکنی مفهومی متأخر بر وضعیت تاریخی مسیحیت نخستین است.
در واقع، آنچه امروزه «اناجیل» مینامیم ــ فارغ از اینکه در شمار متون قانونی یا آپوکریفایی قرار گیرند ــ حاصل فرایندی تاریخی، تدریجی و چندلایهاند که در بستر سنتهای شفاهی، جماعتهای مسیحی و انتقال تعالیم عیسی و رسولان شکل گرفته است. این متون را نمیتوان صرفاً نسخههای متفاوت یا تحریفشدهٔ یک متن مادر دانست؛ بلکه آنها بازتاب سنتهای روایی، الهیاتی و تفسیری گوناگونی هستند که در جوامع مختلف مسیحی شکل گرفتند و بهتدریج در قالب آثار مکتوب تثبیت شدند.
این مسئله را باید در پرتو ماهیت عمدتاً شفاهی مسیحیت نخستین فهم کرد. عیسی خود اثری مکتوب از تعالیمش برجای نگذاشت و انتقال پیام او در نخستین مرحله، عمدتاً از طریق موعظه، روایت، تعلیم و حافظهٔ جماعتهای پیروانش صورت میگرفت. رسولان و مبلغان مسیحی نیز این سنتها را در مناطق مختلف گسترش دادند و در مواجهه با جماعتهای گوناگون، آنها را روایت و تفسیر کردند. پولس نیز، بهعنوان یکی از مهمترین مبلغان مسیحیت نخستین، نقشی تعیینکننده در گسترش این پیام در خارج از بستر یهودی داشت.
حتی مقایسهٔ شیوهٔ فعالیت یحیی و عیسی نیز از همین منظر قابل توجه است. یحیی عمدتاً در ناحیهٔ رود اردن به موعظهٔ توبه و انجام غسل تعمید میپرداخت، در حالی که عیسی در میان شهرها و روستاهای جلیل و یهودیه حرکت میکرد و پیام خود را مستقیماً به مخاطبان مختلف عرضه میکرد. همین ماهیت سیال و شفاهیِ انتقال پیام، در کنار گسترش جغرافیایی جنبش مسیحی، زمینهٔ شکلگیری و تداوم سنتهای روایی متنوعی را فراهم کرد.
بنابراین، وجود اناجیل متعدد را نمیتوان لزوماً نشانهٔ غرضورزی، جعل یا تحریف عمدی مؤمنان مسیحی دانست. تکثر این متون را میتوان تا حد زیادی پیامد طبیعیِ ماهیت شفاهی، چندکانونی و چندصدایی مسیحیت نخستین دانست؛ جنبشی که پیش از تثبیت مجموعهٔ متعارف عهد جدید، مجموعهای متنوع از سنتهای روایی، تعلیمی و الهیاتی را در خود جای داده بود.
از این منظر، پرسش تاریخیِ مهم نه این است که «انجیل حقیقی کدام است و چگونه تحریف شده است؟»، بلکه این است که پیام عیسی چگونه از یک سنت عمدتاً شفاهی به مجموعهای متکثر از متون تبدیل شد و چگونه از میان این تکثر، مجموعهٔ متعارف اناجیل و در نهایت قانون عهد جدید شکل گرفت.
Post #1497
205