⭕️ قابیل و هابیل: نوآوری یا دگرگونیِ یک روایت کهن؟
(از سومر تا اورشلیم)
✍ محمدامین سلیمانی
کهنالگوی «برادرکشی» از رایجترین الگوهای اسطورهای در تمدنهای باستانی است. از جدال «رومولوس» و «رموس» در اساطیر روم بر سر بنیانگذاری شهر روم گرفته تا نبرد «ست» و «اوزیریس» در اساطیر مصر برای کسب سلطنت، و حتی روایت دوقلوهای رقیب در اساطیر بومیان آمریکا؛ همگی بازتاب نوعی تعارض بنیادین میان خویشاوندان، قدرت و مشروعیتاند.
با این حال، کمتر روایتی به اندازه اسطوره سومریِ «دموزی» (Dumuzi) و «انکیمدو» (Enkimdu) از نظر ساختار اجتماعی و نمادین به داستان «قابیل» و «هابیل» نزدیک است. در این روایت کهنِ بینالنهرینی، دموزی چوپان و انکیمدو نماینده کشاورزی است؛ درست همانگونه که هابیل شبان و قابیل کشاورز است. هر دو روایت بر تقابل دو شیوه زیست و دو شکل از تولید اقتصادی استوارند: دامداری در برابر کشاورزی.
در اسطوره سومری، دموزی و انکیمدو برای جلب نظر اینانا، الهه عشق و باروری، با یکدیگر رقابت میکنند. هرچند این رقابت به خشونت و قتل نمیانجامد، اما ساختار بنیادین آن ــ تقابل چوپان و کشاورز ــ شباهتی قابل توجه با روایت کتاب مقدس دارد؛ روایتی که در آن رقابت بر سر قربانیِ پذیرفتهشده، سرانجام به نخستین قتل در تاریخ بشر ختم میشود.
برخی پژوهشگران بر این باورند که داستان قابیل و هابیل در بستری شکل گرفته که اساطیر بینالنهرین، بهویژه سنتهای سومری و بابلی، حضوری ریشهدار در آن داشتهاند. از این منظر، روایت عبری نه صرفاً یک اقتباس، بلکه نوعی بازآفرینی و دگرگونیِ الهیاتیِ الگوهای کهنتر محسوب میشود؛ الگویی که اینبار به جای رقابت عشقی، به مسئله گناه، حسادت، خشونت و مسئولیت اخلاقی انسان میپردازد.
همچنین برخی انسانشناسان و اسطورهپژوهان، تقابل قابیل و هابیل را بازتاب تنشهای تاریخی میان جوامع کشاورز و کوچنشینِ دامدار در خاور نزدیک باستان میدانند؛ تنشی که در بستر شکلگیری نخستین تمدنهای بینالنهرین، نقشی تعیینکننده در سازمان اجتماعی و تقسیم کار داشته است.
Post #1489
184