✍ محمدامین سلیمانی
بذری که در قرن شانزدهم میلادی در قالب «اخلاق کار سرمایهداری» سر برآورد، ریشههایی دوردست در الهیات تقدیر و انتخاب الهی داشت؛ مفهومی که پولس در قرن نخست میلادی صورتبندی کرد و بعدها در الهیات آگوستین و بهویژه کالون بسط و نظاممند شد.
کالون با طرح مقولهی تقدیر الهی (Predestination) بیان کرد که سرنوشت ابنای بشر در چارچوب طرحی ازلی و مقدر رقم خورده است. ازاینرو، فرد مؤمن نمیتوانست با اعمال خود سرنوشت نهایی خویش را تغییر دهد؛ اما میتوانست در زندگی دنیوی، نشانههایی از انتخاب و فیض الهی را در خود جستوجو کند. در این چارچوب، انضباط شخصی، اشتغال مستمر و کامیابی در فعالیت دنیوی نه علت رستگاری، بلکه میتوانست نمود و قرینهای از سعادت ازلی تلقی شود.
اما نطفهی این اندیشه بسیار پیشتر منعقد شده بود؛ زمانی که پولس در رسالهی رومیان، باب نهم، در پاسخ به پرسش از مسئولیت انسان در برابر ارادهی خداوند، استعارهی کوزهگر و گل را به کار میگیرد:
«ای انسان، تو کیستی که با خدا مجادله کنی؟ آیا مصنوع به صانع خود میگوید: چرا مرا چنین ساختی؟ آیا کوزهگر اختیار ندارد که از یک گل، ظرفی برای استفادهای شریف و ظرفی برای استفادهای پست بسازد؟»(رومیان ۹:۲۰–۲۱)