رشته، مدرک و تحصیلات نه نشانه سواد است و نه عقل و دانش. اما نشانه چیزی که برای ما مهم است و در پی آنیم، هست.
کسی که فلسفه میخواند دنبال "حقیقت" است. چه در سیاست، چه در دین و چه در علم.
چرا «وادی»؟
https://t.me/vaadie/11
ارتباط با من:
@Jdarvish
Post #695
191
🔴 دهسالگی کانال وادی
۲۱ مهر ۱۳۹۵ یعنی دقیقاً ۱۰ سال پیش، اولین پست این کانال را نوشتم. تقریباً ۱۰ سالِ قبل از آن را هم بطور مداوم در وبلاگ شخصی و چندین نشریه دانشجویی مینوشتم. آخرین آنها، مجله وزین مهاجر بود که برایش مجوز گیشه هم از وزارت ارشاد گرفته بودیم و با جمعی از دوستانِ مهاجرت کرده به علوم انسانی در دانشگاه شریف منتشر میکردیم. جمعی که دیگر هرگز تکرار نشد.
🔷 در مجموع، وقتی نگاه میکنم به این ۴۰ سال اول عمرم، میتوانم آن را به دو ۲۰ سال تقسیم کنم. ۲۰ سال اول، همهچیز در زندگی من حول «ورزش» تعریف میشد و ۲۰ سال دوم، همهچیز حول «نوشتن».
🔷یک شاخه جذاب در روانشناسی هست که «روانشناسی شخصیت» نام دارد. در آنجا بحث این است که چه الگوهای پایداری در رفتار و احساسات هرکسی میتوان پیدا کرد که او را از بقیه متمایز میکند. یکی از مفاهیم محوری آن self-concept یا خودپنداره است. خودپنداره من در ۲۰ سال اول نسبت به ۲۰ سال دوم کاملاً متفاوت بوده است. (خودپندارههای متفاوت، اگر متضاد و متناقض شوند، خوددرگیری در فرد حتمی است 😊)
حالا بعد از چهلسالگی و در عمر کوتاه باقی مانده، میخواهم یک سنتزی از این دو در خودم ایجاد کنم. به نظرم ورزش و نویسندگی، زوج خط حمله خوبی هستند.
🔷 من اگر قرار بود با این 1K فالوئری که در طول 10 سال فعالیت در این کانال جذب کردهام ادعای پیامبری کنم، به پیروانم توصیه میکردم که به فرزندان خود ورزش، نویسندگی و ناخنکاری بیاموزید!
از آخری شروع کنم: ناخنکارها در ایران انسانهای پولداری هستند که بازار آنها تقریبا دائمی است و از گزند قطع اینترنت، فیلترینگ، جنگ و توسعه هوش مصنوعی مصون است!
ورزش و نویسندگی را هم برای این توصیه میکنم که بهترین عرصه تمرین soft skills و مهارتهای نرم هستند: تابآوری، تفکر انتقادی، تصمیمگیری، تفکر طراحی، حل مساله، انعطاف پذیری و...، در ورزش و نویسندگی موج میزند.
مهارتهای نرم برای انسان آب و نان نمیشود، ولی کمترین منفعتاش این است که آسیب به روح و روان اطرافیان را از ناحیه ما کمتر میکند! علاوه بر این، به نظر من برای خود انسان هم زندگی را لذتبخشتر و آرامش را بیشتر میکنند.
🔸اما در مورد این کانال:
مطالبی که تا الان نوشتهام را نشمردهام. و چون در این ده سال همواره در حال خواندن و نوشتن بودهام، طبیعتاً تغییر کردهام و همه آن مطالب را الان قبول ندارم.
اگر یک نفر برگردد و همه این مطالب را بخواند، احساس میکند که بسیار پراکندهاند. ولی اگر بخواهم یک شاخه معرفی کنم که اکثر آنها را دربر میگیرد، STS است. STS در دو معنا به کار میرود. اولی Science and Technology Studies و دومی که کمی هم جامعتر است، Science, Technology and Society است.
ورود من به فلسفه علم هم با علاقههایی به همین وسعت و البته عمق فلسفه بود. و الان هم فعلاً تا اطلاع ثانوی در همین عرصه مشغول مطالعه و تحقیق هستم. ساینس آن فقط الان بیشتر به علوم شناختی نزدیک است و تکنولوژی آن به هوش مصنوعی.
🔷آخرین نکتهام در مورد نوشتن عمومی و وبلاگنویسی و کانال داشتن است.
بعضی فکر میکنند آنها که برای دیگران مینویسند، همانهایی هستند که علاقه زیادی به بلندگو و منبر و میکروفون دارند، به اضافه یک خودعلامهپنداری گزاف با کمی چاشنی رفرمیست بودن!
اما حقیقتاً برای من یکی اینطور نیست. اولاً حجم نوشتههای غیرعمومی و برای خودم بسی بیش از نوشتههای عمومیام است.
ثانیاً یک جملهای در کانال دوست خوبم چند وقت پیش دیدم با این مضمون که: «علت اصلی نوشتن بیشتر آن است که نویسنده نمیتواند ننویسد.» خیلی حق بود.
ثالثاً و از همه مهمتر، کسی که خود را محقق علوم انسانی میداند باید بنویسد. نوشتن برای او ابزار آموختن است. مینویسد که اشکالاتش، ناپخته بودنش و فاصلهاش با فهم عرفی و درد عمومی مشخص شود تا بتواند خود را اصلاح کند. اتفاقا برج عاج نشینان علوم انسانی آنهایی هستند که نمینویسند و لذا از درد مردم آگاه نیستند.
رابعاً تقریباً مهمترین داشته من و تقریباً تنها چیزی که از خودم دارم، همین نوشتن و این کانال است. حافظ میگوید:
«من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس»
حالا حافظ شاید دنبال عیش و نوش بوده؛ من میگویم:
از گرانان جهان «همین کانال» ما را بس!
🔸ممنون که نوشتههای این کانال را میخوانید.💐🌺🌷
۲۱ مهر ۱۳۹۵ یعنی دقیقاً ۱۰ سال پیش، اولین پست این کانال را نوشتم. تقریباً ۱۰ سالِ قبل از آن را هم بطور مداوم در وبلاگ شخصی و چندین نشریه دانشجویی مینوشتم. آخرین آنها، مجله وزین مهاجر بود که برایش مجوز گیشه هم از وزارت ارشاد گرفته بودیم و با جمعی از دوستانِ مهاجرت کرده به علوم انسانی در دانشگاه شریف منتشر میکردیم. جمعی که دیگر هرگز تکرار نشد.
🔷 در مجموع، وقتی نگاه میکنم به این ۴۰ سال اول عمرم، میتوانم آن را به دو ۲۰ سال تقسیم کنم. ۲۰ سال اول، همهچیز در زندگی من حول «ورزش» تعریف میشد و ۲۰ سال دوم، همهچیز حول «نوشتن».
🔷یک شاخه جذاب در روانشناسی هست که «روانشناسی شخصیت» نام دارد. در آنجا بحث این است که چه الگوهای پایداری در رفتار و احساسات هرکسی میتوان پیدا کرد که او را از بقیه متمایز میکند. یکی از مفاهیم محوری آن self-concept یا خودپنداره است. خودپنداره من در ۲۰ سال اول نسبت به ۲۰ سال دوم کاملاً متفاوت بوده است. (خودپندارههای متفاوت، اگر متضاد و متناقض شوند، خوددرگیری در فرد حتمی است 😊)
حالا بعد از چهلسالگی و در عمر کوتاه باقی مانده، میخواهم یک سنتزی از این دو در خودم ایجاد کنم. به نظرم ورزش و نویسندگی، زوج خط حمله خوبی هستند.
🔷 من اگر قرار بود با این 1K فالوئری که در طول 10 سال فعالیت در این کانال جذب کردهام ادعای پیامبری کنم، به پیروانم توصیه میکردم که به فرزندان خود ورزش، نویسندگی و ناخنکاری بیاموزید!
از آخری شروع کنم: ناخنکارها در ایران انسانهای پولداری هستند که بازار آنها تقریبا دائمی است و از گزند قطع اینترنت، فیلترینگ، جنگ و توسعه هوش مصنوعی مصون است!
ورزش و نویسندگی را هم برای این توصیه میکنم که بهترین عرصه تمرین soft skills و مهارتهای نرم هستند: تابآوری، تفکر انتقادی، تصمیمگیری، تفکر طراحی، حل مساله، انعطاف پذیری و...، در ورزش و نویسندگی موج میزند.
مهارتهای نرم برای انسان آب و نان نمیشود، ولی کمترین منفعتاش این است که آسیب به روح و روان اطرافیان را از ناحیه ما کمتر میکند! علاوه بر این، به نظر من برای خود انسان هم زندگی را لذتبخشتر و آرامش را بیشتر میکنند.
🔸اما در مورد این کانال:
مطالبی که تا الان نوشتهام را نشمردهام. و چون در این ده سال همواره در حال خواندن و نوشتن بودهام، طبیعتاً تغییر کردهام و همه آن مطالب را الان قبول ندارم.
اگر یک نفر برگردد و همه این مطالب را بخواند، احساس میکند که بسیار پراکندهاند. ولی اگر بخواهم یک شاخه معرفی کنم که اکثر آنها را دربر میگیرد، STS است. STS در دو معنا به کار میرود. اولی Science and Technology Studies و دومی که کمی هم جامعتر است، Science, Technology and Society است.
ورود من به فلسفه علم هم با علاقههایی به همین وسعت و البته عمق فلسفه بود. و الان هم فعلاً تا اطلاع ثانوی در همین عرصه مشغول مطالعه و تحقیق هستم. ساینس آن فقط الان بیشتر به علوم شناختی نزدیک است و تکنولوژی آن به هوش مصنوعی.
🔷آخرین نکتهام در مورد نوشتن عمومی و وبلاگنویسی و کانال داشتن است.
بعضی فکر میکنند آنها که برای دیگران مینویسند، همانهایی هستند که علاقه زیادی به بلندگو و منبر و میکروفون دارند، به اضافه یک خودعلامهپنداری گزاف با کمی چاشنی رفرمیست بودن!
اما حقیقتاً برای من یکی اینطور نیست. اولاً حجم نوشتههای غیرعمومی و برای خودم بسی بیش از نوشتههای عمومیام است.
ثانیاً یک جملهای در کانال دوست خوبم چند وقت پیش دیدم با این مضمون که: «علت اصلی نوشتن بیشتر آن است که نویسنده نمیتواند ننویسد.» خیلی حق بود.
ثالثاً و از همه مهمتر، کسی که خود را محقق علوم انسانی میداند باید بنویسد. نوشتن برای او ابزار آموختن است. مینویسد که اشکالاتش، ناپخته بودنش و فاصلهاش با فهم عرفی و درد عمومی مشخص شود تا بتواند خود را اصلاح کند. اتفاقا برج عاج نشینان علوم انسانی آنهایی هستند که نمینویسند و لذا از درد مردم آگاه نیستند.
رابعاً تقریباً مهمترین داشته من و تقریباً تنها چیزی که از خودم دارم، همین نوشتن و این کانال است. حافظ میگوید:
«من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس»
حالا حافظ شاید دنبال عیش و نوش بوده؛ من میگویم:
از گرانان جهان «همین کانال» ما را بس!
🔸ممنون که نوشتههای این کانال را میخوانید.💐🌺🌷
- ❤ 25
- 👏 3

