🔴 توافق و بیعت
در فلسفه، هرگاه میخواهند بگویند چیزی بر اساس سرشت و ذات خود دلالتی دارد، از اصطلاح in principle استفاده میکنند. بهترین ترجمه برای آن «علیالاصول» است؛ همین واژۀ سیاسیِ ترندِ این روزها. در زبان فلسفی، in principle معمولاً یعنی «بهلحاظ اصل»، «از حیث قاعده»، یا «در سطح مبنا»؛ در برابر in practice که ناظر به امکان عملی، شرایط بالفعل و ملاحظات اجرایی است. پس «علی الاصول» یعنی، هرجا همان نسبت و همان شرایط اساسی برقرار باشد، همان حکم نیز برقرار میشود.
🔹 جمله مشهور امام حسین «مِثْلي لا يُبايِعُ مِثْلَ يَزيد»، یعنی فردی مانند من، in principle و علیالاصول، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
نکتۀ جالب سیاسی در مورد توافق و مذاکره با آمریکا این است که رهبر سابق، در یکی از آخرین فرازهای خود، برای اشاره به امتناع از بیعت، از همین جملۀ امام حسین استفاده کردند؛ و رهبر فعلی هم در یکی از مهمترین و صریحترین جملات خودشان گفتند «علیالاصول» نسبت به توافق نظر دیگری داشتند.
🔹میخواهم کمی دقت فلسفی روی این جمله کنم تا ببینیم آیا این جملۀ امام حسین در مورد خود و یزید، به توافق ایران با آمریکا قابل تعمیم است یا خیر؟
در جمله، «مثلی لا یبایع مثل یزید»، ما در حالتی میتوانیم آن را از تاریخ خود فراتر ببریم و آن را علیالاصول ترجمه کنیم که شرایط سه جزء موجود در آن جمله، مثل شرایط جهان actual ما باشد.
منظورم این است که ما فقط وقتی میتوانیم جملۀ امام حسین را به امروز تعمیم دهیم که سه شرط اصلی آن حفظ شود: اولاً طرفِ اول، فردی شبیه امام حسین(ع)، یا لااقل حامل آرمانهای او باشد؛ ثانیاً طرفِ مقابل، کسی شبیه یزید، با منش و منطق حکمرانی او باشد؛ و ثالثاً رابطه میان این دو از جنس «بیعت» باشد.
🔹در مورد رهبران ایران، فرض من این است که آرمانی شبیه امام حسین را دنبال میکردند و میکنند و الگوی آنها ایشان است. اما در مورد دو شرط دیگر مناقشه زیاد است. یعنی ما نمیتوانیم توافق با آمریکا را به بیعت با یزید ترجمه و تفسیر کنیم، به دو دلیل:
۱. یزید نمیتواند شبیه آمریکا باشد.
در تحلیل مرحوم دکتر فیرحی، انحرافات مختلفی بعد از اسلام در سیرۀ پیامبر، در میان خلفا پدید آمد. دورۀ عثمان اوج آن بود، ولی در هیچکدام خلافت تبدیل به امر موروثی نشده بود. یزید واقعا یک نمونه خاص از شرارت و ظلم در تاریخ اسلام است که حتی در تاریخ اهل سنت بدنام است.
روی کار آمدن او، شروع تبدیل خلافت به سلطنت موروثی بود. این اولین و مهمترین تفاوت یزید با پیشینیان اوست.
دومین تفاوت، در خواست یزید بود. یزید نمیخواست موازنۀ قدرت برقرار کند و نمیخواست با حضور جریانهای مخالف خود، از جمله امام حسین و عبدالله بن عمر، حکومت کند. او برخلاف پدرش و خلفای قبلی، نگاهی کاملاً توتالیتر به حکومت داشت.
امام حسن با معاویه وارد توافق صلح شد.
صلح امام حسن با معاویه بیش از اینکه به خاطر تفاوتهای شخصیتی امام حسن و امام حسین باشد، به خاطر تفاوتهای شخصیتی و مدل حکومتی معاویه و یزید بود.
۲. توافق، ربطی به بیعت ندارد.
واژۀ «بیعت» یک مفهوم تکنیکال و خاص در رابطه بین دو طرف است. معمولاً یعنی اینکه من تو را در جایگاه رهبری میپذیرم و نسبت به تو التزام سیاسی پیدا میکنم. این رابطۀ خاص واقعاً هیچ ارتباطی با مذاکره، توافق و مصالحه ندارد. در تاریخ اسلام و سیرۀ پیامبر و حضرت علی و امام حسن، موارد زیادی از مذاکره و صلح و توافق هست که همۀ آنها به معنای نوعی توافق آتشبس (مثل صلح حدیبیه) یا پیروی از یک سری اصول مشترک برای زندگی مسالمتآمیز در عین حفظ اصول (مثل پیمان پیامبر با یهودیان) یا واگذاری مسالمتآمیز قدرت در عین عدم بیعت با حاکم جدید (مثل صلح امام حسن)، بودهاند.
Post #678
1.06K
- 👍 27
- 👎 5
- ❤ 2
- 👏 1
- 🤔 1