🔴حاشیهنگاری کنفرانس استانبول
در ابتدا بگویم این رویداد با اینکه جمعیت کمی داشت (حدود ۳۰ نفر)، ولی اینترکالچرال و مولتینشنالترین رویدادی بود که رفته بودم. از آمریکا، کانادا، الجزایر، فلسطین، هند، ایتالیا، انگلیس، امارات، هلند، ترکیه و ایران، افرادی شرکت کرده بودند. نکته مهم این بود که راجع به رابطه علم و دین و بهطور خاصتر علم و اسلام صحبت میشد و جالب این بود که از کشورهای عربی خیلی کم بودند.
🔹اولین سؤال همه بعد از where are you from از من این بود که در جنگ، خودت و خانواده safe بودید؟
(دو سال قبل هم برای کنفرانسی به دوحه قطر رفته بودم، درست یک هفته بعد از حادثه سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور. آنجا هم بعد از اینکه میگفتم ایرانی هستم اولین سوال درمورد آن ماجرا بود.
حقیقتا درست گفتهاند که ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم، همچنین به تیر و مرداد و الخ!)
-دومین سؤال: اطراف شما هم جایی هدف قرار گرفته بود؟
+جواب من: بله، هر دو دانشگاهی که بودم و هستم (شریف و بهشتی) موشک خورد. ساختمان دپارتمانی که ارشد و دکتری خوانده بودم کاملاً تخریب شد.
- سومین سؤال: چطوری اینجا اومدی؟
+جواب من: با هواپیما.
-مگه پروازها برقراره؟
+فعلاً بله، پروازهای ایرلاینهای ایرانی به بعضی کشورهای اطراف برقراره.
همه از شرایط جنگی ایران اظهار تأسف و ابراز همدردی میکردند. آمریکاییها شرمنده هم بودند. یکی از آنها گفت: ببخشید کشور ما به کشور شما حمله کرد. من گفتم don’t worry ، دفعه اولتان نبوده! بعد هر دو خندیدیم و دوست شدیم.
🔹یک استاد تاریخ بود برای همان دانشگاه ابن خلدون که در بعضی جلسات شرکت میکرد. با هم چند بار همکلام شدیم. گفت من ایران آمدهام. تفاوت ترکیه با ایران تفاوت در «اصالت قدرت» در برابر «اصالت فرهنگ» است. منظورش این بود که تاریخ ترکیه پر از جنگ و قدرتنمایی و فتح و ظفر است. از عثمانی تا بیزانس روم شرقی و... ؛ راست هم میگفت. مساجد و اماکن قدیمی که من دیدم همه دارای معماریهای خیلی باابهت و عظیم و در عین حال یُغور بودند! از ظرافتهای هنری که ما در میدان نقش جهان اصفهان و کرمان و یزد و شیراز و تهران داریم، خبری نبود.
🔹نکته جالب برای من استفاده از فضای قدیمی وابسته به مسجد بزرگ و قدیمی سلیمانیه به عنوان یک کمپس دانشگاه ابن خلدون بود. کنفرانس ما هم دقیقاً در همینجا برگزار شد. فضایی بسیار زیبا و بسیار متناسب با حال و هوای موضوع کنفرانس. دومین بار بود که میدیدم یک فضایی که میتوانست موزه باشد، به کار آکادمیک اختصاص یافته است. دفعه قبلی آن در سوئد بود که جلسه دفاع یک دانشجوی دکتری فلسفه شرکت کردم که در موزه شهر برگزار میشد. همین فضاهای قدیمی و خانههای سنتی که ما در خیابان ایرانشهر و سنایی و فلسطین، تبدیل به کافه کردهایم، اینها برای رویدادهای علمی و فرهنگی استفاده میکنند. البته مخالف کافه نیستم. بهتر از متروک ماندن و نابود شدن است.
🔹چهار ایرانی در این کنفرانس شرکت کرده بودند که فقط من ساکن ایران بودم و مستقیما از ایران آمده بودم. یکی از کانادا و دو نفر از انگلیس بودند. بهیادماندنیترین بخش سفر را یکی از همین دوستان برای من رقم زد که اصفهانی هم بود. با هم روز جمعه رفتیم مسجد سلیمانیه که چسبیده به کمپس دانشگاه بود. نماز را خواندیم و موقع برگشت گفت یک لنگه کفش من نیست! گفتم چطور فقط یک لنگه نیست؟ گفت یک لنگه را اینجا گذاشته بودم و لنگه دیگر را چند متر آنطرفتر!!
حالا ماجرا این بود که چون امنیت کلاً در استانبول بالا است و بهخصوص مساجد انگار اصلاً دزد کفش ندارد، اینها در مسجد، کفشداری و کمدِ قفلدار یا کیسه کفش، تعبیه نکرده بودند. ولی دوست اصفهانی ما که نمیخواست فریب این صحنهسازی را بخورد، برای اینکه جناب دزد را آچمز کند، هر لنگه کفش را یک جا گذاشته بود!!😁
وقتی تدبیرش را توضیح داد، از این همه خلاقیت زمینگیر شدم! من در عمرم دهها مسجد و حسینیه و امامزاده و... رفتهام و رفتار مردمان را دیدهام. ولی تا به حال با چنین خلاقیتی روبهرو نشده بودم. به نظرم شرکتهای بزرگ فعال در قفلسازی و کلاً security در دنیا باید پروداکتمنیجرهای خود را بیایند از اصفهان head-hunt کنند!
ادامه 👇
Post #673
1.08K
- ❤ 14
- 😁 6
- 👍 1