TGViewer
وادی|جواد درویش وادی|جواد درویش @vaadie · 1.06K subscribers
Post #674 1.46K
وادی|جواد درویش 🔴حاشیه‌نگاری کنفرانس استانبول در ابتدا بگویم این رویداد با اینکه جمعیت کمی داشت (حدود ۳۰ نفر)، ولی اینترکالچرال و مولتی‌نشنال‌ترین رویدادی بود که رفته بودم. از آمریکا، کانادا، الجزایر، فلسطین، هند، ایتالیا، انگلیس، امارات، هلند، ترکیه و ایران، افرادی شرکت…
🔹هتل را خودشان گرفته بودند و اتاق‌ها اکثراً دو نفره بودند. لیست اتاق‌ها را هم از قبل ارسال کرده بودند. من با یک نفر به اسم شریق حیدری هم‌اتاق بودم. اسمش را که دیدم خوشحال شدم که انگلیسی و آمریکایی نیست و راحت‌تر می‌شود فهمید چه می‌گوید و درک می‌کند اگر در انگلیسی حرف زدن تپق بزنم. در اولین ملاقات، امیدم ناامید شد. از خود انگلیسی‌ها، لهجه‌اش نیتیو تر بود. پدر و مادرش پاکستانی بودند و خودش در انگلیس به دنیا آمده بود و بزرگ شده بود. از همه جالب‌تر رشته کارشناسی‌اش بود. گِس وات!؟ همان PPE آکسفورد که دقیقاً آخرین پست این کانال قبل از کنفرانس، آن را معرفی کرده بودم. دوست شدیم خیلی زیاد. در حدی که شب‌ها به او فارسی یاد می‌دادم. برای امر خیر نیاز داشت! یک همکلاسی دختر ایرانی داشت و fall in love شده بود! و برای اینکه دل او را برباید، می‌خواست چند جمله «فدایت شومِ» فارسی یاد بگیرد!

🔹یک مناسبت اصلی کنفرانس، معرفی و رونمایی از سری کتاب‌های کمبریج، Elements in Islam and Science بود. تقریباً همه نویسندگان جلدهای مختلف این سری به عنوان سخنران کلیدی دعوت بودند. یکی از آنها استفانو بیگلیاردی بود. عنوان کتابش Islam and pseudoscience بود و همین را هم ارائه داد. با شدت و شوریدگی خاصی علیه شبه‌علم حرف می‌زد و تقریباً  می‌توان گفت یک مصلح اجتماعی در این زمینه بود. در این حد که تی‌شرت روز سخنرانی‌اش منقش به عکس گالیله بود! چون از معدود حاضران کنفرانس بود که فلسفه علم خوانده بود، احساس قرابت زیادی به ایده‌هایش داشتم. ایتالیایی بود ولی ایتالیا را ول کرده بود و رفته بود در دانشگاه اخوین مراکش استاد شده بود. البته از قبل می‌شناختمش و کارهایش را دنبال می‌کردم، ولی فکر نمی‌کردم این چنین شور و حرارتی در ترویج علم داشته باشد. بیشتر از او خوشم آمد!

🔹پدیده کنفرانس بی‌تردید خود جناب Clark یا به قول ما که با او صمیمی شده بودیم، Kelly بود. او از مطرح‌ترین اساتید فلسفه دین دنیاست و شاگرد خلف جناب پلنتینگا بوده. خودش این جمع فوق‌العاده را آنجا جمع کرده بود. دو سه سال است که به‌صورت پروازی استاد مدعو دانشگاه ابن خلدون ترکیه شده است. تقریباً غیر از چای و غذا، بقیه کارها را خودش می‌کرد. از ابتدا هم بیشتر ایمیل‌های هماهنگی را خودش زد. بسیار شوخ‌طبع و گرم و صمیمی بود. در عین حال اجازه نمی‌داد یک ثانیه سخنرانی کسی طولانی‌تر از وقت تعیین‌شده‌اش شود. اولین روز گفت در این همایش فقط یک policy داریم، آن هم اینکه موبایل در طول جلسات داخل جیب باشد. یک بار هم وسط جلسات تذکر داد که در استفاده از سرویس‌های بهداشتی بهتر عمل کنید! گفته‌اند کثیف است.
یک سخنرانی هم خودش داشت که عنوانش این بود Advice to Muslim philosophers که نکات جالبی برای فلسفه‌ورزی فیلسوفان اسلامی داشت که چطور خودشان را وارد دیالوگ‌های حرفه‌ای فلسفه معاصر کنند. آخرین نکته‌اش این بود که ابن‌سینا و ابن‌رشد بزرگ هستند، ولی خودتان را هم دست کم نگیرید. ابن‌دکو و ابن‌سانیا هم می‌توانند به همان بزرگی باشند. حالا این دکو و سانیا دو استاد ترکیه‌ای حاضر در کنفرانس بودند که Kelly عکس آنها را داده بود هوش مصنوعی و با لباس ابن‌سینا آنها را گذاشته بود در اسلاید خودش! همه خندیدند.
یک ارائه کوتاه هم آخرین روز داشت. ارائه که نبود؛ یک‌سری اسلاید با عکس‌های متحرک و با موسیقی فوق‌العاده ساخته بود که آن را نمایش داد. عکس‌ها، شکار لحظه‌ها بودند از افراد حاضر در همایش و کنار آنها جملات قصار طنز نوشته بود. این کارش حقیقتاً همایش را ماندگار و فراموش‌ناشدنی کرد. اکثر شرکت‌کنندگان در حالی که می‌خندیدند، اشک در چشمشان حلقه زده بود.

🔹یکی از بهترین بخش‌های سفر را، امیرحسین، دوست ۳۰ ساله و هم‌مدرسه‌ای قدیمی برای من ساخت که در استانبول زندگی می‌کند. با اینکه سفرم خیلی فشرده بود و همه زمان‌ها پر بود، روز اول که رسیدم آمد فرودگاه و با هم کلی چرخیدیم و شهر را دیدیم. روز آخر هم که کنفرانس تمام شد به خرید رفتیم. سفر را واقعاً برای من لذت‌بخش کرد. خدایش خیر دهاد!

🔹گفتم هتل را خودشان گرفته بودند ولی هواپیما را قرار بود خودمان بگیریم و عکس بلیط و شماره حساب را بفرستیم که پول آن را برگردانند. من گفتم حساب بین‌المللی به خاطر تحریم و اینها ندارم. بعد، خود Kelly مدام پیگیر بود که حتماً پول من را به‌صورت نقدی به خودم بدهد. روز آخر در واتساپ پیام داد که من هر روز این پول تو را می‌برم هتل و می‌آورم، یادت باشد حتماً از من بگیری. رفتم و یادآوری کردم و از جیبش ۳۰۰ دلار درآورد به من داد. گفتم این بیشتر از پول بلیط من هست، من گفته بودم هزینه من ۲۴۰ دلار شده. گفت برای همسر و بچه‌ها از طرف من هدیه بخر.
.
  • ❤ 32
  • 👍 2
More from @vaadie
  1. Oct 13, 2026🔴 ده‌سالگی کانال وادی ۲۱ مهر ۱۳۹۵ یعنی دقیقاً ۱۰ سال پیش، اولین پست این کانال را نوشتم. ت…
  2. Oct 7, 2026🔺 کنش الهی و گرایش‌باوری: تبیین‌ناپذیریِ ناسازگاری (2026) 🔺 👤 نویسنده: دکتر جواد درویش…
  3. Oct 4, 2026🔴ورزش هم حریف AI نیست نمی‌دانم بازی‌های آسیایی ناگویا را چقدر دنبال کردید؟ ایران در این ب…
  4. Oct 1, 2026🔴 علم، چقدر می‌ارزد؟ (۲) یا چه شد که عقب افتادیم؟ در این مطلب به مقاله‌ای پرداختم که اثرِ…
  5. Sep 5, 2026مرتبط با مطلب بالا، چند روز پیش مصاحبه‌ای دیدم از رایان برگ (Ryan Burge)، جامعه‌شناس دین آ…
  6. Sep 1, 2026🔴چرا در کشورهای اسلامی دین‌داری افول نکرده است؟ در همین کانال قبلاً اشاره کرده بودم که آم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →