🔴علم، چقدر میارزد؟
الان شاید من باید بگویم علم آن امرِ متعالیِ آسمانی است که نمیشود روی آن قیمت گذاشت. اما این را نمیگویم چون همین جواب باعث شده در همهجا، از جمله ایران، سرِ دانشهای پایه و انسانی بیکلاه بماند.
ما ـ ساکنان اقلیم این علوم ـ همواره تقصیر را گردن نظام سرمایهداری و درک کوتهنظرانه تکنوکراتها و... میاندازیم. ولی تقصیر از خود ماست که هیچگاه سعی نکردیم ارزش واقعی این دانشها را بهصورت ملموس و دقیق، مشخص کنیم.
من بهتازگی مقالهای بینهایت آموزنده و تأثیرگذار پیدا کردم(اینجا) که با روشی بینهایت آموزنده و تأثیرگذار، روی بزرگترین و بنیادیترین پروژه علمی جهان، یعنی CERN، ارزشگذاری اقتصادی کرده است.
برای آنها که نمیدانند CERN چیست، فقط همین را بگویم که یک سازمان علمی عظیمالجثه بیندولتی است که ۲۵ کشور ـ از جمله ایران ـ عضو اصلی آن هستند و حدود ۱۵۰۰۰ کارمند و پژوهشگر و استاد از دانشگاهها و مؤسسات بیش از ۸۰ کشور در آن کار میکنند. به همین دلیل، در فلسفه و جامعهشناسی علم، CERN مثال تیپیکال Big Science است.
حالا سرن با این عظمت دنبال چیست؟
در سایتش نوشته:
At CERN, scientists from around the world explore the fundamental structure of the Universe.
یعنی یکجورهایی دنبال فهم جهان است. به همین بیمزگی برای یک سرمایه گذار!
🔹حالا این مقاله آمده و Cost-Benefit «برخورددهنده بزرگ هادرونی» یا «LHC»، قلب پروژه CERN، یعنی همان تونل ۲۷ کیلومتری در عمق ۱۰۰ متری زمین که بین سوئیس و فرانسه کشیده شده و در آن پروتونها را نزدیک سرعت نور به هم میکوبند تا ساختار ماده و سازوکار جهان هستی را بهتر بفهمند، محاسبه کرده.
مجموع هزینههای LHC از ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۵، به ارزش یوروی ثابت سال ۲۰۱۳، حدود ۱۳.۵ میلیارد یورو بوده است؛ که خب محاسبه آن کار عجیبی نیست. کار جالب، محاسبه سود است.
برای محاسبه سود، مقاله پنج نوع منفعت را در نظر گرفته:
۱. تولید دانش: ۲۸۰ میلیون یورو. در مقاله حساب کردهاند پژوهشگران چقدر وقت صرف خواندن یافتههای LHC و نوشتن مقالههای تازه بر اساس آنها کردهاند؛ بعد ارزش این زمان را با دستمزدشان سنجیدهاند و به عدد 280 میلیون یورو رسیدهاند.
۲. تربیت نیروی انسانی: ۵.۵ میلیارد یورو. حدود ۳۷ هزار دانشجو و پژوهشگر جوان در LHC آموزش دیدهاند. بر اساس نظرسنجی از افراد سابق سرن، این تجربه در مجموع حدود ۱۱.۸ درصد افزایش درآمد در مشاغل آنها، در یک دوره کاری چهلساله، نسبت به افرادی که در LHC کار نکردهاند ایجاد کرده است؛ جمع درآمد اضافی این ۳۷ هزار نفر در طول زندگی کاریشان، حدود ۵.۵ میلیارد یورو برآورد شده است.
۳. سرریز فناوری: ۵.۴ میلیارد یورو. سرن از شرکتها، تجهیزات بسیار پیچیده میخواهد که از قبل آماده فروش نیستند. شرکتها برای ساخت آنها فناوری و مهارت تازه پیدا میکنند و بعداً از همان دانش در بازارهای دیگر پول درمیآورند. مقاله سود اضافی این شرکتها را ۵.۴ میلیارد یورو محاسبه کرده است.
۴. اثر فرهنگی: ۲.۱ میلیارد یورو. بازدید از سرن رایگان است، اما بیارزش نیست. مردم برای سفر، اقامت و بازدید پول و زمان صرف میکنند. مقاله هزینه سفر بازدیدکنندگان، وقت کاربران سایتها و شبکههای اجتماعی، مخاطبان اخبار و حتی زمانی را که داوطلبان برای محاسبات علمی اختصاص دادهاند، 2.1 میلیارد ارزشگذاری کرده است.
۵. ارزش وجودی: ۳.۲ میلیارد یورو. از همه جالبتر همین مورد است. در اقتصاد محیطزیست مفهومی هست به نام «ارزش وجودی»؛ یعنی مثلاً ممکن است کسی در چین هیچوقت جنگل آمازون را نبیند، اما حاضر باشد برای حفظ آن سالی هزار دلار پول بدهد. نویسندگان مقاله درباره LHC و سرن هم همین منطق را به کار بردهاند. حتی کسی که هیچ استفاده مستقیمی از آن ندارد، ممکن است حاضر باشد مبلغی بدهد تا چنین پروژهای وجود داشته باشد و بشر جهان را بهتر بفهمد. پژوهشگران از ۱۰۲۷ نفر پرسیدهاند آیا حاضرند سالانه مبلغ کوچکی برای ادامه فعالیت LHC بپردازند. سپس این «تمایل به پرداخت» را به جمعیت مرتبط تعمیم دادهاند و به عدد ۳.۲ میلیارد یورو رسیدهاند.
🔹در نهایت، در این مقاله منافع پروژه حدود ۱۶.۵ میلیارد یورو برآورد شده یعنی با کسر هزینه 13.5 میلیارد، این پروژه نزدیک به 3 میلیارد یورو سود خالص ایجاد کرده است.
نکته مهم مقاله این است که ارزش اقتصادیِ یافتهها و فناوریهایی را که ممکن است در آینده از دل این پروژه بیرون بیاید، اصلاً در محاسبات نیاوردهاند؛ درحالیکه همین دستاوردهای پیشبینیناپذیر ممکن است بعدها ارزش اقتصادی فوقالعادهای ایجاد کنند.
Post #682
1.93K
- 👍 6
- ❤ 5
- 👎 1
- 🤯 1