حبّذا کاریزِ اصل چیزها...
در ادب و تاریخ، مولاناپژوهی، مطالعات عهدین و قرآن
مجید سلیمانی
@soleymanimajid
Post #84
538
صد سال پس از مولانا، ده
ملفوظات شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی، حدود ۷۵۵ هجری
اینک به هند بازگردیم، سراغ شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی (وفات ۷۵۷ هـ) که درگاه او به دستور شاه فیروز، جانشین سلطان محمّد تغلق - که پیشتر در همین مجموعه یادداشت از او گفتیم - ساخته شده است.
پس از اثر احمد رومی، از قدیمیترین آثاری که در آن بیتی از مثنوی دیده میشود، کتاب «خیر المجالس» یا ملفوظات شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی است که توسّط یکی از مریدان او به نام حمید قلندر جمع آوری شده است.
در مجلس چهل و نهم این کتاب آمده است:
«وقتی رسول صلعم در میان یاران بود فرمود من تضمّن واحدة اضمّن له بالجنّة، یعنی هر که یک چیز قبول کند، برای او بهشت است. فقال ثوبان انا یا رسول الله، فقال صلعم لاتسأل شیئاً یعنی رسول صلعم فرمود سوال مکن از مردمان چیزی، ثوبان قبول کرد.
مثنوی مولوی قدّس سرّه بیت:
گفت پیغمبر که جنّت از اله / گر همی خواهی ز کس چیزی مخواه
چون نخواهی، من کفیلم مر تو را / جَنَّةُ الْمَأْوی و دیدارِ خدا
بعد از آن هرگز از کسی سوال نکرد تا به حدّی که روزی در راهی میرفت، چابک (تازیانه) از دست او بیفتاد، از دیگری نطلبید که رسول علیه الصلوة و السلام فرمود لاتسأل شیئاً، از اسب فرود آمد و چابک بستد، سوار شد.»
میبینیم که به واقع او همین حکایت را از مثنوی نقل کرده است و البته در این نسخه، به روشنی نام مثنوی مولوی آمده است گرچه شاید افزودهٔ کاتب باشد که بیت را میشناخته است. تاریخ تالیف ملفوظات، مطابق شواهد درون متن، حدود ۷۵۵ هجری تا دو سال بعد از آن است، چند ماهی پیش از رحلت شیخ.
.
ملفوظات شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی، حدود ۷۵۵ هجری
اینک به هند بازگردیم، سراغ شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی (وفات ۷۵۷ هـ) که درگاه او به دستور شاه فیروز، جانشین سلطان محمّد تغلق - که پیشتر در همین مجموعه یادداشت از او گفتیم - ساخته شده است.
پس از اثر احمد رومی، از قدیمیترین آثاری که در آن بیتی از مثنوی دیده میشود، کتاب «خیر المجالس» یا ملفوظات شیخ نصیرالدّین چراغ دهلی است که توسّط یکی از مریدان او به نام حمید قلندر جمع آوری شده است.
در مجلس چهل و نهم این کتاب آمده است:
«وقتی رسول صلعم در میان یاران بود فرمود من تضمّن واحدة اضمّن له بالجنّة، یعنی هر که یک چیز قبول کند، برای او بهشت است. فقال ثوبان انا یا رسول الله، فقال صلعم لاتسأل شیئاً یعنی رسول صلعم فرمود سوال مکن از مردمان چیزی، ثوبان قبول کرد.
مثنوی مولوی قدّس سرّه بیت:
گفت پیغمبر که جنّت از اله / گر همی خواهی ز کس چیزی مخواه
چون نخواهی، من کفیلم مر تو را / جَنَّةُ الْمَأْوی و دیدارِ خدا
بعد از آن هرگز از کسی سوال نکرد تا به حدّی که روزی در راهی میرفت، چابک (تازیانه) از دست او بیفتاد، از دیگری نطلبید که رسول علیه الصلوة و السلام فرمود لاتسأل شیئاً، از اسب فرود آمد و چابک بستد، سوار شد.»
میبینیم که به واقع او همین حکایت را از مثنوی نقل کرده است و البته در این نسخه، به روشنی نام مثنوی مولوی آمده است گرچه شاید افزودهٔ کاتب باشد که بیت را میشناخته است. تاریخ تالیف ملفوظات، مطابق شواهد درون متن، حدود ۷۵۵ هجری تا دو سال بعد از آن است، چند ماهی پیش از رحلت شیخ.
.
- 👍 6
- ❤ 1


