حبّذا کاریزِ اصل چیزها...
در ادب و تاریخ، مولاناپژوهی، مطالعات عهدین و قرآن
مجید سلیمانی
@soleymanimajid
Post #63
529
من این نامه ترجمّه کردم به فال، همی رنج بردم به بسیار سال
سال ۲۰۱۹ ترجمه جدیدی از شاهنامه به زبان فرانسه منتشر شد. آن بیت فارسی، آغازگر یادداشت مقدّمه پیِر لوکوک Pierre Lecoq است، مترجم این شاهنامه جدید.
پیِر لوکوک، مورخ، متنپژوه و ایرانشناس، متولّد ۱۹۳۹، آشنای علاقمندان متون باستان است. سال ۲۰۱۶ هم، اوستا را به فرانسه بازگردانده است و پس از آن هم، با همه سالمندی، آثار او در باب ایران و ترجمه و توضیح متون کتیبهها ادامه دارد. بیش باد.
امّا در خصوص این ترجمه شاهنامه مختصر بگویم که البته بیش از همه رنگ و روی نفیسی دارد، به دو معنی... هم چاپ نفیسی است، همراه با دست کم پنجاه نگاره عهد صفوی، و دیگر آن که، شگفتا، ترجمه بر مبنای شاهنامه تصحیح سعید نفیسی بوده است، چاپ بروخیم. یعنی آن نسخه که به سال ۱۹۳۴ میلادی (۱۳۱۳ ش) به مناسبت هزاره فردوسی منتشر شده بود. حال خود آن چاپ هم بر اساس دو نسخه کهنتر بوده است، چاپ ژول مول و ترنر ماکان. مترجم در مقدمه آورده است که به فرهنگ شاهنامه فردوسی فریتز ولف هم رجوع کرده است، چاپ ۱۹۳۵. در عین حال خود او مینویسد که در این میان (دست کم) دو تصحیح مهم دیگر از شاهنامه هم منتشر شده است، نسخهٔ مسکو و دیگر تصحیح خالقی مطلق که «ما به ویرایشهای متفاوت این دو نسخه توجه کردهایم هر جا که مفید دیدهایم».
حال چرا مترجم به چاپها و منابع هشتاد سال پیش رجوع کرده؟ نمیدانیم. احتمالا آشنایی و اخت و انس خود او با این چاپهای قدیمی بوده است. همچنان مایهٔ شگفتیست ولی به هر شکل در خصوص تاثیر یا اهمّیت این نکته، در مقام مبنای ترجمهای ادبی به فرانسه، نباید اغراق کرد. باریکبینیها و بحث دقیق بین اهل فن تصحیح در زبان فارسی، بر این نوع ترجمه، دست کم این کتاب و آنچه مترجم مقصود داشته، تاثیر عمده و اساسی ندارد که تکیهاش بیشتر بر خطّ روایات است و برگردان بیان ادبی و موسیقایی آن نامهٔ خسروان.
پیر لوکوک در ابتدای کتاب آورده است که «میدانیم، ترجمه شعر، کاریست که به خیانت میماند. شعر پیش از هر چیز موسیقیست و آن هم مستلزم وزن و آهنگ. این است که سعی کردهام تا ضرباهنگ زندهٔ «متقارب» در شعری آزاد و نیمه آزاد منعکس شود، با تعداد هجایی بین ده تا سیزده (در هر سطر) که به وزن شعر اصلی نزدیک است. از سوی دیگر، شعر فارسی همواره از قافیه بهره میگیرد، و سنّت شعری انتظار دارد که قافیه، یا دست کلمات همصدا، در آن جایگاه دیده شود. اجابت این دو خواسته، با برگردان تحت اللفظی ممکن نخواهد بود...»
پس میبینیم که اینک، دو قرن پس از ترجمه ژول مول، مترجم به یک معنی راه او را دنبال کرده و آن ترجمه را، با اصلاحاتی چند، به نظم بازگردانده و به آن صورتی ادبیتر و آهنگینتر داده است و به تعبیر کهن «بپیوسته این نامهٔ باستان».
در این روزگار سختی ایران و ایرانیان، دیدن این آثار، همچنان مایهٔ خوشحالیست. ترجمه شاهنامه، که گنجنامهایست کوهپیکر، به راستی رنج سالیان میبرد. پس حقّ است بگوییم که همه سود بادت از این رنج خویش...
.
سال ۲۰۱۹ ترجمه جدیدی از شاهنامه به زبان فرانسه منتشر شد. آن بیت فارسی، آغازگر یادداشت مقدّمه پیِر لوکوک Pierre Lecoq است، مترجم این شاهنامه جدید.
پیِر لوکوک، مورخ، متنپژوه و ایرانشناس، متولّد ۱۹۳۹، آشنای علاقمندان متون باستان است. سال ۲۰۱۶ هم، اوستا را به فرانسه بازگردانده است و پس از آن هم، با همه سالمندی، آثار او در باب ایران و ترجمه و توضیح متون کتیبهها ادامه دارد. بیش باد.
امّا در خصوص این ترجمه شاهنامه مختصر بگویم که البته بیش از همه رنگ و روی نفیسی دارد، به دو معنی... هم چاپ نفیسی است، همراه با دست کم پنجاه نگاره عهد صفوی، و دیگر آن که، شگفتا، ترجمه بر مبنای شاهنامه تصحیح سعید نفیسی بوده است، چاپ بروخیم. یعنی آن نسخه که به سال ۱۹۳۴ میلادی (۱۳۱۳ ش) به مناسبت هزاره فردوسی منتشر شده بود. حال خود آن چاپ هم بر اساس دو نسخه کهنتر بوده است، چاپ ژول مول و ترنر ماکان. مترجم در مقدمه آورده است که به فرهنگ شاهنامه فردوسی فریتز ولف هم رجوع کرده است، چاپ ۱۹۳۵. در عین حال خود او مینویسد که در این میان (دست کم) دو تصحیح مهم دیگر از شاهنامه هم منتشر شده است، نسخهٔ مسکو و دیگر تصحیح خالقی مطلق که «ما به ویرایشهای متفاوت این دو نسخه توجه کردهایم هر جا که مفید دیدهایم».
حال چرا مترجم به چاپها و منابع هشتاد سال پیش رجوع کرده؟ نمیدانیم. احتمالا آشنایی و اخت و انس خود او با این چاپهای قدیمی بوده است. همچنان مایهٔ شگفتیست ولی به هر شکل در خصوص تاثیر یا اهمّیت این نکته، در مقام مبنای ترجمهای ادبی به فرانسه، نباید اغراق کرد. باریکبینیها و بحث دقیق بین اهل فن تصحیح در زبان فارسی، بر این نوع ترجمه، دست کم این کتاب و آنچه مترجم مقصود داشته، تاثیر عمده و اساسی ندارد که تکیهاش بیشتر بر خطّ روایات است و برگردان بیان ادبی و موسیقایی آن نامهٔ خسروان.
پیر لوکوک در ابتدای کتاب آورده است که «میدانیم، ترجمه شعر، کاریست که به خیانت میماند. شعر پیش از هر چیز موسیقیست و آن هم مستلزم وزن و آهنگ. این است که سعی کردهام تا ضرباهنگ زندهٔ «متقارب» در شعری آزاد و نیمه آزاد منعکس شود، با تعداد هجایی بین ده تا سیزده (در هر سطر) که به وزن شعر اصلی نزدیک است. از سوی دیگر، شعر فارسی همواره از قافیه بهره میگیرد، و سنّت شعری انتظار دارد که قافیه، یا دست کلمات همصدا، در آن جایگاه دیده شود. اجابت این دو خواسته، با برگردان تحت اللفظی ممکن نخواهد بود...»
پس میبینیم که اینک، دو قرن پس از ترجمه ژول مول، مترجم به یک معنی راه او را دنبال کرده و آن ترجمه را، با اصلاحاتی چند، به نظم بازگردانده و به آن صورتی ادبیتر و آهنگینتر داده است و به تعبیر کهن «بپیوسته این نامهٔ باستان».
در این روزگار سختی ایران و ایرانیان، دیدن این آثار، همچنان مایهٔ خوشحالیست. ترجمه شاهنامه، که گنجنامهایست کوهپیکر، به راستی رنج سالیان میبرد. پس حقّ است بگوییم که همه سود بادت از این رنج خویش...
.
- 👍 3
- ❤ 1
- 🤔 1




