هفت شهر عشق را عطّار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم (ماندهایم)...
پیرو یادداشتی پیش از این در باب بیت «عطّار روح بود و سنایی دو چشم او... ». اینک امّا سراغ این بیت حتی مشهورتر بیاییم که باز از قول مولانا در ستایش عطّار آمده است.
این بیت خصوصاً در سده اخیر رواج و شهرت فوق العادهای یافته است و به واقع از مولانا نیست. در آثار سلطان ولد هم، که منبع برخی از ابیات منسوب به مولاناست.
قدم به قدم که عقب رویم، سابقه این بیت را در تذکرههای پس از قرن دهم میبینیم. امّا قدیمیترین نقل این بیت را تاکنون در مجالس المؤمنین سیّد قاضی نورالله شوشتری (۹۵۶ – ۱۰۱۹ هـ ق) دیدهام. آنجا، مجلس ششم که ذکر جمعی از بزرگان صوفیه است، ذیل «منبع الحقایق و الاسرار، الشیخ فرید الدین العطّار» میخوانیم که:
«در نفحات مذكور است كه مولانا جلال الدین رومی در وقت رفتن از بلخ و رسیدن به نیشابور به صحبت وی در حال كبر سن رسیده است و كتاب اسرارنامه را به وی داده و وی دائما آن را با خود داشته، در بیان حقایق و معارف اقتدا به وی دارد، چنانكه فرموده:
گرد عطّار گشت مولانا / شربت از دست شمس بودش نوش
چنان که سابقا در احوال شیخ سنایی گذشت در موضعی دیگر گفته:
عطّار گشت روح و سنایی دو چشم او / ما از پی سنایی و عطّار آمدیم
و در موضعی دیگر گفته:
هفت شهر عشق را عطّار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچهایم»
حاصل جستجو را خلاصه کنم:
- بیت، در دایره تحقیقات نویسنده، پیش از مجالس المومنین در متن دیگری دیده نشده است.
- گزارش مجالس المومنین، حدود صد سال پس از جامی، تقریبا کلمه به کلمه متاثر از متن نفحات است جز این که بیت مقصود ما در نفحات دیده نمیشود.
- قاضی شوشتری به دلیل شیوه و سبک و مقصود خود از تالیف کتاب، که تلاش در جهت انتساب مشاهیر ادب و حکمت به مذهب تشیّع است، انگیزهای برای افزودن این بیت نداشته است.
- تقریبا عموم نویسندگانی که این بیت را آوردهاند، متاثّر از متن نفحات بودهاند، یا مستقیما از آن نقل کردهاند.
- برخی نویسندگان به نسبت اخیر امّا خارج از جریانهای ادبی و تذکرهنویسی، به مثال محمّدتقی آملی در دُرَر الفوائد که تعلیقهای بر شرح منظومهٔ سبزواری است، میگوید «یشیر الیها الجامی فی شعره: هفت شهر عشق را عطّار...» و به ظاهر این بیت را از قول جامی دیده است.
- آن دو بیت دیگر هم که جامی از قول مولانا آورده است البته متعلّق به مولانا نیست امّا به واقع «همجنس» آن است در لفظ و معنی.
در فقدان شواهد دیگر، حدس و گمان من آن است که منبع بیت خود نفحات الانس جامی بوده است. میدانیم این بیت در نسخه نهایی نفحات وجود ندارد امّا با توجه به دو بیت دیگری که در نفحات از قول مولانا در خصوص مقام عطّار آمده، و از مولانا نیست هیچ بعید نمینماید که این بیت هم متعلّق به همان منبع بوده که جامی با توضیح «و در موضعی دیگر گفته» آن را ابتدا در متن یا در حاشیه آورده و بعد برانداخته است، چون به آن اطمینانی نداشته یا شاید چنین مرتبهسازی بین مولانا و عطّار را مناسب ندیده است. البته بیت اشاره به مولانا ندارد، و بستگی دارد که کجا و از قول چه کسی همچون «زبان حال» استفاده شود. نگارنده چندین دستنویس نفحات را دیده و همچنان این بیت را نیافته امّا شاید با جستجوی بیشتر یا توضیح دوستان قراین و شواهد بیشتری به دست آید...
پ.ن.
همچنین : حاصل عمرم سه سخن بیش نیست...
Post #216
905
- ❤ 10