«نمونهای از قرآن، به چهار زبان عربی، فارسی، ترکی و لاتینی»(۱) به سال ۱۷۰۱، سیصد و سی پیش، در آلمان، برلین، چاپ شده است. نویسنده، آندریاس آکولوتو (۲)، الهیدان و استاد زبانهای شرقی در برسلاو. میگوید که «متن معتبر عربی» را پس از مقابله و بررسی سی نسخه خطی، بازبینی و تصحیح کرده است.
میبینید، ابتدا متن عربی را میآورد، بعد «برای گشودن معانی دشوار کتاب که گویی در ژرفایی پوشیده و پنهان است»، ترجمه فارسی و بعد ترکی و جالب آن که در صفحه بعد هر سه متن را به موازات هم به لاتین ترجمه میکند. در پانویس توضیحاتی زبانشناختی و بعد ترجمه شرحی از مباحث اعتقادی مرتبط آورده و سپس به اصطلاح «ردّیه» نوشته است.
آکولوتو این ترجمه و توضیح را در شصت برگ به عنوان نمونه آورده است امّا گویا حامی و «اسپانسر» برای انتشار بقیه کتاب نیافته است. در آن عهد کلیسا به این ترجمهها، با وجود ردّیههای آن، به چشم سوءظن مینگریسته است. سه سال بعد هم، در پنجاه سالگی فوت کرده است.
نویسنده به فرهنگ فارسی و عربی علاقه داشته است. در ابتدای کتاب میگوید که مقصودش همزمان نقد «آیین محمّدی»، جلوگیری از گسترش و نفوذ آن در قلمرو مسیحیت و در عین حال ارتقای دانش زبانها و علوم شرقی است، امّا بیشتر نظرش به این آخری است. ترجمه و توضیحی بلند ذیل سوره فاتحه به نوعی عرصه عرضه دانش علوم شرقی او بوده است.
گاه در پاسخ به منتقدان خود، ضرب المثلهای فارسی و عربی آورده. از جمله در پاسخ به این که چه سودی در ترجمه و نشر این کتابهاست؟ میگوید همین را در باب آثار یهودیان میگفتند. در چند سده گذشته مردم با این پندار نادرست زندگی کردند که در کتابهای آنها هیچ نیست. امّا همین که برخی ترجمه شدند، فایدهٔ آنها آشکار شد. همانگونه که یک نابینا نمیتواند دربارهٔ رنگها و هنر نقاشی داوری کند و این نیاز به چشم سالم و دانش هنری دارد و میافزاید:
العالِمُ عرف الجاهِلَ لأنَّه كان جاهلاً / والجاهِلُ لا يَعرِفُ العالِمَ لأنَّه ماكان عالماً
«دانا نادان را میشناسد، زیرا خود (روزی) نادان بوده؛ اما نادان دانا را نمیشناسد، زیرا هیچگاه خود دانا نبوده.»
در پایان کتاب هم دو بیت از «سعدی ایرانی» (۳) آورده که از آن مضمون دور نیست.
تا مرد سخن نگفته باشد / فصل و هنرش نهفته باشد
و بیتی از هوراس در تایید آن آورده و بعد بیت دیگر:
فضل و هنر ضایع است تا ننمایند / عود بر آتش نهند و مشک بسایند
به هر شکل، جالب است که «آمین» را در داخل متن سوره فاتحه آورده، و در بخش ترجمه ترکی هم: «دعامیزی قبول ایله» و در بخش لاتین هم ترجمه کرده که دعای ما را بپذیر (۴)...
1, Specimen Alcorani Quadrilinguis, Arabici, Persici, Turcici, Latini
2, Andrea Acolutho (1654-1704)
3, Suscipe precationem nostram!
4, Musladinus Sadus
نشانی نسخه:
https://www.digitale-sammlungen.de/en/details/bsb11761723
پ.ن.
در باب این که فاتحه را برخی دعای آغاز کتاب میدانستهاند، رک: از آغاز و پایان مصحف
.
این که «آمین» در متن یادآور نوع بیان کلام مسیح است: «پیش از دعا آمین کند».
.
و علاقه مشترک دو ریه به سعدی و قرآن پیش از او: از ترجمه گلستان به فرانسه و از آیین ترکان
.
Post #571
377