از آغاز و پایان مصحف...
عموم کتب، مجموعهها و مصحفها، مقدمه و موخرهای دارند مرتبط به مضمون آن کتاب یا مناسک مرتبط با خوانش یا تلاوت آن. در خصوص متون مقدس، این متنها میتوانند بسیار کوتاه و ساده باشند، از مقوله ستایش و سپاس، دعا، طلب آمرزش و برکت یا از آن سو پناه و ایمنی جستن در مقابل اهریمن و دیگر نیروهای شرور.
مشهور است، و ابن ندیم در «الفهرست» میگوید، که قرآنِ ابن مسعود، سوره فاتحه و دو سوره پایانی قرآن عثمانی یعنی فلق و ناس را نداشت: «کان عبدالله بن مسعود لا یکتب المعوذتین فی مصحفه و لا فاتحة الکتاب». از منظر پژوهشهای فیلولوژیک و تاریخی-تحلیلی، و نه کلامی و اعتقادی، کمتر اختلافی هست که سوره فاتحه به واقع دعای گشایش کتاب است: «فاتحة الکتاب». دعایی که پیش از باز کردن و تلاوت مصحف خوانده میشود و در نماز هم جایگاه ویژهای یافته است. اشاره میکنند به مضمون آن، جایگاه آن در ترتیب سور قرآنی که به قاعده، از منظر طول سوره، باید دیرتر میآمده اگر به قصد گشایش نبوده، و همچنین آغاز سوره دوم: «ذلک الکتاب، لاریب فیه...». علاوه بر آن، شواهد برون متنی است، از جمله غیبت آن سوره در سنگنوشتهها آغازین یا مقابله با سنّتهای نظیر پیش از قرآن مانند مجموعه مزامیر.
از آن سو امّا، در خصوص دو سوره نهایی، یعنی سوره فلق و ناس و غیبت آن در مصحف ابن مسعود، این شهرت کمتر است که به نوعی دعا یا اوراد «خاتمة الکتاب» باشند. از «قل» آغازین که بگذریم، هر دو سوره با «اعوذ» آغاز میشوند، پناه بردن به خداوند از شرّ شیطان و دیگر نیروها یا اعمال اهریمنی چون ظلمت، زنان دمنده در گرهها، حسد حسودان... این «اعوذ» و پناه بردن به «رب» در پایان مصحف قابل مقایسه است با «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» که مطابق آیتی دیگر تبدیل به سنّتی شده که تا امروز به هنگام گشایش مصحف خوانده میشود. هر دو سوره هم از قدیم تحت عنوان «معوذتین» به هم پیوسته بودهاند. در متن هر دو سوره، «رب»، که نام کهنتر خداوند است، در مقابل الله، غالب است.
از منظر ترتیب بلندی، این دو سوره معوذتین کوتاهترین نیستند و توقع میرفت که در این ترتیب پیشتر ظاهر شوند و به مثال سوره کوتاهتر اخلاص، که مطابق شواهد تاریخی و مادّی (و نقش آن بر قبة الصخره و بر سکّههای آغازین) از همان ابتدا هم اهمّیتی خاص داشته و شعار و اعلام مومنان آغازین بوده، در پایان بیاید و با مضمون ویژه خود خاتمه کتاب باشد.
یک دیدگاه آن است که این دو سوره (که شاید هم یکی بودهاند)، یک نوع انجامه، ترقیمه یا دعای پایانی مصحف بودهاند که کاتبان مصحف، بنا به سنتی مرسوم، به متن افزودهاند و بعد در برخی مصاحف (و نه به مثال در مصحف ابن مسعود)، بخشی از متن اصلی دانسته شدهاند. در نسخ کهن ادبی هم نمونههایی دیده میشود که گاه دعای پایانی کاتب، بعدها بخشی از متن اصلی تلقی شده است. نظری دیگر بر آن است که موضوع تعویذ، نه کاتب یا خواننده، که خود متن قرآنی بوده است، یعنی دعا بلکه اورادی که جمعکنندگان قرآن در خصوص حفظ این مصحف نوجمع شده در پایان آن آوردهاند. خواندن ورد یا دعا جهت حفظ کلام الهی، که خود بعدها نقش طلسم و تعویذ را داشته است. یادآور آنچه مولانا از قول ملایک آورده است:
انبیا با دشمنان برمیتنند / پس ملایک ربِّ سلِّم میزنند
کاین چراغی را که هست او نورْکار / از پُف و دَمهای دزدان دور دار...
در حاشیه بگویم که در بیت مولانا، نزدیکی «دَمهای دزدان» و «نفّاثات» هم قابل توجه است، منتهی اینجا نظر به اصل دعاست، در حفظ این متن و پیام الهی. مضمون توحیدی خوف و رجای آن البته قابل توجه است: پناه میبریم به خدا، از شرّ آنچه هم او آفریده است...
در این نوع تحقیقات متنپژوهانه و تاریخی، که سابقهاش به خود نولدکه میرسد، مشکل اصلی فقدان متون کهنتر عربی است که فرضیات را با شواهد بیشتر و بهتری پشتیبانی کند. در این میان پل نیونکیرشن، از محققان قرآنپژوه فرانسوی انگلیسی، پژوهش جالبی انجام داده و سعی کرده تا ساختار و شباهت این نوع تعویذات، و عبارات رایج آن را، در متون سریانی کهن و همچنین در ظرفها، طلسمها و دیگر متون رفع بلا که در منطقه شام تا خوزستان، بین قرن چهارم تا هشتم میلادی پیدا شده، نشان دهد، شواهدی تاریخی در فرهنگ و زبانی نزدیک به محیط شکلگیری قرآن*.
...
تصویر سه سوره پایانی از قرآن ابن بوّاب، که از کهنترین نسخ کامل تاریخدار قرآن است، سال ۳۹۱ هجری
ار چه «خطِ ابن بوّابت» هوس شد در رِقاع / رقعهٔ عشقش بخوان بنمایدت بوّاب کو...
.
* Paul NEUENKIRCHEN,
“Late Antique Magical Objects and the Shaping of the Qurʾān”
Post #160
1.17K
- ❤ 13
- 👍 2