«کشور گلها
تالیف شاهزاده شاعران ترک و پارس»
«عالیجناب، دیرزمانی که در خدمت پادشاه و کشورم «در اقصای عالم بگشتم بسی»، این امکان را یافتهام که سنن و عادات مشرق زمین را، همراه با زبان ترکی، فارسی و عربی بیاموزم. در گشت و گذار و تورّقی که در بین کتب مهمترین کتابخانههای مصر، قاهره کبری و قسطنطنیه داشتم، دریافتم که کتاب گلستان، یعنی کشورِ گلها، از همه آنها ارجمندتر است به جهت ظرافت مقالات، لطافت شاعرانه و فخامت بیان.
این مرا بر آن داشت که پس از بازگشت، ساعاتی از اوقات فراغت خود را صرف آن کنم و بر آن جامهٔ فرانسوی بپوشانم گرچه من آن زبان فرهیخته و ظرافت گفتار عالی را برای بازگرداندن این کلام ساده و روان، و در عین حال سخت و دشوار (سهل و ممتنع)، که نثر او را در فریبندگی و زیبایی همپایه شعر او کرده است، ندارم. معتقدم که بر علاقمندان زبانهای شرقی پنهان نیست که ترجمهٔ معانی دلخواه نویسنده، با (پایه و مایه) زبان من، تا چه حدّ دشوار است.
این ملاحظات، چارهای نمیگذارد تا از شما ضمانتی بخواهم که با چشم رضایت و بزرگواری بر این ترجمه نظر کنید و خطاهای مترجم را به دیده نیاورید چرا که (میدانم) شما در سفرهای خود، نه فقط زبانهای ایتالیایی و اسپانیایی را، جدای لاتین، یونانی و عبری، آموختهاید، بلکه این سفرها شناخت خوبی هم از زبان سریانی و عربی برای شما به ارمغان آورده است.
عالیجناب، مرحمت و حمایت شما را تقاضا دارم و امیدوارم که گلستان ذیلِ نام شما در فرانسه دیده شود... (در پایان، تاکید میکنم که) این کتاب (و نویسنده آن) چیزی از دین خود نمیگوید که به هر شکلی اسباب رنجیدگی مومنترین مسیحیان را فراهم کند».
از دیباچه ترجمه بسیار قدیم فرانسوی گلستان توسّط «آندره دو ریه» به سال ۱۶۳۴ میلادی، حدود چهارصد سال پیش! در قدمت این ترجمه همین بس که به واقع فاصلهٔ زمانی این ترجمه با سعدی کمتر است تا فاصله ما با آن! این مقدّمه به واقع نامهایست که دوریه، صاحبمنصب مالزر، خدمتگزار و نماینده پادشاه در ارض مقدّس اورشلیم، اسکندریه، قاهره کبری و ایالت مصر، به امید دریافت حمایت یا تصویب انتشار کتاب، به عالیجناب هاتمن، نماینده پادشاه در پارلمان نوشته است. در آن عهد، انتشار کتاب بدون حمایت یا تصویب شورای سلطنت یا کلیسا میسّر نبوده است و اینجا هم بر روی جلد این نکته را قید کرده است که «با تایید دربار».
مختصر بیاوریم که «عالیجناب دو ریه» از سوی لویی سیزدهم به مشاغل و ماموریتهای بزرگ در شرق میانه گماشته شده بود و همچنین زمانی مترجم پادشاه بود. دو سه سالی پس از مرگ شاه عباس، به عنوان نماینده ویژه به ایران فرستاده شد اما وقتی به عثمانی رسید، سلطان مراد، در اوج رقابتها بین دو کشور همسایه، از او پذیرایی شاهانهای کرد و بعد هم با هدایای زرّین و بهانههای شیرین او را از میانه راه به فرانسه بازگرداند تا پایش به ایران نرسد. دو ریه، مترجم کامل قرآن به زبان فرانسه است و در انتهای آن ترجمه هم حُکم سلطان مراد و دیگر تقدیرنامههایی که خصوصا در تسهیل روابط و مناسبات تجاری بین عثمانی و فرانسه گرفته است را همراه با ترجمه آورده است. فارسی را، مثل ترکی و عربی، خیلی خوب میدانست و گلستان سعدی را پیش از قرآن ترجمه کرده بود. در باب ترجمه قرآن او یادداشت جدایی خواهم آورد.
دو ریه در اینجا هم، مانند ترجمه قرآن، نگران است که کلیسا یا خود عالیجناب هاتمن، که مقام اسقفی هم داشت، به دلایل مذهبی مانع انتشار این ترجمه شود و از این رو تایید میکند که کتاب موجب آزردگی مومنان مسیحی نخواهد بود. در مقدمه همچنین به ترجمه عربی Gabriel Sionite جبرائيل الصهيوني از کتاب مقدس اشاره میکند که باز با حمایت هاتمن صورت گرفته است و میگوید که اینک مسیحیان مشتاق عربزبان آن کتاب را میخوانند و میافزاید که این کتاب نام هاتمن را جاودانه کرده است.
ناگفته نماند که در عنوان «شاهزاده شاعران ترک و پارس»، مقصود از ترک «مسلمان» است. در دیباچه ترجمه قرآن خود هم فصلی آورده به نام «در آیین ترکان» و در آن از عقاید و عادات مسلمانان گفته بود. علّت پیوستگی معنایی دو واژه ترک و مسلمان، در سایه خلافت عثمانی و تعاملات آن با اروپا، پنهان نیست.
مقصود یادی از این ترجمه بسیار کهن گلستان بود. آنچه در تلخیص و برگردان و معادلهایی که آوردهام، تقریبیست، پس من هم مثل دوریه بگویم که وَ عَينُ الرِضا عَن كُلِّ عَيبٍ كَليلَةٌ...
تصویری از جلد و برگ اول کتاب را آوردهام.
همچنین: از آیین ترکان، ترجمه آندره دوریه از قرآن
.
Post #307
1.74K
- ❤ 14