نَفَحاتُ وَصلِک اَوقَدَت جَمَرات شَوقِک فِی الحَشا
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا...
از غزلهای یگانه... از آن عنوان «سلّمه الله و ابقاه» برمیآید که به هنگام تحریر این دستنویس، جامی هنوز در قید حیات بوده است. تاریخ انجامهٔ نسخه امّا یکسال پس از وفات اوست. نامه تمام گشت و به آخر رسید عمر...
این وزن «کامل»، متفاعلن متفاعلن... از کهنترین بحور عربیست منتهی در شعر فارسی دیر ظاهر شده. شاید نخستین نمونه آن، امّا با دو رکن، این غزل مولانا باشد:
هله ای کیا نفسی بیا / در عیش را سره برگشا...
که در دیوان او ذیل «البحور المختلفه و الاوزان الغریبه» آمده است. بعد در اوایل قرن هشتم دیده میشود، تا برسد به جامی، و پس از آن بسیار محبوب شود نزد بیدل، تا در نهایت شعر هاتف و تصنیف ماهور پریسا! به حریم خلوت خود شبی، چه شود نهفته بخوانیام...
که خوشا جمال ازل خوشا... غزل جامی، در پارهای از اجزا، یادآور یکی دیگر از غزلهای مولاناست و بعید نیست که از آن متاثّر باشد:
لی حبیبٌ حُبُّهُ یَشوی الحَشا / لَو یَشا یَمشی عَلی عَینی مَشا
روز آن باشد که روزیم او بوَد / ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا...
.
Post #67
523

- 👍 5
- ❤ 4