صد سال پس از مولانا، چهار
چهل مجلس علاء الدّوله سمنانی، حدود ۷۳۰ هجری
اثر بعدی، در جستجوی احوال و اقول مولانا در آثار دیگران، پرسش و پاسخ مشهور است با شیخ علاء الدوله سمنانی در چهل مجلس او که در فاصله سالهای ۷۲۴ تا ۷۳۵ انشا شده است.
در مجلس سی و نهم میخوانیم که «و ديگر پرسيدند كه مولانای روم چون كسى بوده است؟ فرمود كه خوش كسى بوده است، هرچند در سخنهاى او نشان تمکین و استقامت نيافتم. اما خوش وقتى داشته است و من هرگز سخن او نشنودهام كه وقت من خوش نشده است» و چنان که استاد زرّین کوب اشاره کردهاند از عبارت او برمیآید که او هنوز مثنوی را، که توقَع میرود چون یک مجموعه در مطالعه گیرند، ندیده و نخوانده بوده است و آنچه از مولانا «شنیده»، جدای شرح وقت و احوال خوش او، منحصر به برخی اشعار بوده است که در سفاین غزل بین صوفیان رایج بوده است و او در آن «نشان تمکین و استقامت» نیافته است و چه عجب؟ غزلیات بیشتر وصف بیقراری مولاناست تا تسکین و تمکین. همچنان حدود بیست سال دیگر لازم بود تا آن نینامهٔ مهجور به نیستان پارسی برسد.
در ادامهٔ سخن، علاء الدوله سمنانی روایت سراج الدّین فقیه قونیه را میآورد که گویند در اعتراض به سخن مولانا که «من با هفتاد و سه مذهب یکیام»، فردی را تحریک کرد تا مولانا را بر سر جمع دشنام دهد و برنجاند و مولانا در پاسخ خندیده و گفته است که «با این که تو میکنی هم یکیام» و علاء الدوله میافزاید «این سخن از او (مرا) خوش آمده است».
.
Post #77
427
- ❤ 4
- 👍 1