وقتی عقاب آلبانی پرواز کردموریس هالبواکس و جام جهانی در عصر حافظههای مهاجر«کبابفروش»این واژهای بود که یک
تیکتاکر راستگرای سوئیسی در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ برای توصیف
مورات یاکین ترکتبار، سرمربی تیم ملی کشورش به کار برد. در همان ویدئو،
گرانیت ژاکا و
ژردان شقیری نیز به اندازه کافی سوئیسی نبودند. آنها متهم میشدند که دلشان با سوئیس نیست و به ملت دیگری تعلق دارند. هشت سال از جام جهانی روسیه گذشته بود، اما ظاهراً هنوز همه در سوئیس قانع نشده بودند که این دو بازیکن به کدام ملت تعلق دارند.
برای فهم این ماجرا باید به
کالینینگراد بازگردیم؛ شهری در غرب روسیه که در تابستان ۲۰۱۸ میزبان یکی از سیاسیترین مسابقات تاریخ جام جهانی شد. روی کاغذ، بازی میان سوئیس و صربستان تنها یک مسابقه مرحله گروهی بود، اما در واقع تاریخ نیز در کنار بازیکنان وارد زمین شده بود.
در ترکیب سوئیس، دو ستاره بیش از همه توجهها را جلب میکردند؛ گرانیت ژاکا و ژردان شقیری. ژاکا فرزند خانوادهای آلبانیاییتبار از
کوزوو بود و شقیری در کوزوو متولد شده و در کودکی به سوئیس مهاجرت کرده بود. رسانهها او را «مسیِ کوههای آلپ» مینامیدند؛ فوتبالیستی که در جام جهانی روسیه با کفشهایی وارد زمین شد که بر یک لنگه آن پرچم سوئیس و بر لنگه دیگر پرچم کوزوو نقش بسته بود.
حساسیت ماجرا از فوتبال فراتر میرفت. کوزوو پس از جنگ ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ در سال ۲۰۰۸ به صورت یکجانبه اعلام استقلال کرد. با این حال، صربستان هنوز آن را بخشی از قلمرو خود میداند و روسیه نیز استقلال آن را به رسمیت نشناخته است. برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، جنگ یادآور مهاجرت، خشونت و آوارگی است؛ همانگونه که برای بسیاری از صربها، کوزوو بخشی از هویت تاریخی و ملی آنان به شمار میآید.
اهمیت این صحنه زمانی بیشتر میشود که به محل برگزاری آن توجه کنیم. مسابقه در روسیه برگزار میشد؛ کشوری که از مهمترین حامیان صربستان است و استقلال کوزوو را به رسمیت نمیشناسد. در چنین فضایی، آنچه در ادامه رخ داد دیگر صرفاً یک شادی گل نبود.
ابتدا ژاکا گل تساوی را به ثمر رساند. سپس شقیری در دقیقه نود گل پیروزی را وارد دروازه صربستان کرد. هر دو پس از گل، دستهای خود را به شکل عقاب دوسر آلبانی درآوردند؛ نمادی که روی پرچم آلبانی نقش بسته است. در چند ثانیه، یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ جام جهانی شکل گرفت. صربستان شکایت کرد، فیفا تحقیقات انضباطی را آغاز کرد و هر دو بازیکن به پرداخت ده هزار فرانک سوئیس جریمه شدند.
اما داستان به همین جا ختم نشد. در آلبانی و کوزوو، بسیاری از مردم این تصمیم را نه جریمه دو فوتبالیست، بلکه توهین به هویت خود تلقی کردند.
ادی راما، نخستوزیر آلبانی، کارزاری با عنوان «
از عقاب نترسید» راهاندازی کرد و از مردم خواست به صورت نمادین در پرداخت جریمهها مشارکت کنند. میلیونها نفر در آلبانی، کوزوو و جوامع مهاجر آلبانیایی در سراسر جهان پیروزی سوئیس بر صربستان را چنان جشن گرفتند که گویی تیم ملی خودشان به پیروزی رسیده است. گویی فیفا دو بازیکن را جریمه کرده بود، اما پاسخ را یک ملت داده بود.
اینجاست که
موریس هالبواکس وارد زمین مسابقه میشود. جامعهشناس فرانسوی که مفهوم «حافظه جمعی» را مطرح کرد، معتقد بود انسانها گذشته را به تنهایی به یاد نمیآورند؛ آنها در چارچوب گروههای اجتماعی خود گذشته را بازسازی میکنند. از این منظر، شادی گل ژاکا و شقیری صرفاً یک واکنش فردی نبود. آن حرکت، ظهور حافظهای جمعی بود؛ حافظهای که از جنگ، مهاجرت و تجربه دیاسپورا تغذیه میشد.
اگر چنین باشد، آن عقاب معروف دیگر فقط یک نماد سیاسی نیست. همانگونه که
دوا لیپا، ستاره جهانی موسیقی، با وجود تولد و رشد در بریتانیا همچنان به ریشههای آلبانیایی و کوزوویی خود ارجاع میدهد، ژاکا و شقیری نیز بخشی از دیاسپورایی هستند که هویت خود را نه فقط از طریق گذرنامه، بلکه از طریق حافظه مشترک تعریف میکند. آنان شهروندان سوئیساند، اما حافظهای را حمل میکنند که مرزهای سیاسی قادر به حذف آن نیستند.
شاید به همین دلیل است که هشت سال بعد، هنوز کسانی در سوئیس ژاکا و شقیری را «از ما» نمیدانند. آن شب در کالینینگراد، ژاکا و شقیری فقط دو گل به صربستان نزدند؛ حافظهای را به زمین آوردند که هنوز از سکوهای فوتبال تا دادگاههای سوئیس محل مناقشه است. شاید راز ماندگاری آن مسابقه نیز همین باشد: در روسیه، تنها یک بازی برگزار نشد؛ گذشته بار دیگر خود را به یاد جهان آورد.
#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_2026
#کوزوو
#سوئیس
#موریس_هالبواکس
📚
آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz@iran_sociology