کنگو هنوز تمام نشده است
آشیل اممبه و دیواری دفاعی که پنجاه سال دوام آورد
در اکتبر ۱۹۷۴، جهان به کینشاسا خیره شده بود. محمدعلی کلی برای مبارزهای آمده بود با عنوان «غرش در جنگل» برگزار شد و بعدها بسیاری آن را «مسابقه قرن» نامیدند. هزاران نفر در خیابانهای پایتخت زئیر فریاد میزدند: «علی بومایه! علی بومایه!»؛ علی، او را بکش. میلیونها نفر در سراسر جهان این مبارزه را تماشا میکردند و برای بسیاری، این نخستین مواجهه با کشوری در قلب آفریقا بود که زئیر نام داشت.
اما چند ماه پیش از آن، جهان زئیر را به دلیل دیگری دیده بود.
در جام جهانی ۱۹۷۴، نخستین تیم از آفریقای سیاه به بزرگترین صحنه فوتبال جهان راه یافته بود. موبوتو سسه سکو، دیکتاتور کشور، این موفقیت را بخشی از پروژه ساخت هویتی تازه برای کشوری میدید که نامش را از کنگو به زئیر تغییر داده بود. او فقط بر سیاست حکومت نمیکرد؛ بر حافظه و نمادها نیز حکومت میکرد.
اما پشت این نمایش، واقعیت دیگری جریان داشت.
بازیکنان انتظار دریافت پاداش داشتند، اما بخش مهمی از پولها هرگز به دستشان نرسید. اعتراضها آغاز شد و خیلی زود به زمین مسابقه رسید. زئیر مقابل یوگسلاوی ۹ بر صفر شکست خورد؛ سنگینترین شکست تاریخ جام جهانی تا آن زمان. جهان خندید، اما موبوتو خشمگین شد.
سالها بعد، موپو ایلونگا، مدافع زئیر، روایت دیگری از آن روزها ارائه کرد. پس از آن شکست، محافظان ریاستجمهوری به هتل تیم آمدند و پیامی روشن دادند: اگر مقابل برزیل با اختلاف بیش از سه گل ببازید، هیچکدامتان به خانه بازنخواهید گشت.
چند روز بعد، برزیل صاحب یک ضربه آزاد شد. ریولینو پشت توپ ایستاد. داور سوت زد و ناگهان ایلونگا از دیوار دفاعی بیرون دوید و توپ را شوت کرد؛ اقدامی که هم کارت زرد را برای او به ارمغان آورد، هم خنده تماشاگران را برانگیخت و هم یکی از مشهورترین سوءتفاهمهای تاریخ فوتبال را رقم زد.
سالها این صحنه به عنوان نمادی از ناآشنایی یک بازیکن آفریقایی با قوانین فوتبال بازپخش شد. اما مشکل ایلونگا ناآشنایی با فوتبال نبود؛ مشکل او آشنایی با قواعد دیکتاتوری بود. آن لحظه برای برزیلیها یک ضربه آزاد بود، اما برای او مسئله بقا. برزیل گل سوم را زد، اما گل چهارمی در کار نبود و زئیر از اولتیماتوم جان سالم به در برد.
پنجاه سال بعد، بازیکنان جمهوری دموکراتیک کنگو پیش از دیدار نیمهنهایی جام ملتهای آفریقا ۲۰۲۴، دستهای خود را روی دهان گذاشتند و انگشتانشان را مانند اسلحه بر شقیقه نشاندند. این بار اعتراض به جنگ و خشونتی بود که سالهاست شرق کشور را درگیر کرده است. جهان دیگر نخندید.
شاید آشیل اممبه، فیلسوف کامرونی، بهتر از هر کس دیگری بتواند این دو تصویر را به هم پیوند دهد. ممبه از «حضور گذشته در اکنون» سخن میگوید؛ اینکه گذشته هرگز کاملاً سپری نمیشود و در قالبهای تازه به زندگی خود ادامه میدهد. از این منظر، موپو ایلونگا و بازیکنان امروز کنگو چندان از هم دور نیستند. دویدن ایلونگا از دیوار دفاعی و دستهایی که نیم قرن بعد روی دهان قرار گرفتند، در ظاهر دو حرکت متفاوتاند، اما هر دو از یک منطق مشترک سخن میگویند: تلاش برای بقا در برابر نیروهایی که از زمین فوتبال بزرگترند.
کنگو کشوری است که استعمار خشن بلژیک را تجربه کرده، پاتریس لومومبا را از دست داده، دیکتاتوری سسه سکو را از سر گذرانده، جنگهای کابیلا را دیده و دههها با شورشهای مسلحانه، جنگسالاران محلی و خشونت در شرق کشور زیسته است. در نگاه ممبه، اینها فصلهای جداگانه نیستند؛ بخشهایی از یک تاریخ ناتماماند.
بازگشت کنگو به جام جهانی ۲۰۲۶ فقط بازگشت یک تیم به بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان نیست. وقتی بازیکنان این کشور وارد زمین میشوند، تنها یازده فوتبالیست را نمیبینیم. بخشی از تاریخ آفریقا وارد زمین میشود؛ تاریخی که در استعمار بلژیک، در چهره تراژیک لومومبا، در اقتدار موبوتو، در جنگهای لوران کابیلا، در خشونت جنگسالاران محلی، در فریادهای «علی بومایه»، در دویدن موپو ایلونگا از دیوار دفاعی و در دستهایی که نیم قرن بعد روی دهان قرار گرفتند، خود را نشان داده است.
اممبه میگوید گذشته هرگز کاملاً نمیگذرد. برای همین است که وقتی کنگو را در جام جهانی میبینیم، فقط یک مسابقه فوتبال را تماشا نمیکنیم؛ بلکه تاریخی را میبینیم که هنوز برای بقا میجنگد؛ تاریخی که هنوز تمام نشده است.
#جام_و_جامعه_در_۹۰_دقیقه
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#کنگو
#آشیل_امبمبه
#پسااستعمار
#تاریخ_آفریقا
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Post #77
1.29K