TGViewer
Channel Public Channel
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

@isa_tabriz

ارتباط با ما:

@ISA_Tabriz_info
Subscribers
318
Photos
38
Videos
1
Links
107
Recent Posts 18 shown
Post #167 48
نشست کتاب‌خوانی و گفت‌وگو

آیا چپ، در عصر سیاست هویت، هنوز می‌تواند از امر جهان‌شمول سخن بگوید؟


سوزان نیمن در «چپ ووک نیست» از چپی می‌نویسد که به باور او، میان سیاست هویت، قبیله‌گرایی و آرمان‌های جهان‌شمول خود گرفتار شده است. اما این بحث وقتی به جامعه ایران می‌رسد، چه معنایی پیدا می‌کند؟ در نشست «چپ در عصر سیاست هویت»، از خوانش و نقد کتاب نیمن آغاز می‌کنیم و به پرسش‌های خودمان می‌رسیم؛
از «چپ ووک نیست» تا مسئله ایران.

👤سخنران:
مهدی حمیدی شفیق
دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه تبریز

🎤 دبیر نشست:
میلاد وحیدی
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز

🗓 زمان:
چهارشنبه ۱۵ مهر 1405| ساعت ۱۷ تا ۱۹

💻 برخط | Google Meet

🔗 لینک شرکت در جلسه: https://meet.google.com/vku-ndxv-qec

انجمن جامعه‌شناسی ایران ـ شعبه آذربایجان شرقی
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 2
  • 👏 1
Post #165 132
سالمندی انسان پس از بهره‌وری.pdf198.1 KB
انسان پس از بهره‌وری

🖋 مهران سلیمانی

✅ اول اکتبر، روز جهانی افراد سالمند، می‌تواند بیش از آنکه مناسبتی برای یادآوری احترام به سالخوردگان باشد، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از پیش‌فرض‌های عمیق جهان مدرن باشد: اینکه انسان تا کجا ارزش اقتصادی دارد؟

✅ پرسش، در نگاه نخست، بی‌رحمانه به نظر می‌رسد؛ گویی می‌خواهیم ارزش انسان را با ترازوی اقتصاد بسنجیم. اما اقتصاد ناگزیر است در جهانی با منابع محدود تصمیم بگیرد: چه چیزی را تأمین کند، چه کسی را در اولویت قرار دهد و هزینه یک انتخاب را چه کسی بپردازد. هر تصمیم درباره تخصیص منابع، خواه آشکار و خواه پنهان، تصمیمی درباره ارزش‌ها نیز هست.


📎 فایل کامل مقاله برای مطالعه و دانلود


@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 4
Post #164 620
انسان پس از بهره‌وری

🖋 مهران سلیمانی

✅ اول اکتبر، روز جهانی افراد سالمند، می‌تواند بیش از آنکه مناسبتی برای یادآوری احترام به سالخوردگان باشد، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از پیش‌فرض‌های عمیق جهان مدرن باشد: اینکه انسان تا کجا ارزش اقتصادی دارد؟

✅ پرسش، در نگاه نخست، بی‌رحمانه به نظر می‌رسد؛ گویی می‌خواهیم ارزش انسان را با ترازوی اقتصاد بسنجیم. اما اقتصاد ناگزیر است در جهانی با منابع محدود تصمیم بگیرد: چه چیزی را تأمین کند، چه کسی را در اولویت قرار دهد و هزینه یک انتخاب را چه کسی بپردازد. هر تصمیم درباره تخصیص منابع، خواه آشکار و خواه پنهان، تصمیمی درباره ارزش‌ها نیز هست.

متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید.

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 4
Post #163 658
نشست کتاب‌خوانی و گفت‌وگو

آیا چپ، در عصر سیاست هویت، هنوز می‌تواند از امر جهان‌شمول سخن بگوید؟


سوزان نیمن در «چپ ووک نیست» از چپی می‌نویسد که به باور او، میان سیاست هویت، قبیله‌گرایی و آرمان‌های جهان‌شمول خود گرفتار شده است. اما این بحث وقتی به جامعه ایران می‌رسد، چه معنایی پیدا می‌کند؟ در نشست «چپ در عصر سیاست هویت»، از خوانش و نقد کتاب نیمن آغاز می‌کنیم و به پرسش‌های خودمان می‌رسیم؛
از «چپ ووک نیست» تا مسئله ایران.

👤سخنران:
مهدی حمیدی شفیق
دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه تبریز

🎤 دبیر نشست:
میلاد وحیدی
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز

🗓 زمان:
چهارشنبه ۱۵ مهر | ساعت ۱۷ تا ۱۹

💻 برخط | Google Meet

🔗 لینک شرکت در جلسه: https://meet.google.com/vku-ndxv-qec

انجمن جامعه‌شناسی ایران ـ شعبه آذربایجان شرقی
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 5
Post #162 811
‍ چهار گونه مواجهه با دیگری؛ تأملی در مرزهایِ تفاهم و تفاوت

🖋 سولماز سقلی

🖌 نقاش: یوهانا میرابل

انسان در نسبت با «دیگری» همواره در تنگنایی وجودی قرار دارد. دیگری، هرچه باشد، من نیست؛ اما همین است که «من» را ممکن می‌کند. مواجهه منجر به تمایز می‌شود. حضور دیگری، مرزهایِ من را به چالش می‌کشد و همزمان به من هویتی می‌بخشد که بدونِ او، در خلأ و انزوایِ مطلق، معنایی نمی‌یافت. با این حال، این مواجهه همواره با این پرسش همراه است: با این تمایز چگونه روبه‌رو شوم؟ پاسخ‌هایِ ممکن را می‌توان در چهار گونه آرمانی ترسیم کرد؛ گونه‌هایی که هر یک، جهانِ رابطه‌ایِ خاصی را می‌گشایند.
نخستین گونه، سلطه domination است. در این چهره، دیگری به‌سانِ تهدیدی بیگانه دیده می‌شود که باید خاموش، مهار یا در ساختارِ قدرتِ من حل گردد. سلطه، زبانِ فرمان و اطاعت است و به‌دنبالِ حذف فیزیکی یا نمادینِ تفاوت. در این مواجهه، دیگری به ابژه یا بنده‌ای تنزل می‌یابد که در برابر منِ خدایگانیِ مورد نظر هگل، با فرمانبریِ بی‌گفت‌وگو تفاوت را جبران می‌کند. این خشن‌ترین و ابتدایی‌ترین واکنش به هراسِ تفاوت است؛ واکنشی که در آن، من برای بقایِ خود، دیگری را نفی می‌کنم، بی‌آنکه بیاندیشم بدونِ او هرگز نمی‌توان در رخوتِ خدایگانی فرورفت.
دومین گونه، همدردی sympathy است، به معنایِ درکِ دیگری از دریچه خود. در همدردی، من درد، شادی یا تجربه تو را آنگونه که خودم درک می‌کنم، می‌فهمم و به تو نسبت می‌دهم. اینجا تفاوتِ تو به‌راستی دیده نمی‌شود؛ من تو را در قالبی که می‌شناسم جای می‌دهم. دیگری همچنان در افقِ من باقی می‌ماند و من، بی‌آنکه از خود عبور کرده باشم، خیالِ درکِ او را می‌کنم. این مهربانیِ خودخواهانه‌ای است که شاید تفاوت را تهدید نبیند، اما نادیده می‌گیرد.
سومین گونه، همدلی empathy از جنسِ دیگر است. همدلی نه درک از دریچه خود، که فراهم‌آوردنِ فضایی برای ظهورِ دیگری است. در همدلی، دیوارهایِ من عبورپذیر می‌شوند، بی‌آنکه فروبریزند؛ همدلی رقیق مثل هواست: فضایی می‌گشاید که در آن، دیگری می‌تواند خودش باشد، بی‌آنکه من او را تفسیر، قضاوت یا در قالبی از پیش‌ساخته بگنجانم. این فضا نه از جنسِ احساساتِ من است و نه شناختِ من؛ فضایی است که در آن، درهم‌تافتگیِ من و دیگری ممکن می‌شود، بی‌آنکه یکی به دیگری تقلیل یابد. همدلی به همین دلیل، از ساحتِ صرفاً انسانی فراتر می‌رود و به آستانه‌ای استعلایی دست می‌یازد؛ زیرا در آن، من از خود بیرون می‌زنم و افقی می‌گشایم که در آن تفاوت نه انکار و نه نادیده گرفته می‌شود. تفاوت فضایی است که بودگیِ دیگری از من عبور می‌کند، هوایی است که جریان یافتن را ممکن می‌سازد.
چهارمین گونه، وحدتِ وجودی یا تمامیت unification است. این مقام دیگر نه در قلمروِ خود و دیگری، که در قلمروِ استعلاییِ وجود معنا می‌یابد. در اینجا، دوگانگیِ من و دیگری برچیده می‌شود و همه کثرات، به‌مثابه تجلیاتِ یک حقیقتِ یگانه دیده می‌شوند. این اوجِ آرزویِ عرفان و فلسفه‌هایِ وحدت‌گراست؛ جایی که تفاوت نه انکار، که در متنِ هستی حل می‌گردد. اما این مقام، دقیقاً به دلیل فرق هستی‌شناسانه، در لبه تیغِ خطر ایستاده است. تفاوتِ سطح هستی‌شناختی باعث می‌شود تمایزِ من و دیگری در این مرحله به چالش کشیده شود، و اگر این تفاوت به‌درستی درک نشود، وحدتِ وجودی به بزرگ‌ترین خشونت تبدیل گردد.
در منظر لوییناس، اگر تفاوتِ هستی‌شناختیِ دیگری را نادیده بگیریم و او را در یکپارچگیِ تمامیت حل کنیم، مرتکبِ خشونتی شده‌ایم که از سلطه نیز بی‌رحم‌تر است؛ چراکه سلطه، دست‌کم دیگری را به‌عنوانِ یک «دیگری» به رسمیت می‌شناسد، اما وحدتِ بی‌قید او را به‌کلی نابود می‌کند. دلوز نیز یادآور می‌شود که تفاوت، جوهرِ پویایِ هستی است و هرگونه فروکاستنِ آن به وحدتی ایستا، خیانت به ذاتِ سیالِ جهان به‌شمار می‌رود. به عبارتِ دیگر، وحدتِ وجودی زمانی اصیل است که در متنِ خود تفاوتِ هستی‌شناختی را به رسمیت بشناسد، نه اینکه آن را نفی کند.
اساساً این تقسیم‌بندی در پی آن نیست که بگوید کدام‌یک از این چهار گونه درست یا غلط است، بلکه ما را از ساده‌انگاریِ مواجهه با دیگری بازمی‌دارد. این تیپ‌شناسی، خواننده را به جایگاهِ فروتنانه‌ای فرا می‌خواند که در آن هیچ‌یک از این چهار حالت پاسخِ نهایی نیست؛ هر یک پنجره‌ای است به‌سویِ بخشی از حقیقتِ دشوارِ رابطه با دیگری. شاید مواجهه اصیل در همین «نه‌ایستادنِ» قطعی در هیچ‌یک از این چهارگانه باشد؛ در آگاهیِ مداوم به حدومرزهایِ هرکدام و در این جرئتِ فروتنانه که بدانیم هیچگاه به تمامی، دیگری را درنخواهیم یافت، اما می‌توانیم فضایی برای بودنِ با او بگشاییم؛ زیرا «دیگری من نیست، اما من را ممکن می‌کند».

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 6
Post #161 846
هوا_را_از_من_بگیر_خوانش_نظری_فایل_نهایی.pdf704.6 KB
چه کسی با دستفروش حرف می‌زند؟
خوانشی نظری از کتاب هوا را از من بگیر، شغلم را نه؛ از به‌رسمیت‌شناسی تا سیاست خیابان

🖋 مهدی حمیدی شفیق


یکی از دستفروشانی که محسن برای مصاحبه سراغش می‌رود، با تعجب می‌پرسد:

«کی میاد با دستفروش حرف بزنه، این همه آدم مهم هست، برو باهاشون حرف بزن.»


شاید تمام کتاب را بتوان در همین جمله خلاصه کرد. جامعه پیشاپیش به او آموخته که آدم مهم جای دیگری است.
پروژه محسن، در بهترین لحظاتش، همین سلسله‌مراتب را به هم می‌زند. می‌گوید آن آدم مهم همین‌جاست، کنار پیاده‌رو، پشت بساط، در مترو، زیر نگاه مأمور و مشتری. شناختن او از صدقه، ترحم یا حتی «ساماندهی» مهم‌تر است؛ چون تا وقتی او را به عنوان سوژه‌ای دارای حق، تجربه و صدا نبینیم، هر راه‌حل دیگری ممکن است فقط شکل مرتب‌تری از حذف باشد.
اگر قرار باشد از به‌رسمیت‌شناسی فقط یک جمله برای امروز نگه دارم، همین است: پیش از آنکه برای دیگری نسخه بنویسیم، باید قبول کنیم که او صاحب جایگاه اخلاقی، تجربه و حق حرف‌زدن درباره زندگی خودش است.


📎 فایل کامل مقاله برای مطالعه و دانلود

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 4
Post #160 820
چه کسی با دستفروش حرف می‌زند؟
خوانشی نظری از کتاب هوا را از من بگیر، شغلم را نه؛ از به‌رسمیت‌شناسی تا سیاست خیابان

🖋 مهدی حمیدی شفیق

یکی از دستفروشانی که محسن هادی برای مصاحبه سراغش می‌رود، با تعجب می‌پرسد:

«کی میاد با دستفروش حرف بزنه، این همه آدم مهم هست، برو باهاشون حرف بزن.»

شاید تمام کتاب را بتوان در همین جمله خلاصه کرد. جامعه پیشاپیش به او آموخته که آدم مهم جای دیگری است.
پروژه محسن هادی، در بهترین لحظاتش، همین سلسله‌مراتب را به هم می‌زند. می‌گوید آن آدم مهم همین‌جاست، کنار پیاده‌رو، پشت بساط، در مترو، زیر نگاه مأمور و مشتری. شناختن او از صدقه، ترحم یا حتی «ساماندهی» مهم‌تر است؛ چون تا وقتی او را به عنوان سوژه‌ای دارای حق، تجربه و صدا نبینیم، هر راه‌حل دیگری ممکن است فقط شکل مرتب‌تری از حذف باشد.

متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید.

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 4
Post #159 507
🎒 زنگ مدرسه برای همه، به یک معنا به صدا درنمی‌آید.

آغاز سال تحصیلی، فقط بازگشت به کلاس نیست؛ یادآوری این پرسش اساسی است که «فرصت آموزش» تا چه اندازه میان کودکان برابر توزیع شده است. فقر، جغرافیا، مهاجرت، زبان، جنسیت، معلولیت و امنیت، همچنان می‌توانند مسیر تحصیلی کودکان را از همان نقطه آغاز متفاوت کنند.

📚 عدالت آموزشی یعنی آینده تحصیلی کودک، بیش از هر چیز به استعداد و تلاش او وابسته باشد؛ نه به محل تولد، درآمد خانواده یا زبان مادری.

🏛 انجمن جامعه‌شناسی ایران | شعبه آذربایجان شرقی

#عدالت_آموزشی
#جامعه_شناسی
#آموزش
#کودکان
#نابرابری_آموزشی

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 7
Post #158 745
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی ‍ ✅ فراموش کردن همه چیز به معنای فراموش کردنِ فراموش کردن هم هست. اگر فراموشی ناقص باشد هنوز هم حضور چیزی وجود دارد. ولی فراموش کردنِ فراموش کردن به معنای ورود به حوزه مرگ است. می‌بینی که مادر چند قدم جلوتر از تو به طرف مرگ، به طرف فراموش کردن فراموشی راه…
📌آنکه از یاد می‌بَرَد و از یاد نمی‌رود

▪️مدت‌هاست به «من» فکر می‌کنم؛ به این ضمیر که انگار تمام سنگینیِ یک زندگی را بر دوش می‌کشد. وقتی می‌گویم «من»، مگر دقیقا از چه سخن می‌گویم؟ از این بدن که اکنون در جهان ایستاده است؟ از خاطراتی که از کودکی تا امروز با خود کشانده‌ام؟ از آدم‌هایی که دوستشان داشته‌ام، از رنج‌هایم، یا خطاهایی که هنوز در من ادامه می‌یابند؟

▪️ما هر روز، بی‌آنکه متوجه باشیم، زندگی‌مان را از نو به هم می‌دوزیم. گذشته را به اکنون پیوند می‌زنیم و از آن چیزی می‌سازیم به نام «خود». می‌دانم همان آدم دیروزم، چون دیروز را به یاد می‌آورم؛ می‌دانم این خانه‌ی من است، چون سال‌های بودنم در آن را می‌شناسم؛ می‌دانم این آدم را دوست می‌دارم، چون میان ما رشته‌ای از خاطره کشیده شده است. انگار حافظه نخ نامرئیِ تداوم ماست.
و از همین روست که آلزایمر چنین هراس‌انگیز است. بیماری تنها خاطرات را کم‌رنگ نمی‌کند؛ رشته‌هایی را که انسان را به روایت زندگی خویش وصل می‌کنند، یکی‌یکی می‌گسلد. نام‌ها محو می‌شوند، چهره‌ها غریبه می‌شوند و گذشته، آرام‌آرام از اتاق ذهن بیرون می‌رود؛ و پرسشی که از میان تاریکی سر برمی‌آورد، که آیا اگر انسانی نتواند گذشته‌ی خود را به یاد آورد، هنوز همان انسانی است که آن گذشته را زیسته است؟

▪️منِ امروز تا جایی همان منِ دیروز است که بتوانم تجربه‌ی دیروز را تجربه‌ی خود بدانم. آلزایمر این مسئله‌ی فلسفی را از کتاب‌ها بیرون می‌کشد و به زندگی می‌آورد؛ به اتاقی که در آن مادری فرزندش را نگاه می‌کند و نامش را نمی‌داند. اما اگر با محو حافظه، خود نیز محو شود، آنچه از میان می‌رود فقط یک انسان نیست؛ بخشی از معنای «انسان» بودن ماست.

▪️انسان فقط خاطراتش نیست. پیش از آنکه زندگی‌مان را روایت کنیم، آن را زیسته‌ایم؛ با بدن، با لمس، با ترس، با دلبستگی. ممکن است کسی نام مرا فراموش کند، اما دستش هنوز هنگام گرفتن دست من آرام شود. ممکن است نداند این موسیقی را کجا شنیده، اما با نخستین نت‌هایش مو به تنش سیخ شود. ممکن است نتواند قصه‌ی زندگی‌اش را تعریف کند، اما بدنش هنوز بخشی از آن قصه را زندگی کند. حافظه می‌تواند ترَک بردارد، بی‌آنکه تمام خودبودگی فروبریزد؛ بخشی از «من» در بدن و شیوه‌ی حضور ما در جهان رسوب کرده است.

▪️من در این «من» تردید دارم. شاید آنچه خود می‌نامیم، نه یک هسته‌ی سخت و تغییرناپذیر، که سرزمینی با مرزهای بسیار باشد: حافظه، بدن، زبان، عادت، رابطه و دیگری. من فقط آن کسی نیستم که خود به یاد می‌آورم. کودکی‌ام را کسانی به یاد دارند که من دیگر جز چند تصویر پراکنده چیزی از آن ندارم. آدمی که ده سال پیش بوده‌ام، در ذهن دوستانی باقی مانده که شاید امروز حتی او را نشناسم.

▪️می‌بینید؟! انگار آلزایمر تنها بیماریِ حافظه‌ی یک انسان نیست؛ آزمونی برای حافظه‌ی دیگران نیز هست.
وقتی انسان دیگر نتواند خود را به یاد آورَد، چه کسی او را به یاد خواهد داشت؟ همان دیگری‌ای که بخشی از وجودمان را به حافظه‌ی آن‌ها سپرده‌ایم. همان دیگری که شاهدِ بودنِ ماست.

▪️انسان نباید فقط به اندازه‌ی توانایی‌اش در اثبات خویش ارزشمند باشد. و این به‌گمانم بزرگ‌ترین آزمون اخلاقی آلزایمر است. آدمی که دیگر نمی‌تواند از گذشته‌اش دفاع کند، هنوز صاحب گذشته است. آدمی که نمی‌تواند نام خود را بگوید، هنوز نامی دارد. آدمی که نمی‌تواند توضیح دهد چه کسی است، هنوز کسی است. اغلب انسان را با چیزهایی تعریف کرده‌ایم که از پسشان برمی‌آید: به یاد آوردن، گفتن، انتخاب کردن، استدلال کردن، شناختن. آلزایمر همه‌ی این معیارها را یکی‌یکی به پرسش می‌کشد و ما را وادار می‌کند بپرسیم: اگر این توانایی‌ها کم شوند، چه چیزی باقی می‌ماند؟
کرامت می‌گوید انسان را در لحظه‌ای که دیگر قادر نیست خودش را به جهان ثابت کند، همچنان همان انسان بدانیم. و مراقبت دیگر فقط نگه‌داشتنِ بدن بیمار نیست؛ حمل کردن بخشی از هویت اوست، آنگاه که دیگر به تنهایی قادر به حمل آن نیست. وقتی او فراموش می‌کند، دیگری به یاد می‌آورد. وقتی روایت او از خودش خاموش می‌شود، روایت کسانی که دوستش داشته‌اند ادامه می‌یابد.

▪️ ۲۱ سپتامبر، روز جهانی آلزایمر، روزیست برای آگاهی از بیماری، کاستن از انگ و توجه به زندگی میلیون‌ها انسان مبتلا و خانواده‌ها و مراقبانشان شکل گرفته است؛ اما در پسِ این همه، یک دعوت انسانی‌تر نیز نهفته است: اینکه فراموش نکنیم کسانی را که خودشان دیگر نمی‌توانند به یاد بیاورند.
شاید روزی من نیز چیزی را از یاد ببرم؛ نامی، چهره‌ای، خیابانی، خاطره‌ای و سرانجام، شاید حتی خودم را.
آن روز، اگر چیزی از من باقی مانده باشد، در حافظه‌ی کسانی است که هنوز مرا به یاد دارند.
و چه غریب است که تمام فلسفه‌ی «من» در پایان، به جمله‌ای ساده فروکاسته شود:
تو مرا به یاد نمی‌آوری؛
اما من هنوز تو را به‌خاطر دارم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 6
  • 👍 1
Post #155 678
‍ ✅ فراموش کردن همه چیز به معنای فراموش کردنِ فراموش کردن هم هست. اگر فراموشی ناقص باشد هنوز هم حضور چیزی وجود دارد. ولی فراموش کردنِ فراموش کردن به معنای ورود به حوزه مرگ است. می‌بینی که مادر چند قدم جلوتر از تو به طرف مرگ، به طرف فراموش کردن فراموشی راه می‌رود. با این نوع فراموشی وارد فضای بی‌فضا شده‌ای. مادر دارد می‌رود.

✅ بزرگ‌ترین استعداد مادر حافظه‌ اوست، و حتی بعضی‌ها معتقدند که او یادش بوده که در شکم مادرش چه می‌گذشته. پس تو حق داری بترسی. اگر حافظه‌ او را به ارث برده باشی و تو خودت می‌دانی یک‌صدم حافظه بیست سال پیش او را نداری، می‌گویی اگر...پس باید به انتظار این باشی که روزی در را باز کنی و بروی بیرون و یادت نباشد که کجا هستی و افق در برابرت تنگ شود و نگاهان ببینی که به حیوان «نیچه» تبدیل شده‌ای. اگر حسنش را به ارث برده‌ای حتماً عاقبت او را هم به ارث برده‌ای. بعد از این مدام خودت را می‌پایی و منتظری ببینی چه چیز را فراموش می‌کنی.

📚 رضا براهنی، آزاده خانم و نویسنده‌اش یا آشویتس خصوصی دکتر
شریفی، انتشارات کاروان 306-308
📅
به مناسبت ۲۱ سپتامبر، روز جهانی آلزایمر
🏛 انجمن جامعه‌شناسی ایران | شعبه آذربایجان شرقی

📝 آنکه از یاد می‌بَرَد و از یاد نمی‌رود
✍️ مهران سلیمانی
🔽🔽🔽


@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 8
Post #154 949
Audio
🎧 اِکول پادکست | اپیزود ۰۲

«بدن بی‌دفاع، جامعه بی‌مرز»
مارینا آبراموویچ و آزمایش خاموش خشونت


🎙 روایت: مهدی نجیب‌خواه
🏛 انجمن جامعه‌شناسی ایران | شعبه آذربایجان شرقی


@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 13
Post #153 748
🎙 اِکول پادکست تقدیم می‌کند؛

🎧 اپیزود دوم

🔴 «بدن بی‌دفاع، جامعه بی‌مرز»
مارینا آبراموویچ و آزمایش خاموش خشونت


✅ در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ در اجرای مشهور «Rhythm 0» برای شش ساعت اختیار بدن خود را به تماشاگران سپرد؛ بی‌آنکه در برابر رفتار آنان واکنشی نشان دهد. آنچه در ابتدا با کنجکاوی و احتیاط آغاز شد، به‌تدریج مرزهای مسئولیت، اخلاق، خشونت و رفتار جمعی را آشکار کرد.

✅ در این اپیزود، این اجرا نه فقط به‌عنوان یک اثر هنری، بلکه به‌مثابه تجربه‌ای اجتماعی روایت می‌شود؛ تجربه‌ای درباره یک پرسش اساسی: وقتی مرزها برداشته می‌شوند و مسئولیت فردی در جمع کمرنگ می‌شود، انسان تا کجا پیش می‌رود؟

🎙 روایت: مهدی نجیب‌خواه

🏛 اِکول پادکست| انجمن جامعه‌شناسی ایران، شعبه استان آذربایجان شرقی

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 11
Post #152 148
درگذشت پدر گرامی جناب آقای عادل محبتیان، مدیر انجمن جامعه‌شناسی استان آذربایجان شرقی، را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم.

انجمن جامعه‌شناسی استان آذربایجان شرقی
  • 😢 2
  • 🙏 2
Post #151 589
‍ قدرت، کرامت و اعتماد؛
چرا شیوه اعمال قدرت برای اقتدار نهادی اهمیت دارد؟

انتشار تصاویر برخورد تعدادی از مأموران انتظامی با یک جوان بازداشت‌شده در تبریز، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای مجازی برانگیخته است. پلیس آذربایجان شرقی از تشکیل پرونده قضایی و بازداشت مأموران حاضر خبر داده است. اما این واقعه، فراتر از ابعاد حقوقی و سیاسی‌اش، پرسشی مهم را پیش می‌گذارد: در موقعیتی که قدرت به‌شدت نابرابر توزیع شده است، چه چیزی باید مانع عبور آن از مرز کرامت و شأن انسانی شود؟
بازداشت یکی از روشن‌ترین موقعیت‌های عدم تقارن قدرت است. یک سو، نماینده نهادی رسمی و برخوردار از اختیار اعمال قانون است؛ سوی دیگر، فردی که امکان حرکت و دفاع از خود را از دست داده است. به گمان من، همین نابرابری مسئولیت صاحب قدرت را بیشتر می‌کند. هرچه امکان مقاومت کمتر باشد، ضرورت خویشتن‌داری و حفاظت از شأن انسانی بیشتر می‌شود.
مسئله فقط این نیست که نهادی حق اعمال قدرت دارد یا نه؛ مسئله این است که قدرت چگونه اعمال می‌شود. قدرت قانونی زمانی به اقتدار مشروع نزدیک می‌شود که محدود به قاعده، قابل نظارت و همراه با به‌رسمیت‌شناختن شأن انسانی باشد. بازداشت می‌تواند آزادی فرد را محدود کند، اما نباید منزلت انسانی او را تعلیق کند. اتهام یا سابقه فرد نیز این اصل را از میان نمی‌برد.
در این میان، «تحقیر» مفهومی کلیدی است. تحقیر فقط آن چیزی نیست که بر فرد می‌گذرد؛ پیامی است درباره حدودی که قدرت برای خود به رسمیت می‌شناسد. وقتی فردی تحت اختیار نهادی است و امکان دفاع مؤثر ندارد، رفتاری که شأن او را مخدوش کند دیگر صرفاً مواجهه‌ای میان چند فرد نیست؛ برای ناظران نیز می‌تواند تصویری از نسبت قدرت با انسان تحت اختیارش باشد.
شبکه‌های اجتماعی این بعد را پررنگ‌تر کرده‌اند. رخدادی که زمانی شاید در محدوده یک خیابان یا بازداشتگاه می‌ماند، امروز به‌سرعت در معرض دید عمومی قرار می‌گیرد و به داوری درباره رفتار نهاد و نسبت آن با قانون و کرامت انسانی تبدیل می‌شود. چنین رخدادهایی می‌توانند زمینه اعتراض عمومی را فراهم کنند.
اینجاست که مسئله به اعتماد نهادی پیوند می‌خورد. پژوهش‌های عدالت رویه‌ای نشان می‌دهند مردم فقط بر اساس نتیجه عملکرد نهادها قضاوت نمی‌کنند؛ شیوه رفتار نیز بر مشروعیت و اعتماد اثر دارد. رفتار محترمانه و پاسخ‌گویی صاحبان اختیار بخشی از این داوری‌اند.
از این منظر، احترام به فرد تحت اختیار صرفاً ملاحظه‌ای اخلاقی نیست؛ بخشی از فرایندی است که قدرت از طریق آن مشروعیت خود را حفظ می‌کند. جامعه ممکن است ضرورت اعمال قانون یا استفاده متناسب از زور را بپذیرد، اما انتظار دارد این قدرت محدود و پاسخ‌گو بماند.
تحلیل جامعه‌شناختی زمانی ناقص می‌ماند که رخداد فقط به ویژگی‌های شخصی چند مأمور تقلیل داده شود. آموزش، نظارت و پاسخ‌گویی سازمانی برای آن‌اند که عملکرد نهاد تابع تصمیم فردی اعضای آن نباشد. در عین حال، تعمیم یک واقعه به کلیت سازمان نیز بدون شواهد نظام‌مند موجه نیست. برای من، پرسش دقیق‌تر این است که نهاد در مواجهه با خطا چگونه عمل می‌کند و جلوی تکرارش را می‌گیرد.
از این زاویه، واکنش سازمانی بخشی از موضوع است. اعتماد نهادی بر این تصور بنا نمی‌شود که سازمان هرگز خطا نمی‌کند؛ بلکه به شناسایی خطا، امکان پاسخ‌گویی و اصلاح رویه‌ها بستگی دارد. رسیدگی به چنین وقایعی، آزمونی برای ظرفیت نهاد در جلوگیری از تکرار خطاست.
نظم اجتماعی مدرن به نهادهایی نیاز دارد که توان مؤثر اعمال قانون داشته باشند. اما توان اعمال قدرت، به‌تنهایی اقتدار نمی‌سازد. اقتدار پایدار مستلزم آن است که جامعه بداند قدرت یک نهاد نه فقط برای دیگران، بلکه برای خود آن نهاد نیز حد و مرز دارد.
از همین رو شاید پرسش اصلی این واقعه چنین باشد: چگونه می‌توان نهادی مقتدر داشت که نشانه اقتدارش فقط توان اعمال قدرت نباشد، بلکه توان مهار قدرت خود نیز باشد؟ پاسخ به این پرسش از یک ویدئو، یک بازداشت و رفتار چند مأمور فراتر می‌رود. برای من، مسئله نهایی کیفیت رابطه میان جامعه و نهادهاست؛ مرز میان قدرت و خودسری، جایگاه کرامت انسان در مواجهه با اقتدار و در نهایت یکی از شکننده‌ترین سرمایه‌های نظم اجتماعی: اعتماد.

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 8
Post #149 797
‍ ائل‌دایاغی شهریار

▫️ایران‌دا "میللی شعر و ادبیات" گونو کیمی قئید اولان شهریور آیی‌نین ییرمی‌یئددی‌سی، بؤیوک آذربایجان، ایران و تورک دونیاسی شاعیری اولان و "شهریار" تخلص ائدن، محمدحسین بهجت تبریزی‌نین، همده اؤلوم ایل‌دؤنومودور. بو گونون بو مناسبتله آییرد ائدیلیب آدلانماسی، قارشی اولان بعضی اعتراضلارا باخمایاراق، اوُلو سؤز اوستادی شهریارین، تورک دیلینده اولدوغو کیمی، فارس ادبیاتیندا دا توتدوغو یوکسک یئرین گؤسترگه‌سی‌دیر.

آنجاق شهریارین ادبی یاشاییش و یارادیجیلغینی آراشدیرارکن، دقت چکن مقاملاردان بیری ده، اونونلا "بولود قاراچورلو (سهند)" آراسیندا اولان اؤزل و آنلاملی ارتباط و علاقه‌دیر. آنادیلی اولان "آذربایجان تورکجه‌سینی" و اونون "دده قورقود" کیمی اسکی نهنگ اثرلرینی، بوتون بوی‌لاری ایله درین‌دن اوخویوب، دوشونوب و ایکی جیلدلیک "سازمین سؤزو" اثرینده یئنی‌دن قاوراییب و منیمسه‌ین سهند، شهریارا دا تأثیر ائدرک، دوغما آذربایجاندان ایللرجه اوزاق دوشموش محمدحسینه، دوغما دیلیمیزین ده اینجه‌لیک و اینجی‌لرینی خاطیرلادیب، اونو "حیدر بابایا سلام" تکین، اؤلمز بیر منظومه‌نی قوشماسینا سؤوق ائتدی. شهریارین تورک دیلینده یازدیغی شعرلر "حیدر بابایا سلام" باشدا اولماقلا، چوخ سورعتله سینیرلاری سرحدلری آشیب، دیلداش و سویداش قونشو اؤلکه‌لره سس سالاراق، دونیا شؤهرتی قازاندی. و شوبهه‌سيز کی ایراندا دا، غرورو چئینه‌نیب، منلیگی تاپدالانمیش آذربایجان تورکلرینین اؤزگووه‌نین یوکسلتمکله یاناشی، اونلارین دوغما دیل و ادبیاتلارینا، داها چوخ دقت یئتیریب ییه‌لنمه‌لرینه سبب اولدو.

▫️سهندین شهریارا تأثیری

سهند "شهریارا مکتوب" آدلی شعری ایله، آچیقجا اونو اؤز کؤکلرینه قاییتماغا چاغیردی. بو اوزدن دئمک اولار کی بولودون شهریارا ان بؤیوک تأثیرلریندن بیری، اونون شعرلرینده تورک و آذربایجان کیملیی‌نین عکس ائتدیریلمه‌سی و جانلانماسی ایدی.
بو تأثیری بو یؤنلردن آراشدیرماق اولار:

– تورک دیلی‌نین ایشله‌دیلمه‌سی:
سهند شعرده تورک دیلیندن ایستیفاده‌یه وورغو ائدرک، شهریارا بو دیلین درین دویغو، حیس، آنلام و آنلاییش‌لاری ایفاده ائتمک قابیلیتینده اولدوغونو گؤستردی. شهریار دا سهنددن ایلهام آلاراق، تورک دیلینده شعرلر یازدی و بئله‌لیکله آذربایجان ادبیاتینا رنگ و زنگین‌لیک قاتدی.

– میللی وطن‌سئورلیک مؤوضولاری:
هر ایکی شاعیر، میللی و وطن‌سئورلیک مؤوضولارینا خصوصی دقت یئتیره‌رک، دیلداشلاری و هم‌یئرلیلری آراسیندا میللی حیس و دویغولاری گوجلندیرمه‌یه چالیشدیلار. سهند آذربایجان تاریخی و مدنیتینی وورغولایاراق، شهریارا دا اؤز یارادیجیلیغیندا، بو آنلاییش و قونولارا یئر وئرمه‌سی اوچون ایلهام وئردی.

– آیری-سئچکی‌لییه قارشیلیق:
سهند "یاساق" کیمی شعرلری ایله اؤنجه‌دن ده، آچیق شکیلده تورک دیلی و مدنیتینه اولان تبعیض، ایکیلیک و آیری-سئچکی‌لیکلری دیله گتیریب کاغیذا تؤکه‌رک، اونلارا اعتراضلار ائتمیشدیر. شهریار دا آرا-سیرا بو یولو ایزله‌یه‌رک، اؤز تورکجه شعرلرینده، بو تبعیض و آیری-سئچکی‌لیکلری موضوع ائده‌رک، آذربایجان ضیالی‌سیندا، قارشی گئدن بو دوروش و دیرنیشه، دستکلر وئرمیشدیر.

بونو دا آرتیرماق لازیم‌دیر کی شهریارین شعرلرینده آذربایجان کیملییی‌نین جانلانیشی و دیرچلیشی، اونون اؤزونه تأثیرلری یانیندا، آذربایجان ادبیات و مدنیتی اوچون ده، چوخ وئریملی و گؤز اوخشایان نتیجه‌لره سبب اولموشدور، او جومله‌دن:

– دیلیمیزین گوجله‌نمه‌سی:
شهریارین شعرلری، دوغما تورک دیلیمیزین درس اوخوموش ضیالی و هابئله گنج نسیل آراسیندا سئویلیب پوپولیارلاشماسینا دیرلی تؤحفه‌لر قازاندیرمیش‌دیر.

– کیملییی‌میزین دیرچه‌لیشی:
شهریارین شعری، آذربایجانلی‌لارین ایللر بویو تحقیر ائدیلیب تاپدالانمیش منلیک و کیملییی‌نین سیمگه‌سی کیمی اؤزونه یئر آچیب، قبول ائدیلمیشدیر.

– ادبیاتیمیزین اینکیشافی:
شهریارین تورکجه اثرلری، کیملیک و منلیگیمیزین یوکسه‌لیب جانلانماسیندا اولدوغو کیمی، ائوره‌نسل دیل و ادبیات هابئله اورتاق تورکجه‌میزین ده اینکیشافینا بؤیوک تکان وئرمیشدیر.

"اؤزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر
دوغما ائللریمیز قارانلیقدادیر
یانیب، یاندیرمایاق یادین اوجاغینی،
ائویمیز سویوقدور، قیشدیر، شاختادیر..."

«شعر: سهند»

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 6
Post #146 952
📜 ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب ایران و بزرگداشت استاد شهریار

🖼 تصویری از مراسم تجلیل از استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی «شهریار» که در سال ۱۳۴۸ به همت دانشگاه تبریز در سالن تاریخی تئاتر شیر و خورشید ـ تالار ارگ تبریز ـ برگزار شد.

🎓 در این مراسم دانشگاه تبریز درجه «استاد افتخاری» را به شهریار اعطا کرد.

👤 در تصاویر به‌جامانده از این مراسم، دکتر علی‌اکبر ترابی (حلاج‌اوغلو)، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تبریز، نیز در جمع استادان و چهره‌های علمی و فرهنگی حاضر در مراسم حضور دارد.

📍 مکان: سالن تئاتر شیر و خورشید تبریز (تالار ارگ)
🗓 زمان: سال 1348

@ISA_tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 5
  • 👍 2
Post #145 1.27K
هرمنوتیک سهندیه.pdf1.4 MB
🗓 هر سال در ۲۷ شهریور، از شهریار بسیار می‌گوییم؛ از شعر، ادب فارسی، غزل و جایگاه او در ادبیات معاصر. آن‌قدر که گاهی خودِ شهریار پشت همین حرف‌های آشنا و تکرارشونده پنهان می‌ماند.

📖 شاید بد نباشد این‌بار او را جایی بخوانیم که به‌سادگی در یک عنوان و یک زبان خلاصه نمی‌شود؛ در آستانه‌ی دو جهان. شاعری که هم به فارسی تعلق داشت و هم به ترکی؛ هم میراث‌دار سنت بود و هم در کشاکش جهان جدید می‌زیست؛ و بخشی از معنای شعرش درست از همین تعلق و تعلیق هم‌زمان شکل می‌گرفت.

⛰ مقاله‌ی «هرمنوتیک سهندیه» دکتر محمد حریری اکبری از همین رو هنوز خواندنی است؛ خوانشی که به‌جای تکرار ستایش‌های آشنا، به سراغ متن می‌رود و «سهندیه» را در پیوند با هویت، تاریخ، حافظه جمعی و جهان فرهنگی آذربایجان می‌خواند.

🔹 در روزی که همه از شهریار می‌گویند، شاید بهتر باشد یک‌بار هم خودِ شهریار را بخوانیم.


📎 فایل کامل مقاله برای مطالعه و دانلود

@ISA_tabriz
@iran_sociology
  • ❤ 8
Older posts →

About this channel

How can I read @isa_tabriz without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی have?
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی (@isa_tabriz) has 318 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →