Post #44
7
🗯شامیها فرزندانشان را به قصد دشنام به علی نامگذاری میکردند
📚 «معجم الأدباء» یاقوت حموی :
«مدائنی روایت میکند و میگوید: مأمون به احمد بن یوسف فرمان داد مرا نزد او ببرد. هنگامی که وارد شدم، سخن از علی بن ابیطالب علیهالسلام به میان آمد؛ احادیثی درباره ایشان برای مأمون بازگو کردم تا اینکه صحبت به بدعت شوم بنیامیه در سبّ و لعن آن حضرت کشیده شد.
گفتم:
ابوسلمه مُثَنّی بن عبدالله (برادر محمد بن عبدالله انصاری) برای من نقل کرد و گفت: مردی به من گفت:
در شام بودم و هرچه گوش سپردم، نشنیدم کسی فرزندش را “علی”، “حسن” یا “حسین” بنامد؛ آنچه در کوچه و بازار میشنیدم، تنها نامهای “معاویه”، “یزید” و “ولید” بود!
آن مرد گفت: تشنه شدم و از کنار مردی گذشتم که بر درگاه خانهاش نشسته بود؛ از او آب خواستم.
رو به داخل خانه کرد و گفت: «ای حسن! به او آب بده.»
با شگفتی به او گفتم: آیا نام فرزندت را حسن گذاشتهای؟!
پاسخ داد: آری به خدا سوگند! من فرزندانی دارم که نامهایشان حسن، حسین و جعفر است.
مردم شام نام فرزندان خود را به نامهای “خلفاءالله” میگذارند، و انسان در طول روز پیوسته فرزندش را نفرین و ناسزا میگوید؛ اما من فرزندانم را به نامهای “دشمنان خدا” نامیدهام تا هرگاه آنان را لعن و نفرین میکنم، در حقیقت دشمنان خدا را لعن کرده باشم!
آن مسافر گفت: گمان میکردم تو بهترینِ مردم شامی، اما دانستم که در قعر جهنم نیز پلیدتر از تو پیدا نمیشود!
چون سخن به اینجا رسید، مأمون گفت: حقاً که سزای کارشان را دیدند! خداوند گروهی را بر آنان برانگیخت که زندگان، مردگان و حتی نطفههای در صلب مردان و رحم زنانشان را لعنت میکنند؛ مقصود مأمون، شیعیان بود.»
📚 سیر أعلام النبلاء ذهبی
📚 تاریخ الإسلام ذهبی
📚 شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید
📚 الفوائد الذهبیة از سیر أعلام النبلاء
📎چرا عمار یاسر میخواست جسد عثمان را نبش قبر کرده و به آتش بکشد؟ 🧐
✅ @Altarikh_yahkom التاريخ يحكم
✅ @Altarikh_yahkom_Fa تاریخ خون و اشک
📚 «معجم الأدباء» یاقوت حموی :
«مدائنی روایت میکند و میگوید: مأمون به احمد بن یوسف فرمان داد مرا نزد او ببرد. هنگامی که وارد شدم، سخن از علی بن ابیطالب علیهالسلام به میان آمد؛ احادیثی درباره ایشان برای مأمون بازگو کردم تا اینکه صحبت به بدعت شوم بنیامیه در سبّ و لعن آن حضرت کشیده شد.
گفتم:
ابوسلمه مُثَنّی بن عبدالله (برادر محمد بن عبدالله انصاری) برای من نقل کرد و گفت: مردی به من گفت:
در شام بودم و هرچه گوش سپردم، نشنیدم کسی فرزندش را “علی”، “حسن” یا “حسین” بنامد؛ آنچه در کوچه و بازار میشنیدم، تنها نامهای “معاویه”، “یزید” و “ولید” بود!
آن مرد گفت: تشنه شدم و از کنار مردی گذشتم که بر درگاه خانهاش نشسته بود؛ از او آب خواستم.
رو به داخل خانه کرد و گفت: «ای حسن! به او آب بده.»
با شگفتی به او گفتم: آیا نام فرزندت را حسن گذاشتهای؟!
پاسخ داد: آری به خدا سوگند! من فرزندانی دارم که نامهایشان حسن، حسین و جعفر است.
مردم شام نام فرزندان خود را به نامهای “خلفاءالله” میگذارند، و انسان در طول روز پیوسته فرزندش را نفرین و ناسزا میگوید؛ اما من فرزندانم را به نامهای “دشمنان خدا” نامیدهام تا هرگاه آنان را لعن و نفرین میکنم، در حقیقت دشمنان خدا را لعن کرده باشم!
آن مسافر گفت: گمان میکردم تو بهترینِ مردم شامی، اما دانستم که در قعر جهنم نیز پلیدتر از تو پیدا نمیشود!
چون سخن به اینجا رسید، مأمون گفت: حقاً که سزای کارشان را دیدند! خداوند گروهی را بر آنان برانگیخت که زندگان، مردگان و حتی نطفههای در صلب مردان و رحم زنانشان را لعنت میکنند؛ مقصود مأمون، شیعیان بود.»
📚 سیر أعلام النبلاء ذهبی
📚 تاریخ الإسلام ذهبی
📚 شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید
📚 الفوائد الذهبیة از سیر أعلام النبلاء
📎چرا عمار یاسر میخواست جسد عثمان را نبش قبر کرده و به آتش بکشد؟ 🧐
✅ @Altarikh_yahkom التاريخ يحكم
✅ @Altarikh_yahkom_Fa تاریخ خون و اشک