(جوزجانی میگوید: احادیث منکری روایت کرده، اما خودش ثقه و استوار است و حدیث را نمینوشت [بلکه از حفظ میخواند].)
[جوزجانی به دشمنی شدید با شیعیان و انحراف از اهلبیت (نَصب) شهرت دارد؛ با این حال حتی او نیز ناچار شده اعتراف کند که جعفر «ثقه و استوار» است، هرچند طبق عادت همیشگیاش، احادیث فضائل را «منکر» نامیده است!]
وقال العجلي: ثقة وكان يتشيع. “الثقات”: (١/ ٢٦٨) رقم: (٢٢١).
(عجلی میگوید: ثقه است و تشیع داشت.)
[توثیقی صریح و بیواسطه: تشیع مذهب او، و وثاقت و راستگویی، صفتِ ثابت او در نقل حدیث است.]وقال ابن حبان: كان يتقشف ويجالس الصالحين، وكان يتشيع، ويغلو فيه. “مشاهير علماء الأمصار” (١/ ٢٥٢).
(ابنحبان میگوید: ساده و زاهدانه زیست میکرد و همنشین صالحان بود، و شیعه بود و در تشیع غلو میکرد.)
[ابنحبان به زهد و همنشینی او با صالحان گواهی میدهد، اما تشیع او را «غلو» مینامد؛ و روشن است که مرادشان از غلو در اینجا، چیزی جز اعلام برائت آشکار از بنیامیه و معاویه نیست.]وقال السمعاني: كان يبغض الشيخين أبا بكر وعمر. “الأنساب” (٤/ ٩).
(سمعانی میگوید: او نسبت به شیخین، ابوبکر و عمر، بغض داشت.)
قال الساجي: لم يسب الشيخين قط. “إكمال” مغلطاي. (٣/ ٢٢١).
(ساجی میگوید: او هرگز به شیخین دشنام نداد.)
[مقایسه سخن سمعانی (در قرن ششم) و ساجی (از رجالیان متقدم و دقیق در قرن سوم) مکانیزمِ «شبههسازی و پروندهسازی» در کتب تراجم را افشا میکند: جعفر بن سلیمان صراحتاً به معاویه بد میگفت؛ اما برخی مخالفان در قرون بعدی برای تخریب کامل او، دایره اتهام را گسترش دادند و بغضِ شیخین را هم به او نسبت دادند؛ اتهامی که آگاهانِ به احوال او همچون ساجی، آن را به طور قطع رد کردهاند!]⚖️ قضاوت با تاریخ (التاريخ يحكم):
[پرونده جعفر بن سلیمان سندی زنده است که ثابت میکند «صداقت» رنگ و مذهب نمیشناسد، اما کتابهای جرح و تعدیل به شدت تحت تأثیر گرایشهای سیاسی قرار داشتهاند؛ به گونهای که هر کس بر مظلومیت علی (ع) میگریست و از معاویه بیزاری میجست، حتی اگر عابدترینِ مردم و راستگوترینِ آنان بود، باز هم از تیرِ اتهام و برچسب «نکارت حدیث» در امان نمیماند!]
🏷 #شتم_معاویه
✅@Altarikh_yahkom التاريخ يحكم
✅ @Altarikh_yahkom_Fa تاریخ خون و اشک