گستاخی مروان و سیلی کلامی امام حسن (ع)؛ پردهبرداری از فضاحت دهانهای بدبوی بنیامیه در حضور معاویه! 🤢
در کتاب عقد الفريد آمده:
روزی معاویه بن ابیسفیان در میان همنشینان خود بود که خبر آوردند: «حسن بن علی پشت در است.»
معاویه گفت: «اگر او وارد شود، عیش و محفل ما را برهم میزند!»
مروان بن حکم گفت: «اجازه بده بیاید؛ من چیزی از او میپرسم که پاسخی برایش نداشته باشد.»
معاویه گفت: «این کار را نکن! آنان خاندانی هستند که سخنوری در جانشان سرشته شده است.»
با این حال، اجازه ورود داد.
چون امام حسن (ع) وارد شد و نشست، مروان [به طعنه] گفت:
«ای حسن! چقدر زود گرد پیری بر سبیلهایت نشسته است! میگویند این نشانه کمخردی است!»👉👉
امام حسن (ع) در پاسخ فرمودند:
«چنان نیست که به تو گفتهاند ✋؛
حقیقت این است که ما بنیهاشم، دهان و لبانی خوشبو و شیرین داریم 🌸، از اینرو زنانمان با نَفَسها و بوسههایشان به دهان ما روی میآورند 🌬.
اما شما بنیامیه، دهانهایی بهشدت بدبو دارید 🤢؛ پس زنانتان چهره و نفسهای خود را از دهان شما برمیگردانند و به سمت بناگوش و شقیقههایتان میچرخانند. به همین دلیل است که موی شقیقههای شما [زودتر] سفید میشود!» 🧓
مروان که جا خورده بود، دوباره گفت: «اما ای بنیهاشم! در شما خصلت ناپسندی هست!» 🐍
امام فرمودند: «چه خصلتی؟»
مروان گفت: «غُلمَه (شهوت و میل شدید)!» 🔥
امام (ع) فرمودند:
«آری ☝️؛ این میل از زنان ما برداشته و در وجود مردانمان نهاده شده است 💪؛
اما در شما، از مردانتان گرفته شده و در وجود زنانتان قرار داده شده است! 💃 از این روست که هیچکس از پسِ نیازهای زنان اموی برنمیآید، مگر مردی از بنیهاشم!» 👑
معاویه [از این رسوایی] بهشدت خشمگین شد و گفت: «به شما گفته بودم [که با او درنیفتید]، اما نپذیرفتید تا اینکه حرفی شنیدید که خانهتان را تاریک و مجلستان را تباه کرد!»
(در کتاب مرآة الزمان في تواريخ الأعيان - سبط ابن الجوزي آمده است که معاویه با خشم به مروان گفت: «آیا هدفی جز این خواری داشتی؟!»)
🔗 وفيات الأعيان - ابن خلكان
#مروان_بن_حکم #معاویه #بنی_امیه #حقایق_تاریخی #رسوایی
توضیح : بند اول (راز بوی دهان و عفونت درون):
«در این صحنه، کلامِ امام تنها پردهبرداری از یک عارضهی سادهی جسمی نیست؛ بلکه تجسمِ دقیقِ “عفونتِ درون” است. ایشان بوی آزاردهندهی دهانِ امویان را بازتابی از لقمههای حرام، کینههای تهنشینشده و فساد ریشهدارِ اخلاقیِ آنان میدانند؛ بویی چنان زننده که حتی نزدیکترین شریکانِ زندگیشان را نیز به گریز و انزجار وامیدارد. امام با این پاسخِ حکیمانه، نهتنها شمشیرِ زهرآگینِ طعنهی مروان را در هوا میشکند، بلکه او را در برابر چشم همگان، به قعرِ حقارتی دردناک در خصوصیترین لایههای زندگیاش پرتاب میکند.»
بند دوم (ماجرای غُلمَه و رسواییِ تاریخی):
«اما ضربهی نهایی، هنرمندانهتر و کوبندهتر فرود میآید؛ آنجا که امام پرده از یک حقیقتِ تلخ برمیدارند و میفرمایند: در خاندان بنیامیه، این حرارت و شور، از مردان ستانده شده و در زنانشان شعله کشیده است! در جامعهی عربِ آن روزگار که غیرت، ستونِ خیمهی هویتِ یک قبیله به شمار میرفت، این سخن، ویرانگرترین ضربهای بود که میشد بر پیکرهی پوشالیِ امویان وارد کرد. امام با ظرافتی بینظیر، تاریخچهی تاریکِ زنانِ اموی در عصر جاهلیت را یادآور میشوند و تصویری روشن از این تضاد میسازند: مردانی تهی از صلابت و اصالت، و زنانی گرفتار در عطشِ نیاز؛ تا جایی که گویی تنها مردانی با طهارت و قدرتِ بنیهاشم یارای چیرگی بر این آشفتگی را دارند.»
✅ @Altarikh_yahkom_Fa تاریخ خون و اشک
✅@Altarikh_yahkom التاريخ يحكم
Post #25
63