TGViewer
Channel Public Channel
Subscribers
2.79K
Photos
252
Videos
701
Links
811

Showing posts older than #4654 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #4652 453
چون تنگ نباشد دل مسکین حمامیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 599 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

چون تنگ نباشد دلِ مسکینِ حَمامی
که‌ش یارِ هم آواز بگیرند به دامی

دیشب همه‌شب دست در آغوشِ سلامت،
و امروز همه‌روز تمنّایِ سلامی

آن بویِ گُل و سنبل و نالیدنِ بلبل
خوش بود؛ دریغا که نکردند دوامی!

از من مطَلَب صبرِ جدایی؛ که ندارم!
سنگی ست فراق و دلِ محنت‌زده جامی

در هیچ مُقامی دلِ مسکین نشکیبد
خو کرده‌یِ صحبت که بر اُفتد زِ مَقامی

بی دوست حرام است جهان دیدنِ مشتاق
قندیل بکُش تا بنشینم به ظَلامی

چندان بنشینم که برآید نفَسِ صبح
ک‌آن‌وقت به دل می‌رسد از دوست پیامی

آن جا که تویی، رفتنِ ما سود ندارد
الا به‌کرَم پیش نهد لطفِ تو گامی

ز آن عیْن که دیدی، اثری بیش نمانده‌ست
جانی به دهان آمده در حسرتِ کامی

سعدی سخنِ یار نگوید بَرِ اَغیار
هرگز نبَرَد سوخته‌ئی قصّه به خامی

0599

@Setiq
  • ❤ 6
  • 🔥 1
  • 👌 1
Post #4651 447
به مُلازمانِ سلطان که رسانَد این دعا راحافظ - سهیل قاسمی
به مُلازمانِ سلطان که رسانَد این دعا را
که به شُکرِ پادشاهی زِ نظر مَران گدا را

زِ رقیبِ دیوْسیرت به خدایِ خود پناهم
مگر آن شهابِ ثاقِب مدَدی کُنَد خدا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی؟
تو از این چه سود داری چو نمی‌کُنی مُدارا

دلِ عالَمی بسوزی چو عِذار برفروزی
ز فریبِ او بیندیش و غلط مَکُن نگارا

همه شب در این امید ام که نسیمِ صبحگاهی
به پیامِ آشنایان بنوازد آشنا را

—-

بیت‌های دیگری هم در نسخه‌های دیگر آمده. بسیار آشفته دیدم ضبط‌های این غزل را!
«زِ ملازمانِ سلطان که رَساند این دعا را» نیز در کتاب حافظ شیراز احمد شاملو آمده. در نسخه‌ئی نیافتم.
مصراع‌های این دو بیت، در نسخه‌های دیگر مصراع‌هاییِ از سه بیت اند:
«مُژه‌یِ سیاه‌ات اَر کَرد به‌خونِ ما اشارت، / زِ فریبِ او بیَندیش و غلط مکُن نگارا! (چو زِ حُکم سَرنَپیچیم، تو رَد مَکُن عَطا را)
دلِ عالَمی بِسوزی چُو عِذار بَرفروزی / تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟
چه قیامت است جانا! که به عاشقان نمودی؟ / دل و جان فدایِ روی‌ات! بِنما عِذار ما را»

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی

@Setiq
  • ❤ 6
  • 👏 4
  • 🔥 1
Post #4650 449
تو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 598 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

تو کدامی و چه نامی؟ که چنین خوب‌خرامی
خونِ عشّاق حلال است! زهی شوخِ حرامی

بیمِ آن است دمادم که چو پروانه بسوزم
از تغابن که تو چون شمع چرا شاهدِ عامی

فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگران‌ات
که چه شیرین‌حرکاتی و چه مطبوع‌کلامی

مگر از هیئتِ شیرینِ تو می‌رفت حدیثی
نیْشکر گفت: کمر بسته‌ام اینک به غلامی

کافر ار قامتِ همچون بتِ سنگینِ تو بیند
بارِ دیگر نکُنَد سجده‌ی بت‌های رخامی

بنشین یک‌نفس ای فتنه! که برخاست قیامت
فتنه نادر بنشیند چو تو در حالِ قیامی

بلعجب باشد از این خلق که روی‌ات چو مَهِ نو
می‌نمایند به انگشت و تو خود بدرِ تمامی

کس نیارد که کند جوْر در اقبالِ اتابک
تو چنین سرکش و بیچاره‌کُش از خیْلِ کدامی

آفتِ مجلس و میدان و هلاکِ زن و مردی
فتنه‌یِ خانه و بازار و بلایِ دَر و بامی

در سَرِ کارِ تو کردم دل و دین با همه دانش
مرغِ زیرک به‌حقیقت من ام امروز و تو دامی

طاقت‌ام نیست زِ هر بی‌خبری سنگِ ملامت
که تو در سینه‌یِ سعدی چو چراغ از پس جامی

0598

@Setiq
  • ❤ 9
  • 🔥 4
Post #4649 435
ساقیا! برخیز و دَردهْ جام راحافظ - سهیل قاسمی
ساقیا! برخیز و دَردهْ جام را
خاک بر سَر کُن غمِ ایام را

ساغَر میْ بر کف‌ام نهْ تا زِ بَر
بَرکَنم این دَلقِ اَزرَق‌فام را

گرچه بدنامی‌ست نزدِ عاقلان،
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده دَردهْ! چند از این بادِ غرور
خاک بر سَر نفسِ نافرجام را

دودِ آهِ سینه‌یِ نالانِ من
سوخت این افسردگانِ خام را

مَحرَمِ رازِ دلِ شیْدایِ خود
کس نمی‌بینم زِ خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است
ک‌از دِلَم یکباره بُرد آرام را

ننگرَد دیگر به سَرو اندر چمن
هر که دید آن سَروِ سیم اندام را

صبر کُن حافظ به سختی روز و شب
تا بیابی مُنتَهایِ کام را
‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq
  • ❤ 6
  • 🔥 1
  • 👏 1
  • 👌 1
Post #4648 464
بسیار سفر باید تا پخته شود خامیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 597 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی

گر پیرِ مناجات است و ر رِندِ خراباتی،
هر کس قلمی رفته‌ست بر ویْ به سرانجامی

فردا که خلایق را دیوانِ جَزا باشد،
هر کس عملی دارد؛ من گوش به اِنعامی

ای بلبل! اگر نالی، من با تو هم‌آواز ام
تو عشقِ گُلی داری من عشقِ گُل‌اندامی

سَروی به لبِ جویی گویند چه خوش باشد
آنان که ندیده‌ستند سَروی به لبِ بامی

روزی تنِ من بینی قربانِ سَرِ کوی‌اش
و این عید نمی‌باشد الّا به هر ایّامی

ای در دلِ ریشِ من مِهر ت چو روان در تن
آخر زِ دعاگویی یاد آر به دشنامی!

باشد که تو خود روزی از ما خبری پُرسی
و ر نه، که بَرَد؟ هیهات! از ما به تو پیغامی

گرچه شبِ مشتاقان تاریک بوَد اما
نومید نباید بود از روشنیِ بامی

سعدی! به‌لَبِ دریا دُردانه کجا یابی؟
در کامِ نهنگان روْ گر می‌طلبی کامی

0597

@Setiq
  • ❤ 6
  • 👍 5
  • 🔥 1
  • 🕊 1
Post #4647 497
اگر آن تُرکِ شیرازی به‌دست آرَد دلِ ما را،حافظ - سهیل قاسمی
اگر آن تُرکِ شیرازی به‌دست آرَد دلِ ما را،
به خالِ هندویَش بَخشَم سمَرقند و بُخارا را

بِدهْ ساقی میِ باقی! که در جنّت نخواهی‌یافت
کنارِ آبِ رُکناباد و گُل‌گَشتِ مُصَلّا را

فغان! ک‌این لولیانِ شوخِ شیرین‌کارِ شهرآشوب،
چنان بُردند صبر و دل، که تُرکان خوانِ یغما را

زِ عشقِ ناتمامِ ما جَمالِ یار مُستغنی‌ست
به آب و رنگ و خال و خط چه‌حاجت رویِ زیبا را!

حدیث از مُطرب و میْ گو و رازِ دَهر کمتَر جویْ
که کس نگشود و نگشاید به‌حکمت این معمّا را

من از آن حُسنِ روزافزون که یوسف داشت، دانستم
که عشق از پرده‌یِ عصمت برون آرَد زلیخا را

بَدَم گفتی و خُرسند ام! عَفاکَ اللَه! نِکو گفتی!
جوابِ تلخ می‌زیبَد لبِ لَعلِ شکَرخا را

نصیحت گوش کُن جانا! که از جان دوستَر دارند
جوانانِ سعادت‌مند، پندِ پیرِ دانا را

غزل گفتی و دُر سُفتی! بیا و خوش بخوان حافظ!
که بر نظمِ تو افشانَد فلک عقدِ ثُرَیّا را

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq
  • ❤ 7
  • 🔥 2
  • 👏 1
Post #4646 471
مرا تو جان عزیزی و یار محترمیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 596 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

مرا تو جانِ عزیزی و یارِ محترمی
به هر چه حُکم کُنی، بر وجودِ من حَکَمی

غم‌ات مباد و گزندَت مباد و درد مباد!
که مونسِ دل و آرامِ جان و دفعِ غمی

هزار تندی و سختی بکُن! که سهل بوَد
جفایِ مِثلِ تو بردن که سابقِ کَرَمی

ندانم از سَر و پایَت کدام خوب‌تر است
چه جای فَرق! که زیبا زِ فَرق تا قدمی

اگر هزار اَلَم دارم از تو بر دلِ ریش،
هنوز مرهمِ ریشی و دارویِ اَلَمی

چنین که می‌گذری، کافر و مسلمان را
نگَه به توست که هم قبله ای و هم صنمی

چنین‌جَمال، نشاید که هر نظر بیند
مگر که نامِ خدا گِردِ خویشتن بِدَمی

نگویم‌ات که گُلی بر فرازِ سَروِ روان
که آفتابِ جهان‌تاب بر سَرِ عَلَمی

تو مشک‌بویِ سیَه‌چشم را که دَریابد
که همچو آهویِ مشکین از آدمی بِرَمی

کمندِ سعدی اگر شیرِ شَرزه صیْد کُنَد،
تو در کمند نیایی؛ که آهویِ حَرَمی

0596

@Setiq
  • ❤ 9
  • 👏 2
  • 👍 1
  • 🔥 1
Post #4645 519
دل می‌روَد زِ دستَم؛ صاحب‌دلان! خدا را!حافظ - سهیل قاسمی
دل می‌روَد زِ دستَم؛ صاحب‌دلان! خدا را!
دَردا که دَردِ پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای بادِ شُرطه، برخیز!
باشد که باز بینیم آن یارِ آشنا را

دَه‌روزه مِهرِ گردون، افسانه است و افسون
نیکی به‌جایِ یاران فُرصت شمار! یارا!

آیینه‌یِ سکَندر، جامِ میْ است؛ بنگر!
تا بر تو عَرضه دارد اَحوالِ مُلکِ دارا

ای صاحبِ کرامت! شُکرانه‌یِ سلامت،
روزی تفقّدی کن درویشِ بی‌نوا را

آسایشِ دو گیتی تفسیرِ این دو حَرف است:
با دوستان مُروّت؛ با دشمنان مُدارا

در کویِ نیک‌نامی ما را گُذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی، تغییر کُن قضا را!

آن تلخ‌وَش که صوفی اُمّ ‌الخَبائِث‌اش خواند،
أهنا بِنا و أحلیٰ مِن قُبلَةِ‌ العذارا

هنگامِ تنگ‌دستی در عیْش کوش و مستی
ک‌این کیمیایِ هستی، قارون کُنَد گدا را

حافظ، به‌خود نپوشید این خِرقه‌یِ میْ آلود
ای شیْخِ پاک‌دامن! مَعذور دار ما را!

گر مُطربِ حریفان این پارسی بخوانَد،
دَر رقص و حالت آرَد رندانِ پارسا را

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq
  • 👏 7
  • ❤ 1
  • 🔥 1
  • 🙏 1
Post #4644 543
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 595 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

هرگز حسَد نبردم بر منصبی و مالی
اِلّا بر آن که دارد با دلبری وصالی

دانی کدام دوْلت در وصف می‌نیاید؟
چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی

خرّم تنی که محبوب از در فرازَش آید
چون رِزقِ نیک‌بختان بی محنتِ سؤالی

همچون دو مغزِ بادام اندر یکی خزینه
با هم گرفته اُنسی و ز دیگران ملالی

دانی کدام جاهل بر حالِ ما بخندد؟
ک‌او را نبوده باشد در عُمرِ خویش حالی

بعد از حبیب، بر من نگذشت جز خیال‌اش
و ز پیکرِ ضعیف‌ام نگذاشت جز خیالی

اوّل که گوی بردی من بودمی به دانش
گر سودمند بودی بی دوْلت احتیالی!

سالِ وصال با او، یک روز بود گویی
و اکنون در انتظار ش روزی به‌قدرِ سالی

ایّام را، به ماهی یک شب هلال باشد
و آن ماهِ دل‌ستان را هر ابرویی، هلالی

صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی

0595

@Setiq
  • ❤ 9
  • 👌 3
  • 👍 2
  • ❤‍🔥 1
  • 🔥 1
  • 🙏 1
Post #4642 549
روْنقِ عَهدِ شَباب است دِگر بُستان راحافظ - سهیل قاسمی
روْنقِ عَهدِ شَباب است دِگر بُستان را
می‌رسد مُژده‌یِ گُل بلبلِ خوش‌اَلحان را

ای صبا! گر به جوانان ِ چمن باز رسی
خدمتِ ما بِرسان سَروْ و گُل و ریْحان را

گر چنین جلوه کُنَد مُغ‌بَچه‌یِ باده‌فروش،
خاک‌روبِ درِ میْ‌خانه کنم مُژگان را

ای که بَر مَهْ کَشی از عَنبَرِ سارا چوگان!
مُضطرِب‌حال مَگَردان منِ سَرگَردان را

تَرسَم این قوْم که بر دُردکشان می‌خندند،
در سَر و کارِ خرابات کُنند ایمان را!

یارِ مردانِ خدا باش! که در کَشتیِ نوح،
هست خاکی که به آبی بخَرَد طوفان را

هر که را خوابگَهِ آخر مُشتی خاک است
گو چه حاجت که بر افلاک کَشی ایوان را؟

بروْ از خانه‌یِ گَردون به‌دَر و نان مطَلب
ک‌آن سیَهْ‌کاسه در آخر بکُشَد مهمان را

ماهِ کنعانیِ من! مَسنَدِ مصر آنِ تو شد
وقتِ آن است که بدرود کُنَد زندان را

حافظا! میْ خور و رِندی کُن و خوش باش! ولی
دامِ تزویر مَکُن چون دِگران قرآن را

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq
  • ❤ 7
  • 👏 2
  • 🔥 1
Post #4641 541
هجده تیر
  • ❤ 6
  • 😢 4
  • 💔 2
  • 🔥 1
Post #4640 1.12K
تَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالی
وَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالی

أَلا یا ناعِسَ الطَّرْفَینِ سَکْریٰ
سَلِ السَّهْرانَ عَنْ طولِ اللَّیالی

ندارم چون تو در عالَم دگر دوست
اگرچه دوستی، دشمن‌فِعالی

کَمالُ الحُسْنِ فِی الدُّنْیا مَصونٌ
کَمِثْلِ البَدْرِ فی حَدِّ الکَمالِ

مرکّب در وجودم همچو جانی
مُصَوَّر در دماغ‌ام چون خیالی

فَماذَا النَّوْمُ؟ قیلَ النَّوْمُ راحَه
وَ ما لِی النَّوْمُ فی طولِ اللَّیالی

دمی دلداری و صاحب‌دلی کُن
که برخور بادی از صاحب‌جمالی!

ألَمْ تَنْظُرْ إلی عَیْنی وَ دَمْعی؟
تَرَی فِی البَحْرِ أصْدافَ اللَّآلی

به گوش‌ات گر رسانم ناله‌یِ زار،
زِ دَردِ ناله‌یِ زار م بنالی

لَقَدْ کَلَّفْتَ ما لَمْ أقْوَ حَمْلاً
وَ ما لی حیلَةٌ غَیْرُ احْتِمالی

که کوتهْ باد چون دستِ من از دوست
زبان دشمنان از بدسگالی

اَلا یا سالیاً عَنّی تَوَقَّفْ
فَما قَلْبُ المُعَنّیٰ عَنْکَ سالٍ

به چشمان‌ات! که گرچه دوری از چشم
دل از یادِ تو یک دم نیست خالی

مَنَعْتُ النّاسَ یَسْتَسْقون غَیْثاً
أنِ اسْتَرْسَلْتُ دَمْعاً کَاللَّآلی

جهانی تشنگان را دیده در توست
چنین پاکیزه پندارم زلالی

وَ لی فیکَ الإِرادَه فَوْقَ وَصْفٍ
وَ لَکِنْ لَمْ تُرِدْنی؛ مَا احتیالی؟

چه دستان با تو درگیرد چو روباه
که از مردم گریزان چون غزالی

جَرَتْ عَیْنایَ مِنْ ذِکْراکَ سَیْلاً
سَلِ الجیرانَ عَنّی ما جَرَی لی

نمایندت به هم خَلقی به انگشت
چو بینند آن دو ابرویِ هلالی

حِفاظی لَمْ یَزَلْ ما دُمْتُ حَیّاً
وَ لَوْ اَنْتُمْ ضَجِرْتُمْ مِنْ وِصالی

دل‌ات سخت است و پیمان اندکی سست
دگر در هر چه گویم، بر کمالی

اِذا کانَ افْتِضاحی فیکَ حُلْواً
فَقُلْ لی ما لِعَذّالی؟ وَ ما لی؟

مرا با روزگارِ خویش بگذار
نگیرد سرزنش در لاابالی

تَرانی ناظِماً فِی الوجْدِ بَیْتاً
وَ طَرْفی ناثِرٌ عِقْدَ اللَّآلی

نگویم قامت‌ات زیباست یا چشم
همه لُطفی و سرتاسر جمالی

وَ اِنْ کُنْتُمْ سَئِمْتُمْ طولَ مکْثی
حَوالَیکُمْ، فَقَدْ حانَ ارْتِحالی

چو سعدی خاک شد، سودی ندارد
اگر خاکِ وی اندر دیده مالی

#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 594 #سعدی
#سهیل_قاسمی

0594

@Setiq

https://t.me/Setiq/4639
Telegram ستیغ #هرروزباسعدی #غزل شماره‌ی 594 #سعدی #سهیل_قاسمی @Setiq
  • ❤ 6
  • 🔥 3
  • 👏 2
Post #4638 619
صوفی! بیا که آینه صافی‌ست جام راحافظ - سهیل قاسمی
صوفی! بیا که آینه صافی‌ست جام را
تا بِنگری صفایِ میِ لَعل‌فام را

عَنقا شکار می‌نَشوَد؛ دام بازچین!
ک‌آنجا همیشه باد به دست است دام را

در عیْش ِ نقد کوش! که چون آب‌خور نمانْد،
آدم بِهِشت روْضه‌یِ دارُ السَلام را

دَر بَزمِ دوْر، یک دو قدَح دَرکَش و بروْ
یعنی: طمَع مَدار وصالِ دوام را

ای دل! شَباب رفت و نچیدی گُلی زِ عشق
پیرانه‌سَر بکُن هُنَری ننگ و نام را

ما را بر آستانِ تو بَس حقّ‌ِ خدمت است
ای خواجه! بازبین به‌تَرَحّم غلام را

حافظ مُریدِ جامِ می است! ای صبا بروْ
وَز بنده بندگی برسان شیْخِ جام را

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq

#حافظ801 - 8015
  • ❤ 8
  • 🔥 1
  • 👏 1
Post #4637 647
ای فروغِ ماهِ حُسن از رویِ رَخشانِ شماحافظ - سهیل قاسمی
ای فروغِ ماهِ حُسن از رویِ رَخشانِ شما
آبِ رویِ خوبی از چاهِ زَنَخدانِ شما

کیْ دهد دست این غَرَض یا رب! که هم‌دَستان شوَند
خاطرِ مجموعِ ما، زلفِ پریشانِ شما

عَزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده
بازگردد؟ یا برآید؟ چیست فرمانِ شما؟

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذَری
ک‌اندر این رَه کُشته بسیار اند قُربانِ شما

دل، خرابی می‌کُنَد! دلدار را آگَهْ کُنید!
زینهار ای دوستان! جانِ من و جانِ شما!

عُمرتان باد و مُراد ای ساقیانِ بَزمِ جَم
گر چه جامِ ما نشُد پُر میْ به دوْرانِ شما!

کَس به دوْرِ نرگس‌ات طَرْفی نبَست از عافیَت
بِهْ که نفروشند مَستوری به مَستانِ شما!

بختِ خواب‌آلودِ ما بیدار خواهد شد مگر!
زآنکه زَد بر دیده آبِ رویِ رَخشانِ شما

با صبا همراه بِفرِست از رَه‌ات گُل‌دَسته‌ئی
بو که بویی بشنوَم از خاکِ بُستانِ شما

می‌کُنَد حافظ دعایی، بِشنوْ آمینی بگو!
روزیِ ما باد لَعلِ شکّر افشانِ شما!

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq

#حافظ801 - 8014
  • ❤ 8
  • 👏 4
  • 🔥 2
Post #4636 668
صَلاحِ کار کُجا و منِ خراب کُجا!حافظ - سهیل قاسمی
صَلاحِ کار کُجا و منِ خراب کُجا!
ببین تفاوتِ رَه! ک‌از کُجاست تا بهکُجا

چه نسبت است به رِندی صَلاح و تقوی را؟
سماع ِ وَعظ کُجا، نغمه‌یِ رباب کجا

دِلَم زِ صومعه بگرفت و خِرقه‌یِ سالوس
کُجاست دیْرِ مُغان و شرابِ ناب کجا؟

بِشُد! که یاد خوش‌اش باد روزگارِ وصال
خود آن کرِشمه کجا رفت و آن عِتاب کجا

زِ رویِ دوست، دلِ دشمنان چه دَریابد؟
چراغِ مُرده کجا، شمعِ آفتاب کجا

مَبین به سیب ِ زَنَخدان! که چاه در راه است
کُجا همی‌رَوی ای دل بدین شتاب کجا؟

چو کُحْلِ بینشِ ما خاکِ آستانِ شما ست،
کجا رَویم بفَرما از این جَناب، کجا؟

قرار و خواب زِ حافظ طمَع مَدار ای دوست!
قرار چیست؟ صبوری کدام؟ خواب کجا؟

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq

#حافظ801 - 8013
  • ❤ 12
  • 👏 2
  • 🔥 1
Post #4635 702
ساقی! به‌نورِ باده بَراَفروز جامِ ماحافظ - سهیل قاسمی
ساقی! به‌نورِ باده بَراَفروز جامِ ما
تا دوْرِ روزگار بگردد به‌کامِ ما

ما در پیاله عکسِ رخِ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر زِ لذّتِ شُربِ مُدامِ ما

چندان بوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قَدان
ک‌آید به‌جِلوه سَروِ صنوبرخرامِ ما

هرگز نمیرد آن که دِلَش زنده شد به‌عشق!
ثبت است بر جَریده‌یِ عالَم دوامِ ما

تَرسم که صَرفه‌ئی نبَرَد روزِ بازخواست
نانِ حَلالِ شیْخ زِ آبِ حَرامِ ما!

ای باد! اگر به گُلشنِ اَحباب بگذری،
زنهار عَرضه دهْ بَرِ جانان پیامِ ما

گو: نامِ ما زِ یاد به‌عمدا نمی‌بَری!
خود آید آن که یاد نَیاری زِ نامِ ما

حافظ! زِ دیده دانه‌یِ اَشکی همی‌فشان
باشد که مرغِ وصل کُنَد میْلِ دامِ ما

دریایِ اَخضَرِ فلَک و کَشتیِ هلال،
هستند غَرقِ نعمتِ حاجی‌قَوامِ ما

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq

#حافظ801 - 8012
  • ❤ 13
  • 🔥 2
  • 👏 1
  • 😁 1
Post #4633 720
اَلا یا اَیّهَاالساقی! اَدِرْ کَأساً وَ ناوِلهاحافظ - سهیل قاسمی
اَلا یا اَیّهَاالساقی! اَدِرْ کَأساً وَ ناوِلها
که عشق آسان نمود اوّل، ولی افتاد مُشکل‌ها

به‌بویِ نافه‌ئی ک‌آخر صبا ز آن طُرّه بُگشاید
زِ تابِ زلفِ مشکین‌اش چه خون افتاد در دل‌ها

به‌میْ سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید!
که سالِک بی‌خبر نَبوَد زِ راه و رسمِ مَنزِل‌ها

مرا در مَنزلِ جانان چه امنِ عیْش؟ چون هر دَم
جَرَس فریاد می‌دارد که: بَربَندید مَحمِل‌ها

شبِ تاریک و بیمِ موْج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبُک‌بارانِ ساحل‌ها

همه‌کارَم زِ خودکامی به بدنامی کشید آری!
نهان کیْ مانَد آن رازی ک‌از آن سازند مَحفِل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی، از او غایِب مشوْ حافظ!
مَتیٰ ما تَلْقَ مَن تَهْویٰ دَعِ الدّنیا وَ اَهْمِلها

‌دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ 801
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی


@Setiq

#حافظ801 - 8011
  • ❤ 6
  • 👏 2
  • 🔥 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →