TGViewer
Channel Public Channel
آثار

آثار

@alasar_1

درباره دین و علوم دینی
نکات پراکنده تاریخی و فرهنگی

نویسنده:
@AliNajmAb

کانال‌های وابسته:
https://t.me/Alsabbura

https://t.me/AlTahrif

https://t.me/MafatehAlqayb

https://t.me/AmirMuezzi
Subscribers
6.23K
Photos
155
Videos
35
Links
245
Recent Posts 20 shown
Post #829 69
تفسیر باطن 8تبدیل به پیام صوتی
📻 تفسیر باطن (۸)

پاسخ به اتهامات و سوء‌برداشت‌های آقای حسین‌پوری در جلسه اول نقد کانال آثار

نکته علمی خاصی در این جلسه نبود تا ارزش پاسخ داشته باشد؛ اما چون آکنده از سیاه‌نمایی‌، نسبت‌های عجیب و برداشت‌های وارونه از متن کانال بود، لازم دیدم موارد اتهام و وارونه‌نمایی را تذکر دهم. بنابراین این صوت صرفاً به حواشی و اتهامات ناقد می‌پردازد و نکته علمی جدیدی درباره بحث تفسیر باطن ندارد.

آقای حسین‌پوری در این صوت، مجموعا ده اشکال مطرح کردند:

00:00 | نقد ۱: اتهام توطئه - طرحواره آموزه‌های غالیان
11:27 | نقد ۲: اشکال عجیب درباره نسبت اسلام و تشیع
14:35 | نقد ۳: بدفهمی از عبارات و توضیح واضحات درباره انحرافات فرق عامه
17:39 | نقد ۴: بی‌توجهی به محل بحث درباره منازعات هویتی
27:23 | نقد ۵: اشکال بی‌معنی درباره منشأ غلو
34:35 | نقد ۶: حساسیت ناقد نسبت به یادآوری جایگاه محوری قرآن
41:19 | نقد ۷: تحریف قرآن
47:12 | نقد ۸: تأویل قرآن
55:00 | نقد ۹: سوء استفاده غلات از تأویل ـ استناد خود ناقد به همسویی روایات عددی با مبنای غلات
57:55 | نقد ۱۰: تطبیق آیات ربوبیت بر اهل بیت (ع)

#تفسیر_باطن
@Alasar_1
  • 👎 4
  • 👍 3
Post #828 155
📻 تفسیر باطن(۷)

0:00 | هر گونه استفاده ادبی خارج از سیاق به منزله تفسیر یا تأویل نیست.
3:35 | «یا لیتني کنت معهم فأفوز فوزا عظيما»
5:54 | «لو کان خیرا ما سبقونا إلیه»
7:47 | الگوهای عددی در تفسیر باطن
13:55 | تتمه نقد مقاله «ویژگی‌های باطن قرآن از منظر روایات»

#تفسیر_باطن
@Alasar_1
  • 👍 5
  • 👎 4
Post #827 727
📻 تفسیر باطن (۶)

نقد مقاله «ویژگی‌های باطن قرآن از منظر روایات» نوشته امین حسین‌پوری - بخش دوم

0:00 | مقدمه
3:16 | استناد نویسنده به سیره عملی اهل بیت (ع)
10:13 | تعمیم مغالطه‌آمیز و قیاس ناروای فقراتی که دارای پیام عام و معنی تام است با فقراتی که بدون در نظر گرفتن سیاق، معنایش مبهم یا دگرگون می‌شود
17:58 | «وما تشاؤون إلا أن یشاء الله»
25:45 | «ووصینا الإنسان بوالدیه» ـ الگوی اشتقاق
39:51 | حدیث «الکوفة جمجمة العرب» در کافی و اشکالات تاریخی آن
49:20 | «سبح اسم ربك الأعلى»
56:55 | سردرگمی مرحوم مجلسی در توجیه ربط سیاق آیه «ووصینا الإنسان» با تفسیر باطنی آن
1:01:02 | «الشعراء یتبعهم الغاوون» - الگوی اشتقاق
1:07:54 | «واللیل إذا یغشاها»

#تفسیر_باطن
@Alasar_1
  • 👎 7
  • 👍 4
Post #825 368
@vtovbotتبدیل به پیام صوتی
📻 تفسیر باطن (۵)

نقد مقاله «ویژگی‌های باطن قرآن از منظر روایات» نوشته امین حسین‌پوری - بخش اول

0:00 | چکیده مقاله
1:58 | بازنمایی اشکالات روایات تفسیر باطن به عنوان ویژگی‌ها و مبانی!
6:26 | استناد به سخن عجیب علامه طباطبایی برای استقلال باطن هر فقره قرآنی
10:01 | «فأینما تولوا فثم وجه الله»
15:25 | بررسی سخن علامه طباطبایی درباره آیه «قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون»
19:29 | تأثیرپذیری از فضای عرفانی
21:23 | ابهام معانی ادعاشده در سخن علامه
26:37 | استناد به حدیث فضیل بن یسار
30:12 | برداشت نادرست از «حرف»  در حدیث «لکل حرف حد ومطلع» و ابهام معنای «حد» و «مطلع»
39:09 | انتساب موازی حدیث منسوب به امیرالمؤمنین و‌ سهل بن عبدالله شوشتری
42:25 | استناد به تفسیر حروف
43:52 | ساختگی بودن حدیث سفیان ثوری در تفسیر حروف مقطعه
46:52 | فرق حروف مقطعه با کلمات و جملات قرآنی

#تفسیر_باطن
@Alasar_1
  • 👎 7
  • 👍 4
Post #824 382
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (۲۰)

▪️انگیزه تأویل آیات قیامت در بین غلات

محمدکاظم شاکر در این باره می‌نویسد:

به نظر می‌رسد عده‌ای با سوء استفاده از جری و تطبیق آیات بر اهل بیت (ع)، اهداف پلیدی را نیز در سر می‌پرورانده‌اند. نفی اصول و فروع شریعت و در نتیجه از بین بردن اساس دین و دیانت و محو کامل اسلام را از اساسی‌ترین اهداف آن‌ها می‌توان نام برد. بنابراین تأویل قیامت، نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر و ... به افراد خاص، در این راستا انجام می‌گرفته است ... اکثر آیاتی که مشتمل بر الفاظی چون قیامت، آخرت، حشر، نشر، بعث و ... است، یا به رجعت تأویل کرده‌اند و یا مراد از آن‌ها را یکی از ائمه اهل بیت (ع) دانسته‌اند؛ بدون تصریح به این که این گونه تأویلات از باب باطن آیات است. (روش‌‌های تأویل قرآن، ص۱۹۵)

#تفسیر_باطن
@Alasar_1
  • 👎 12
  • 👍 7
Post #823 1.23K
📻 تفسیر باطن (۴)

نقد مقاله «تأویلات اهل بیت، مبانی و پیش‌فرض‌ها» نوشته امین حسین‌پوری - بخش سوم

0:00 | خوش‌بینی به تراث حدیثی و بی‌توجهی به اعتبارسنجی
5:07 | منطقی نبودن حمل احادیث ضعاف بر معانی درست پیش از تحقیق
6:54 | روایت داود بن کثیر در تأویل شرائع - مسائل البلدان
20:31 | استعمال «کنایه»
23:47 | محوریت ولایت اهل بیت (ع) در دعوت پیامبران پیشین - تفسیر منسوب به امام عسکری (ع)
33:02 | «والتین والزیتون»
39:03 | جمع‌بندی اشکال

#تفسیر_باطن
#تفسیر_استرآبادی
@Alasar_1
  • 👍 6
  • 👎 5
Post #822 632
إنّا لله وإنّا إليه راجعون

درگذشت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی را تسلیت می‌گوییم.

دانش عمیق، خردورزی، تواضع و دغدغه‌های درست دینی، از او چهره‌ای معتدل به یادگار گذاشت و برکات علمی و اخلاقی او ماندگار خواهد بود. رحمت خدا بر او باد.

@AlAsar_1
  • 👍 28
  • 👎 2
Post #821 1.85K
📻 تفسیر باطن (۳)

نقد مقاله تأویلات اهل بیت، مبانی و پیش‌فرض‌ها نوشته امین حسین‌پوری - بخش دوم

00:00 | تکمیلی درباره «واللیل إذا یسر»
03:16 | تکمیلی درباره درباره «مرج البحرین یلتقیان»
11:39 | هدف آقای حسین‌پوری از نظریه‌پردازی
17:05 | دو اشکال اساسی نظریه نویسنده و ناکام ماندن از رسیدن به هدف

نمونه‌های تکذیب ظاهر قرآن:

19:10 | کیسانیه و تأویل «والتین»
21:37 | إن أنکر الأصوات لصوت الحمیر - کتاب أحیقار
28:34 | وأوحی ربك إلی النحل
35:28 | ونرید أن نمن علی الذین استضعفوا - پاسخ دو اعتراض عجیب آقای حسین‌پوری به برداشت ظاهری از آیه
40:14 | وإذا الموءودة سئلت
43:07 | وجعلنا بینهم وبین القری التي باركنا
45:46 | الشمس والقمر بحسبان
47:31 | ینهون عن المنكر
49:57 | یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها
52:36 | ما سلککم في سقر
54:03 | ويل للمشركين
54:46 | لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض
1:00:17 | إذا فعلوا فاحشة
1:02:45 | الشعراء يتبعهم الغاوون
1:04:34 | أن تقوموا لله مثنى وفرادى
1:07:10 | أقسموا بالله جهد أيمانهم
1:07:51 | فيؤخذ بالنواصي والأقدام
1:08:20 | إن الله يغفر الذنوب جميعا

#تفسیر_باطن
#تکذیب_ظاهر
@Alasar_1
  • 👍 10
  • 👎 10
Post #820 1.85K
📻 تفسیر باطن (۲)

نقد مقاله تأویل قرآن به مقامات اهل بیت؛ مبانی و پیش‌فرض‌ها نوشته امین‌ حسین‌پوری- بخش اول

۱. مقدمه

0:00 | چکیده مقاله
2:44 | دو اشکال کلی: مواجهه غیرعقلانی با متن و فقدان اعتبارسنجی

٢. تقسیم‌بندی آیات مدح و‌ ذم
5:00 | متن نویسنده
10:18 | اشکال اول: تعمیم بی‌دلیل
11:58 | حدیث محمد بن مسلم
16:22 | حدیث سلیمان دیلمی و انتساب موازی
22:27 | اشکال دوم: پذیرش اعتبار سیاق
25:05 | واللیل إذا عسعس
27:19 | واللیل إذا یسر
29:15 | واللیل إذا یغشاها
31:48 | واللیل إذا یغشی
33:45 | قتل الإنسان ما أکفره
34:30 | وإنه لحب الخير لشديد
36:22 | سنفرغ لكم أيها الثقلان
38:12 | وجمع الشمس والقمر
40:07 | الشمس والقمر بحسبان
45:23 | وأخر متشابهات
47:05 | فالق الحب والنوی
51:48 | إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئك کان عنه مسئولا
55:09 | مرج البحرين يلتقيان
1:03:32 | اشکال سوم: نامناسب بودن تأویل برخی آیات
1:04:09 والخیل والبغال والحمیر - قاضی نعمان
1:06:06 | أحلت لکم بهیمة الأنعام - غلات
1:11:07 | اشکال چهارم: یکسانی نسبت تأویل و مصادیق مختلف با مبنای ادعاشده
1:13:30 | اشکال پنجم: محوریت دشمنان

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 14
  • 👎 12
Post #818 1.93K
📻 تفسیر باطن (۱)

[پیش‌گفتار نقد آراء آقای امین حسین‌پوری درباره تفسیر باطن]

00:00 | مقدمه

۱. دسته‌بندی روایات تفسیر باطن ناظر به قیامت:

02:50 | دسته اول
04:57 | دسته دوم
07:56 | دسته سوم
09:47 | دسته چهارم

۲. معیارهای نقد:

۲. ۱. بررسی سندی

11:53 | عقلایی بودن بررسی سندی
14:12 | لزوم بررسی سندی برای جریان‌شناسی
17:02 | نتایج جریان‌شناسی با نمونه‌های موردی نقض نمی‌شود

۲. ۲. سلامت محتوایی تفسیر

25:50 | تناسخ
27:00 | تأویل واقفی «سبعا من المثاني»

۲. ۳. مناسبت تأویل با ظاهر متن

28:36 | مخالفت تأویل با ظاهر یک کلمه
32:39 | تأویلات ابن عربی
34:04 | مخالفت تأویل با جایگاه ظاهری کلمه: «قتل الإنسان»، «واللیل»
40:11 | مخالفت تأویل با مجموع متن: «لم نک من المصلین»
42:07 | نامربوط بودن تأویل با ظاهر: «بعوضة»، «بهیمة الأنعام»
47:55 | دو شاهد روایی و عقلانی بودن مواجهه با متن

۲. ۴. وجه عقلانی سؤال و واکنش راوی

51:30 | مشکوک بودن برخی سؤالات و واکنش‌ها

٢. ۵. حکمت امام در مقام بیان

54:25 | فرق فتوا و اِخبار با تفسیر متن
58:20 | مثالی از تفسیر باطنی اهل سنت
1:00:44 | لیلة القدر

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👎 13
  • 👍 12
Post #817 502
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (۱۹)

▪️تأویل «إن الدين لواقع»


إنّما توعَدونَ لَصادق. وَإنَّ الدينَ لَواقع. (الذاريات: ۵-۶)

مقصود از «الدین» قیامت است؛ چنان که در ادامه آمده است:
يَسئَلونَ أَيّانَ يومُ الدين. يومَ هُم عَلى النارِ يُفتَنون. ذوقوا فتنتَكم هذا الذي كُنتُم بهِ تَستَعجِلون. إنَّ المتقينَ في‏ جَنّاتٍ وَعُيون. (الذاريات: ۱۲-۱۵)
در قرآن «الدین» بارها به این معنا به کار رفته و نیز تعابیر مشابهی برای حتمیت وقوع قیامت آمده است:
إنَّما توعَدونَ لَواقع‏. فَإذا النجومُ طُمِسَت‏ ... (المرسلات: ۷-۸)

إِنَّ عذابَ ربِّكَ لَواقع ... يومَ تَمورُ السماءُ مَوراً ... يومَ يُدَعّونَ إلى‏ نارِ جهنمَ دَعّا.» (الطور: ۷-۱۳)

خصیبی آیات بالا را بر رجعت حمل کرده است:
إنما توعدون لصادق وإن الدین لواقع. قال السید أبو عبد الله نزه الله شخصه في كتابه العقود: الوعد هو الرجعة البيضاء والكرة الزهراء وظهور مولانا أمير المؤمنين جلت قدرته بالأنزعية الكبري في الكرة الزهراء والرجعة البيضاء» (القاضي الحسين علي العباس، اللسان في ظلال القرآن، ج۴، ص۱۷۰۳)
گفتیم که در میراث نصیریه و به ویژه خصیبی، تأویل قیامت به رجعت رایج است.

ظاهرا تنها حدیثی که این آیه را به صورت باطنی تأویل کرده، روایت زیر است:
حدثنا جعفر بن أحمد قال حدثنا عبد الكريم بن عبد الرحيم عن محمد بن علي عن محمد بن الفضيل عن أبي حمزة قال سمعت أبا جعفر ع يقول‏ في قول اللّه عزّ وجل‏ إنما توعدون لصادق يعني في علي ع‏ وإن الدين لواقعٌ يعني عليا وعلي هو الدين وقوله‏ والسماء ذات الحبك‏ قال السماء رسول اللّه ص وعلي ع ذات الحبك وقوله‏ إنكم لفي قول مختلف‏ يعني مختلف في علي يعني اختلفت هذه الأمة في ولايته فمن استقام على ولاية علي ع دخل الجنة ومن خالف ولاية علي دخل النار وقوله‏ يؤفك عنه من أفك‏ فإنه يعني عليا ع من أفك عن ولايته أفك عن الجنة. (تفسير القمي، ج‏۲، ص۳۲۹)
فرات بن ابراهیم این حدیث را با اندکی اختلاف از جعفر بن محمد فزاری روایت کرده است. (تفسير فرات، ص۴۴۱) ابن شهرآشوب نیز این تأویل را به امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نسبت داده است. (مناقب، ج‏۳، ص۹۵)

بررسی سند:
جعفر بن احمد و عبدالکریم بن عبدالرحیم ناشناسند. محمد بن علی ابوسمینه متهم به غلو و کذب است. (رجال الکشی، ص۵۴۵-۵۴۶؛ رجال النجاشی، ص۲۳۲؛ رجال ابن الغضائری، ص۹۴) محمد بن الفضیل متهم به غلو است. (رجال الطوسی، ص۳۶۵) روایات محمد بن الفضیل در تفسیر قرآن دچار مشکلات فراوانی است که در این‌جا یکی از آن‌ها بررسی شد. فزاری نیز ضعیف است. (اکبری، نقش بازشناسی عقاید و احادیث نصیریان در اعتبارسنجی، بخش ۵.۵)

بررسی متن:
۱. «في علي» در این جا به عنوان تفسیر؛ ولی در روایت دیگری از ابوحمزة به عنوان تحریف نقل شده است: «إنما توعدون لصادق‏ في علي. هكذا أنزلت.» (قراءات السیاری، ص۱۴۳؛ تأويل الآيات، ص۵۹۵) قرائت ادعاشده با وزن و فاصله آیات سازگار نیست و «لصادق في علي» معنای مستقیمی ندارد. اگر گفته بود: «إنما توعدون في علي لصادق» اشکال کمتری داشت. مقصود از وعده، چنان که از سیاق و آیات متعدد استفاده می‌شود، وعده جزاء است و قید «فی علي» در آن معنای روانی ندارد.

۲. «لواقع» برای بیان حتمیت وقوع رخدادی در آینده به کار می‌رود و تأکید بر واقع شدن علی (ع)، معنای روشنی ندارد.

۳. «ذات الحبک» وصف «السماء» است. تفسیر موصوف به پیامبر (ص) و صفت به علی (ع) معنای روشنی ندارد. در نقل دیگر این روایت، به گونه دیگری تطبیق شده است:
السماء في بطن القرآن رسول الله ص والحبك أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع وهو ذات النبي [ص‏] وأهل بيته. (تفسير فرات، ص۴۴۱)
این تحریر هم گذشته از پیچیدگی معنا، ظاهرا «ذات» را به معنای نفس گرفته است که با متن قرآن متناسب نیست.

۴. تفسیر محمد بن فضیل از ابوحمزه ظاهرا متنی یکپارچه بوده که در هر جایی به مناسبت، بخشی از آن تقطیع شده است. بنابراین مشکلات آن را باید به صورت مجموعه واحد در نظر گرفت. مثلا بخشی از این روایت در جای دیگر ضمن برش دیگری آمده که ارتباط آن با خط غلو روشن‌تر است:

حدثنا عبد الله بن عامر عن أبي عبد الله البرقي عن الحسين بن عثمان عن محمد بن الفضيل عن أبي حمزة قال ... قال سألت أبا جعفر ع عن قول الله تعالى‏ وكان الكافر على‏ ربه ظهيرا قال تفسيرها على بطن القرآن يعني علي هو ربه في الولاية و الطاعة والرب هو الخالق الذي لا يوصف ... وأما قوله‏ إنكم لفي قول مختلف‏ فإنه علي يعني إنه لمختلف عليه وقد اختلف هذه الأمة في ولايته فمن استقام على ولاية علي دخل الجنة ومن‏ خالف ولاية علي دخل النار وأما قوله‏ يؤفك‏ عنه‏ من أفك‏ فإنه يعني عليا من أفك عن ولايته أفك على‏ [عن‏] الجنة فذلك قوله‏ يؤفك‏ عنه‏ من أفك‏ و... وأما قوله‏ فاستمسك بالذي أوحي إليك إنك على‏ صراط مستقيم‏ إنك على ولاية علي وعلي هو الصراط المستقيم  ... (بصائر، ج‏۱، ص۷۷)
#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 9
  • 👎 6
Post #816 3.02K
📗 تاريخ أحاديث النص على الأئمة
حديث اللوح أنموذجا

✍ إبراهيم جواد

هدف این کتاب پاسخگویی به اشکالات تاریخی نصوص امامت است.

نویسنده در مقدمه، این اشکال کلی را مطرح کرده که اگر نصوص امامت واقعی است، چرا شیعیان در تعیین امام اختلاف کرده‌اند؟ پس از تقریر اشکال، به صورت مختصر به آن پاسخ داده است.

فصل اول کتاب به تاریخ عقیده امامت و احادیث نص بر امامان می‌پردازد. در مبحث اول خطوط کلی عقیده شیعه درباره امامت بر اساس شواهد تاریخی بیان شده است. در مبحث دوم روش شناخت امام بر اساس علامات و صفات و سازگاری آن با شرایط تاریخی را توضیح داده است. همچنین نشان داده عموم شیعیان عصر حضور، نام‌های امامان را نمی‌شناختند. در مبحث سوم روایات نص را به انواعی تقسیم کرده و از آن میان، روایات تسمیه دوازده امام را به تفکیک قرون از منابع حدیثی استخراج کرده و در قالب جدول‌هایی نمایش داده و در نهایت به تحلیل آن‌ها پرداخته است.

در فصل دوم کتاب، پدیده اختلاف در میان شیعیان نخستین و علل آن را تحلیل کرده و به ویژه درباره فطحیه بحث کرده است‌.

در فصل سوم کتاب به تخریج حدیث لوح، قرائن صحت آن، پاسخ به شبهات و شرح حدیث پرداخته است.

@AlAsar_1
  • 👍 10
  • 👎 6
Post #815 558
📗شیوه شهرآشوبی
نگاهی انتقادی به تاریخ‌نگاری ابن‌‌شهرآشوب

✍محمدصادق حسین‌زاده


این کتاب از سه فصل تشکیل شده است:

۱. زندگی‌نامه و کتاب‌شناسی ابن‌شهرآشوب

نویسنده در این بخش، علاوه بر معرفی و نقل ستایش‌ها، انتقادات برخی دانشمندان را نیز بازگو کرده و روحیه خطیبانه ابن‌شهرآشوب را نمایانده است. همچنین ضمن معرفی آثار او، به برخی اشکالات تصحیح مثالب النواصب پرداخته است‌.

۲. روش‌شناسی تاریخی

این فصل که بزرگترین و شاید مهم‌ترین بخش کتاب است، به نمونه‌هایی از ارجاع‌دهی نادرست و آشفته، دخل و تصرف در نقل‌ها، تقطیع، نقل‌به‌معنا، ادعاهای گزاف، ادبیات داستانی و مناقب‌بافی و مثالب‌تراشی پرداخته است‌.

۳. باورها و روایت‌های تاریخی

در این بخش، شواهد زیادی از باورهای نادرست یا روایات تاریخی منحصربه‌فرد ابن‌شهرآشوب به‌دست داده است.

این کتاب ارزشمند فواید بسیاری دربردارد و طبعاً مانند هر کتاب دیگر نواقص و اشکالاتی هم در آن دیده می‌شود. مثلاً تحلیلی که در صفحه ۱۴۴ پیرامون روایت ابن‌شهرآشوب درباره وجه تسمیه حضرت فاطمه (س) به «زهرا» ارائه شده با متن روایت مشابهی که قبلا در علل الشرائع (ج۱، ص۲۱۴) آمده، سازگار نیست‌.

@AlAsar_1
  • 👍 7
  • 👎 4
Post #814 494
شارحان حدیث در توجیه این ناهمگونی به تکلف افتاده‌اند و مثلاً مرحوم علامه مجلسی چند احتمال داده است:

- توجیه اول:
فقوله تعالى: "لا يسمن‏" لا يكون صفة للضريع، بل يكون الضمير راجعا إلى الغشيان وتكون الجملة مقطوعة على الاستئناف. (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)
در حالی که یک مرجع طبیعی برای ضمیر وجود دارد که هم نزدیک‌تر است و هم تناسب معنایی دارد ("لا یسمن ولا يغني من جوع" با "طعام من ضريع" تناسب کامل دارد)؛ پس چرا باید برای توجیه حدیث، آن را رها کرده و آن را به کلمه‌ای برگرداند که هم دورتر است و هم تناسب معنایی ندارد؟ (الغشیان چه ربطی به لا یسمن و ... دارد؟!) آن هم در حالی که اصلا کلمه «الغشیان» در متن وجود ندارد و باید برای «الغاشیة» مصدری در نظر گرفت و ضمیر را راجع به آن فرض کرد.

- توجیه دوم:
ويحتمل أن يكون صفة للضريع أيضا، ويكون المراد أنه لا يعلمهم الإمام، لكفرهم وجحودهم وعدم قابليتهم إلا ما هو كالضريع، مما يوافق آراءهم تقية منهم ... (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)
این توجیه هم با سیاق روایت سازگار نیست چون قبل از آن سخن از افرادی است که با تحمل رنج و هزینه به خدمت امام می‌رسند و احادیث او را برای دیگر شیعیان می‌برند ولی خود از آن‌ها سودی نمی‌برند که این با تقیه بودن آن احادیث و مخالفت ظاهری آن افراد سازگار نیست.

- توجیه سوم:
ويحتمل أن يكون المراد الذين يغشون أي يحيطون بالقائم عليه السلام من المخالفين والمنافقين، فالإمام يحكم فيهم بعلمه، ويقتلهم ويوصلهم إلى طعامهم المهيأ لهم في النار من الضريع، ولا ينفعهم الدخول في عسكر الإمام عليه السلام لعلمه بحالهم، ولا القعود في بيوتهم، لعدم تمكينه إياهم.» (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)
حمل «الإمام» بر «القائم» و «الدخول» بر ورود به لشکر قائم و «القعود» به نشستن در خانه، دلیل روشنی ندارد و با صدر حدیث همسو نیست. فاعل «لا یسمن» و «لا یغني» را نیز جدا در نظر گرفتن با متن آیه سازگار نیست. حمل کردن «لیس لهم طعام إلا من ضریع» را به کشتن آن‌ها به دست قائم نیز از بقیه تأویلات ضعیف‌تر است.

دیگر شارحان نیز توجیهات بی‌ربطی ارائه کرده‌اند؛ مثلاً ابن قاریاغدی احتمال داده «الذین یغشون الإمام» به معنای کسانی باشد که فضل امام را می‌پوشانند یا به امام بدی می‌رسانند یا حتی احتمال داده مقصود شیعیان خالص باشند! و این آیه از آیات بعد گسسته باشد و دوباره آیه «وجوه یومئذ ناعمة» به آیه اول و شرح حال شیعه بازگشته باشد! و احتمالات پرتکلف دیگر که فایده‌ای در ذکر آن‌ها نیست. (البضاعة المزجاة، ج‏۲، ص۵۸۹-۵۹۱)


اکنون سؤال اساسی این است که اگر این حدیث، معرفت عمیقی را منتقل می‌کند، این همه تکلف و ارائه احتمالات عجیب و غریب برای چیست؟ این که برای توفیق میان آیه و‌ حدیث، باید از سویی برای توضیح آیه، و از سوی دیگر برای توجیه حدیث تقلا کرد، ما را به این نتیجه نمی‌رساند که شاید در این جا مشکلی وجود دارد؟

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 10
  • 👎 6
Post #813 441
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (۱۸)

▪️تأویل «الغاشیة» به اطرافیان امام!

بسم الله الرحمن الرحیم. هَل أَتاكَ حَديثُ الغاشِيَةِ. وُجُوهٌ يَومَئِذٍ خاشِعَةٌ. عامِلَةٌ ناصِبَةٌ. تَصلى‏ ناراً حامِيَةً. تُسقى‏ مِن عَينٍ آنِيَةٍ. لَيسَ لَهُم طَعامٌ إِلاَّ مِن ضَريعٍ. لا يُسمِنُ وَلا يُغني‏ مِن جُوعٍ. وُجُوهٌ يَومَئِذٍ ناعِمَةٌ (الغاشية: ۱-۸)
در تفسیر این آیات آمده است:
علي عن علي بن الحسين عن محمد الكناسي قال حدثنا من رفعه إلى أبي عبد الله ع‏ في قوله عز ذكره و من يتق الله‏ يجعل له مخرجا و يرزقه‏ من حيث لا يحتسب‏ قال هؤلاء قوم من شيعتنا ضعفاء ليس عندهم ما يتحملون به إلينا فيسمعون حديثنا ويقتبسون من علمنا فيرحل قوم فوقهم‏ وينفقون أموالهم ويتعبون أبدانهم حتى‏ يدخلوا علينا فيسمعوا حديثنا فينقلونه إليهم فيعيه هؤلاء وتضيعه هؤلاء فأولئك الذين يجعل الله عز ذكره لهم مخرجا ويرزقهم من حيث لا يحتسبون وفي قول الله عز وجل‏ هل أتاك حديث‏ الغاشية قال الذين يغشون الإمام إلى قوله عز وجل لا يسمن‏ ولا يغني من جوع‏ قال لا ينفعهم ولا يغنيهم لا ينفعهم الدخول ولا يغنيهم القعود. (الكافي، ج‏۸، ص۱۷۸-۱۷۹)
بررسی سند:
برخی محققان با توجه به سند روایات قبل و بعد و اسناد دیگر کافی احتمال داده‌اند که در سند، تصحیفی رخ داده و اصل آن چنین است: «علی بن محمد عن علی [بن العباس] عن الحسن [بن عبد الرحمن] عن محمد الکناسی ...» (الکافی، ط دار الحدیث، ج۱۵، پاورقی ص۴۲۶، ۴۲۷؛ توضیح الأسناد المشکلة، ج۲، ص۳۹۶)
ابن غضائری درباره علی بن العباس الجراذینی گفته است:
له تصنيف في الممدوحين والمذمومين يدل على خبثه وتهالك مذهبه. (رجال ابن الغضائري، ص۷۹)

نجاشی درباره‌اش گفته است:
رمي بالغلو وغمز عليه، ضعيف جدا. (رجال النجاشي، ص۲۵۵)

الحسن بن عبدالرحمن الحمانی ناشناس است. چند مورد از احادیث تفسیر باطن که در این سلسله نقد خواهد شد به روایت همین شخص است. محمد الکناسی ناشناس است و احتمال تصحیف نیز می‌رود. واسطه نقل از محمد الکناسی تا امام صادق (ع) معلوم نیست.

بررسی متن:
ماحصل روایت این است که مقصود از «الغاشیة» افرادی هستند که نزد امام می‌آیند؛ ولی این رفت و آمد سودی به حالشان ندارد. روایت فرض گرفته است که تأویل آیات از ابتدای سوره تا آیه هفتم درباره همین افراد است.

در این جا هم چنان که می‌بینیم ربط منطقی بین لفظ آیات و تأویل ذکرشده دیده نمی‌شود. این عدم ارتباط گر چه روشن است؛ می‌توان آن را با چند نکته جزئی‌تر بهتر تبیین کرد:

۱. در قرآن تعبیر «هل أتاک» برای بیان خبر یک واقعه مشخص و مهم به کار می‌رود:
وَهَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى. إِذْ رَأى‏ نارا ... (طه: ۹-۱۰)

وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ‏ (ص: ۲۱)

هَلْ أَتاكَ حَديثُ ضَيْفِ إِبْراهيمَ الْمُكْرَمينَ‏ (الذاريات: ۲۴)

هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى‏. إذ ناداه ربه ... (النازعات: ۱۵-۱۶)

هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْجُنُودِ. فِرْعَوْنَ وَثَمُود. (البروج: ۱۷-۱۸)

مصداقی که در حدیث ادعا شده، چنین ویژگی ندارد.

۲. در آیه بعد تعبیر «یومئذ» نشان می‌دهد که تعبیر «الغاشیة» اشاره به یک رخداد مشخص در آینده دارد. «هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْغاشِيَةِ. وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ ... وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ» (الغاشية: ۱-۸) با تأویلی که در حدیث ارائه شده کلمه «یومئذ» بی‌معنا و بدون مرجع اشاره می‌شود.
ضمنا تعبیر «وجوه یومئذ ...» (القیامة: ۲۲، ۲۴؛ عبس: ۳۸، ۴۰) و نظائر آن بارها در قرآن برای توصیف قیامت به کار رفته است.

۳. «لا يُسْمِنُ وَلا يُغْني‏ مِنْ جُوعٍ» را به بی‌فایده بودن آمدن آن‌ها نزد امام تأویل کرده است و در این صورت باید آمدن نزد امام را مصداق «طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَريع» دانسته باشد که مناسب نیست. ضمنا اگر مقصود از «دخول» و «قعود» دو وضعیت جدا یا متضاد است، با لفظ آیه سازگار نیست؛ چون فاعل «لا يسمن» و «لا يغني» باید یکی باشد.

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 7
  • 👎 3
Post #812 417
درباره تأویل ملائکه در حدیث بالا گفتنی است یکی از الگوهای پرتکرار در تفسیر باطن، تأویل بر اساس اشتقاق است که در این جا نیز به کار رفته است. در این گونه تأویلات به مجرد ضعیف‌ترین ارتباط اشتقاقی، یک واژه بر معنای دلخواه حمل می‌شود. در این جا نیز برای ربط دادن «ملائکة» به مؤمنان، ملائکه از ریشه «ملک» فرض، و به «یملکون علم آل محمد ص» تفسیر شده است. واضح است که این ربط چقدر دور و پرتکلف است. باید ملائکه را با توجیه اشتقاقی به معنای «مالکین» درنظرگرفت؛ سپس «مالکین» را به معنای مالکین دانش دانست؛ در حالی که کاربرد «ملک» و مشتقاتش برای علم آن قدر رایج و پرتکرار نیست که به تنهایی معنای داشتن علم را برساند؛ آن هم علم مخصوصی که در این جا علم آل محمد (ص) است.

عین همین تأویل در روایت باطنی دیگری درباره سوره قدر آمده است. (تفسير فرات، ص۵۸۱؛ تأويل الآيات، ص۷۹۱) ابن شعبه حرانی نیز در یک روایت تأویلی دیگر از جابر نقل کرده است: «الملائکة هم المؤمنون.» (حقائق أسرار الدین، ص۱۵۸) میمون طبرانی شبیه همین تأویل را درباره سوره قدر از جلّی روایت کرده است: «فالملائکة هي مالكو معرفتها بحقيقتها» (مجموع الأعیاد، ت شتروطمان، ص۱۵۶) ابن شعبه در جای دیگر ملائکه را بر «اتباع مقام» حمل کرده است. (حقائق أسرار الدین، ۲۰۰۶ م.، ص۱۰۰) و حمید الدین کرمانی، داعی اسماعیلی نیز ملائکه را در آیه ۲۲ فرقان بر «اصحاب دعوت» حمل کرده است. (راحة العقل، ص۵۸۲) تطبیق ملائکه بر مؤمنان به صورت عمومی یا مصداقی در منابع غلات فراوان است. (نمونه: الشافي في الإمامة، ج۴، ص۱۱۷؛ الهفت الشریف، ت الحریری، ص۳۵۰؛ عصمة الدولة، الرسالة المصرية، ص۱۴۵)

در کل معلوم نیست این تأویلات اگر بنایشان بر ایضاح معنای قرآن برای مخاطب است، چرا هیچ گونه ربط و انسجام و اقناع عقلی و تبیین عرفی در آن دیده نمی‌شود و صرفاً در حد مجموعه‌ ادعاهایی باقی می‌مانند که نه معرفت و ادراک و فهم واقعی را به مخاطب منتقل می‌کنند و نه به جهت شذوذ و ضعف شدید سند و نیز جنبه غیرعملی آن، می‌توان مواجهه تعبدی با آن‌ها داشت؟
عجیب آن که راویان ادعایی این احادیث نیز گویی هیچ ابهامی نداشته‌اند که درباره‌اش از امام سؤال کنند و بار توجیه و ایجاد ربط را بر دوش مدافعان و باورمندان قرون بعد گذاشته‌اند!

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 6
  • 👎 4
Post #811 407
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (١٧)

▪️تأویل «النار» به قائم (ع)

قوله تعالى‌ وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً. قال فالنار هو القائم ع الذي قد أنار ضوؤه وخروجه لأهل الشرق والغرب والملائكة هم الذين يملكون علم آل محمد ع ... و قوله‌ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ‌ قال يعني بيوم الدين خروج القائم ع‌ ... ثم قال تعالى‌ كَلّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ. هي دولة القائم ع‌ ... (تأويل الآيات، ص۷۱۰-۷۱۳)
بررسی سند:

این جملات اگر ادامه حدیث قبل نباشد معلوم نیست از کجا نقل شده است؛ اما با توجه به سیاق به نظر می‌رسد ادامه حدیثی است که استرآبادی از عمرو بن شمر از جابر بن یزید روایت کرده است. واسطه‌های نقل از عمرو بن شمر معلوم نیستند و عمرو بن شمر نیز تضعیف شده است. (رجال ابن الغضائری، ص۷۴، ۱۱۰؛ رجال النجاشی، ص۱۲۸، ۲۸۷)

در تأویل الآیات هفت بار به صورت مرسل از عمرو بن شمر از جابر بن یزید از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) روایت شده است (تأويل الآيات، ص۳۶۰، ۵۱۷، ۷۰۸، ۷۰۹، ۷۶۶، ۷۸۰، ۸۰۰) که سبک و عبارت اسناددهی آن‌‌ها، شبیه هم است که نشان می‌دهد از یک مجموعه اخذ شده‌اند. تنها در یکی از این موارد هفت‌گانه، نام محمد بن خالد البرقی نیز در سند آمده است. (تأويل الآيات، ص۸۰۰)

علاوه بر سبکِ اسناد، محتوای این هفت مورد نیز بسیار به هم شبیه است. مثلاً در سه مورد از آن‌ها، کافران و مشرکان بر «مرجئة» حمل شده‌اند (تأویل الآیات، ص۷۰۸، ۷۱۱، ۷۱۳، ۸۰۰) که چنین تطبیقی با همین تعبیر، جای دیگری یافت نشد. همچنین در دو مورد، اهل کتاب بر شیعه حمل شده است (تأویل الآیات، ص۷۱۱، ۸۰۰) که این تطبیق نیز جای دیگری یافت نشد. در دو مورد نیز «نار» بر قائم حمل شده است (تأویل الآیات، ص۷۱۰، ۷۸۱) که شباهت را تقویت می‌کند.

بنابراین با توجه به سبکِ اسناد و ادبیات متن، احتمالا این موارد هفت‌گانه از یک منبع اخذ شده و به‌هم‌‌پیوسته‌اند. در نتیجه می‌توان آن‌ها را به عنوان یک متن واحد در نظر گرفت و نقد کرد.

بررسی متن:

اشکالاتِ بخشی از این مجموعه را پیش‌تر تذکر دادیم. (https://t.me/alasar_1/796) اشکالی که در تأویل «اللیل» ذکر شد، در بخش دیگری از این مجموعه تکرار شده است. (تأويل الآيات، ص۷۶۶)

به طور کلی این متن، هیچ تصویر منسجمی از معنای آیات قران ارائه نمی‌کند. صرفاً تطبیق‌های پراکنده‌ای است که نه میان خودِ این تطبیق‌ها پیوستگی وجود دارد و نه وجه ارتباط آن‌ها با لفظ قرآن روشن است. بلکه خود متن نیز رکیک و مضطرب است و بعضاً معنای واضحی ندارد. این گسستگی، اضطراب و رکاکت را می‌توان از جهات گوناگون نشان داد.

مثلاً در بخشی از آن آمده است: «ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً قَالَ يَعْنِي بِهَذِهِ الْآيَةِ إِبْلِيسَ اللَّعِينَ خَلَقَهُ وَحِيداً مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَلَا أُمّ» (تأویل الآیات، ص۷۰۹) در این جا ابلیس به معنای حقیقی به کار رفته است؛ نه معنای کنایی؛ چون گفته بدون پدر و مادر آفریده شده است. این تطبیق با ادامه آیات متناسب نیست؛ زیرا اوصافی که ذکر شده بیشتر انسانی است؛ انسانی فریفته به مال و فرزند که در مواجهه با قرآن، برای ایمان نیاوردن راهی جسته و با فکر به این رسیده که آن را سحر و گفته بشر بشمارد (المدثر: ۱۲، ۱۸-۲۵) مطلبی که در آیات دیگر نیز به مشرکان نسبت داده شده و روایات شأن نزول نیز همین معنا را می‌رساند. در ادامه متن هم تطبیق از ابلیس به «حبتر» (ابوبکر) تغییر کرده است.

در تأویل «هو أهل التقوى وأهل المغفرة» تقوی را به معنای نبی (ص) و مغفرت را به معنای امیرالمؤمنین (ع) دانسته است (تأويل الآيات، ص۷۱۳)؛ در حالی که آیه در وصف خدا است و قرار دادن نبی (ص) و علی (ع) به جای «التقوی» و «مغفرة» معنای روشنی نمی‌دهد.

در تأویل «رسول من الله يتلوا صحفاً مطهرة»، «رسول» را بر محمد (ص) و «صحفاً مطهرة» را بر ائمه (ع) تطبیق کرده است که با توجه به فعل «یتلو» معنای محصلی ندارد. (تأویل الآیات، ص۸۰۰) پس از آن هم گفته است: «قَوْلُهُ‌ فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ أَيْ عِنْدَهُمْ الْحَقُّ الْمُبِينُ» که تناسب لفظ و معنای ادعاشده تکلف‌آمیز و مبهم است. (تأویل الآیات، ص۸۰۰)

در «يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ» هم صلاة و هم زکاة را بر امیرالمؤمنین (ع) تطبیق کرده است (تأویل الآیات، ص۸۰۰) بدون این که وجه تمایز و تکرار بیان شود و در نتیجه حشو و زائد به نظر می‌رسد. توجیه آن با لایه‌ها یا حیثیات گوناگون نیز چیزی از تکلف و رکاکت متن نمی‌کاهد.

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
Telegram آثار تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (۹) ▪️تطبیق اصطلاح یوم القیامة بر قیام قائم جَاءَ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‌ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ قَالَ دَوْلَةُ إِبْلِيسَ إِلَى…
  • 👍 6
  • 👎 3
Post #810 395
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی (۱۶)

▪️تأویل قیامت به رجعت در شرح یک خطبه غالیانه


در مناقب ابن شهرآشوب خطبه‌ای به امیرالمؤمنین (ع) منسوب شده است به این صورت:
أنا دحوت أرضها وأنشأت جبالها وفجرت‏ عيونها وشققت أنهارها وغرست أشجارها وأطعمت ثمارها وأنشأت سحابها وأسمعت رعدها ونورت برقها وأضحيت شمسها وأطلعت قمرها وأنزلت قطرها ونصبت نجومها وأنا البحر القمقام الزاخر وسكنت أطوادها وأنشأت جواري الفلك فيها وأشرقت شمسها وأنا جنب الله وكلمته وقلب الله وبابه الذي يؤتى منه ادخلوا الباب سجدا أغفر لكم خطاياكم وأزيد المحسنين وبي وعلى يدي تقوم الساعة وفي يرتاب المبطلون وأنا الأول والآخر والظاهر والباطن‏ وأنا بكل شي‏ء عليم‏. (مناقب آل أبي طالب، ج‏۳، ص۳۸۷)
سپس تفسیر این خطبه به امام باقر (ع) منسوب شده است:
شَرْحُ ذَلِكَ عَنِ الْبَاقِرِ ع‏ أَنَا دَحَوْتُ أَرْضَهَا يَقُولُ أَنَا وَذُرِّيَّتِي الْأَرْضُ الَّتِي يُسْكَنُ إِلَيْهَا ...

تا آن جا که می‌گوید:
وَقَوْلُهُ بِي وَعَلَى يَدَيَّ تَقُومُ السَّاعَةُ يَعْنِي الرَّجْعَة قَبْلَ الْقِيَامَةِ يَنْصُرُ اللَّهُ فِي ذُرِّيَّتِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِلى الْمَقَامِ الْمَشْهُودِ.» (مناقب آل أبي طالب، ج‏۳، ص۳۸۷)
رجب برسی نیز شرحی شبیه همین با اختلافات لفظی و معنایی به امام صادق (ع) نسبت داده و در آن چنین آمده است:
وعلى يدي تقوم الساعة إشارة إلى المهدي عليه السّلام يحكم في الأرض زمانا طويلا وإذا مات قامت الساعة. (مشارق أنوار اليقين، ص۲۷۰)
معلوم نیست برسی به منبع دیگری دسترسی داشته یا همان متن ابن شهرآشوب را تحریف کرده است. (درباره تحریفات برسی نک‍: https://t.me/gholow2/3124)

چنان که می‌بینیم در شرح باطنی این خطبه غالیانه نیز قیامت بر رجعت یا قیام مهدی (عج) حمل شده است.

نه اصل خطبه و نه تفسیر آن سندی ندارد و برخی فقراتِ آن پیش‌تر در منابعِ غلات و اسماعیلیه روایت شده است. از نظر متن نیز اصل خطبه -بدون در نظر گرفتن تأویل ادعاشده- به وضوح بر عقیده باطل تفویض و خالقیت امیرالمؤمنین (ع) دلالت دارد. همچنین آیاتی از قرآن که در وصفِ خداوند متعال است، بر ایشان تطبیق شده است. گفتن چنین سخنانی نه با ادب عبودیت سازگار است و نه با شرایطِ زمانِ امیرالمؤمنین (ع). (توضیحات دیگر) جالب آن که توضیح و دفع شبهات متن خطبه را به امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نسبت داده‌اند؛ نه خودِ امیرالمؤمنین (ع)؛ در حالی که اگر مقصود اصلی از خطبه همین شرح ادعایی بود؛ نه ظاهر آن، اولاً در لغزگویی و بندگان خدا را بدون هیچ فایده‌ای در ورطه کفر و شرک یا دشمنی و تکذیب انداختن، حکمتی متصور نبود و ثانیاً حداقل انتظار می‌رفت خودِ حضرت دفع توهم کرده و معنای واقعی این الفاظ را بیان کنند که طبق روایت چنین نکرده‌اند و سال‌ها بعد امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) آن را شرح داده‌اند، بدون انتساب این توضیحات به امیرالمؤمنین (ع). در شرحی هم که به این دو امام منسوب شده است، مثل غالبِ روایاتِ باطنی، تناسب منطقی بین الفاظ خطبه اصلی و معنای ادعاشده دیده نمی‌شود؛ بلکه خود این شرح نیز دچار اشکالات محتوایی است که تفصیل این اشکالات را در مباحث نقد تفویض خواهیم آورد.

به نظر می‌رسد ابتدا یک متن غالیانه درباره امیرالمؤمنین (ع) جعل شده و پس از شهرت یافتن آن، متنی تفسیری برای توجیه آن ساخته شده است. هدف از این توجیه یا این بوده که با ترقیق متن، از نکارت آن بکاهند و زمینه پذیرش و رواج آن را فراهم کنند و یا اصل خطبه را غالیانِ افراطی‌تر جعل کرده‌اند و توجیه آن را غالیان ملایم‌تر پرداخته‌اند.

در شرح منسوب به امام باقر (ع) آمده است:
وأَضحَيتُ شَمسَهَا يعني القَائِمُ مِنَّا نُورٌ عَلى نُورٍ سَاطِعٌ وَأَطلَعتُ قَمَرَهَا يعني المَهدِيُّ من ذريتي. (مناقب آل أبي طالب، ج‏۳، ص۳۸۷)
ظاهرا در متن میان قائم و مهدی تفکیک شده و این می‌تواند شاهدی باشد بر این که جعل این شرح از سوی امامیه یا غلات مرتبط با آن‌ها (غلات اثناعشری مانند نصیریه، اسحاقیه و مفوضه) نبوده است؛ زیرا دوگانگی قائم و مهدی بین آن‌ها مشهور نیست. این که این شرح دقیقاً به کدام جریان باطنی تعلق دارد نیازمند تحقیقات بیشتر است. البته اعتقاد به یگانگی یا دوگانگی مهدی و قائم در میان اسماعیلیه در دوره‌های مختلف مبهم است و برخی از آن‌ها به تفکیک میانِ آن دو قائل شده‌اند. (روحی میرآبادی، مهدویت از منظر قرمطیان و اسماعیلیان، ص۷۵) همچنین برخی از اسماعیلیه که معمولاً در سطح پایین‌تری از غلو بودند، دغدغه ترقیق این خطبه را داشته‌اند؛ چنان که المؤید فی الدین هبةالله شیرازی، یکی از تحریرهای همین خطبه را شرح داده است. (المجالس المؤیدیه ص۱۳۲-۱۴۹) دیدگاه اسماعیلیه درباره رجعت نیز مختلف است و در کاربرد این اصطلاح یک‌دست نیستند. بنابراین ارتباط این شرح با یکی از انشعابات اسماعیلیه به عنوان یک احتمال قابل بررسی است.

#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
  • 👍 9
  • 👎 3
Older posts →

About this channel

How can I read @alasar_1 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for آثار: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does آثار have?
آثار (@alasar_1) has 6.23K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does آثار know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →