▪️تأویل «الغاشیة» به اطرافیان امام!
بسم الله الرحمن الرحیم. هَل أَتاكَ حَديثُ الغاشِيَةِ. وُجُوهٌ يَومَئِذٍ خاشِعَةٌ. عامِلَةٌ ناصِبَةٌ. تَصلى ناراً حامِيَةً. تُسقى مِن عَينٍ آنِيَةٍ. لَيسَ لَهُم طَعامٌ إِلاَّ مِن ضَريعٍ. لا يُسمِنُ وَلا يُغني مِن جُوعٍ. وُجُوهٌ يَومَئِذٍ ناعِمَةٌ (الغاشية: ۱-۸)در تفسیر این آیات آمده است:
علي عن علي بن الحسين عن محمد الكناسي قال حدثنا من رفعه إلى أبي عبد الله ع في قوله عز ذكره و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب قال هؤلاء قوم من شيعتنا ضعفاء ليس عندهم ما يتحملون به إلينا فيسمعون حديثنا ويقتبسون من علمنا فيرحل قوم فوقهم وينفقون أموالهم ويتعبون أبدانهم حتى يدخلوا علينا فيسمعوا حديثنا فينقلونه إليهم فيعيه هؤلاء وتضيعه هؤلاء فأولئك الذين يجعل الله عز ذكره لهم مخرجا ويرزقهم من حيث لا يحتسبون وفي قول الله عز وجل هل أتاك حديث الغاشية قال الذين يغشون الإمام إلى قوله عز وجل لا يسمن ولا يغني من جوع قال لا ينفعهم ولا يغنيهم لا ينفعهم الدخول ولا يغنيهم القعود. (الكافي، ج۸، ص۱۷۸-۱۷۹)بررسی سند:
برخی محققان با توجه به سند روایات قبل و بعد و اسناد دیگر کافی احتمال دادهاند که در سند، تصحیفی رخ داده و اصل آن چنین است: «علی بن محمد عن علی [بن العباس] عن الحسن [بن عبد الرحمن] عن محمد الکناسی ...» (الکافی، ط دار الحدیث، ج۱۵، پاورقی ص۴۲۶، ۴۲۷؛ توضیح الأسناد المشکلة، ج۲، ص۳۹۶)
ابن غضائری درباره علی بن العباس الجراذینی گفته است:
له تصنيف في الممدوحين والمذمومين يدل على خبثه وتهالك مذهبه. (رجال ابن الغضائري، ص۷۹)
نجاشی دربارهاش گفته است:
رمي بالغلو وغمز عليه، ضعيف جدا. (رجال النجاشي، ص۲۵۵)
الحسن بن عبدالرحمن الحمانی ناشناس است. چند مورد از احادیث تفسیر باطن که در این سلسله نقد خواهد شد به روایت همین شخص است. محمد الکناسی ناشناس است و احتمال تصحیف نیز میرود. واسطه نقل از محمد الکناسی تا امام صادق (ع) معلوم نیست.
بررسی متن:
ماحصل روایت این است که مقصود از «الغاشیة» افرادی هستند که نزد امام میآیند؛ ولی این رفت و آمد سودی به حالشان ندارد. روایت فرض گرفته است که تأویل آیات از ابتدای سوره تا آیه هفتم درباره همین افراد است.
در این جا هم چنان که میبینیم ربط منطقی بین لفظ آیات و تأویل ذکرشده دیده نمیشود. این عدم ارتباط گر چه روشن است؛ میتوان آن را با چند نکته جزئیتر بهتر تبیین کرد:
۱. در قرآن تعبیر «هل أتاک» برای بیان خبر یک واقعه مشخص و مهم به کار میرود:
وَهَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى. إِذْ رَأى نارا ... (طه: ۹-۱۰)
وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ (ص: ۲۱)
هَلْ أَتاكَ حَديثُ ضَيْفِ إِبْراهيمَ الْمُكْرَمينَ (الذاريات: ۲۴)
هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى. إذ ناداه ربه ... (النازعات: ۱۵-۱۶)
هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْجُنُودِ. فِرْعَوْنَ وَثَمُود. (البروج: ۱۷-۱۸)
مصداقی که در حدیث ادعا شده، چنین ویژگی ندارد.
۲. در آیه بعد تعبیر «یومئذ» نشان میدهد که تعبیر «الغاشیة» اشاره به یک رخداد مشخص در آینده دارد. «هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْغاشِيَةِ. وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ ... وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ» (الغاشية: ۱-۸) با تأویلی که در حدیث ارائه شده کلمه «یومئذ» بیمعنا و بدون مرجع اشاره میشود.
ضمنا تعبیر «وجوه یومئذ ...» (القیامة: ۲۲، ۲۴؛ عبس: ۳۸، ۴۰) و نظائر آن بارها در قرآن برای توصیف قیامت به کار رفته است.
۳. «لا يُسْمِنُ وَلا يُغْني مِنْ جُوعٍ» را به بیفایده بودن آمدن آنها نزد امام تأویل کرده است و در این صورت باید آمدن نزد امام را مصداق «طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَريع» دانسته باشد که مناسب نیست. ضمنا اگر مقصود از «دخول» و «قعود» دو وضعیت جدا یا متضاد است، با لفظ آیه سازگار نیست؛ چون فاعل «لا يسمن» و «لا يغني» باید یکی باشد.
#تفسیر_باطن
@AlAsar_1