- توجیه اول:
فقوله تعالى: "لا يسمن" لا يكون صفة للضريع، بل يكون الضمير راجعا إلى الغشيان وتكون الجملة مقطوعة على الاستئناف. (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)در حالی که یک مرجع طبیعی برای ضمیر وجود دارد که هم نزدیکتر است و هم تناسب معنایی دارد ("لا یسمن ولا يغني من جوع" با "طعام من ضريع" تناسب کامل دارد)؛ پس چرا باید برای توجیه حدیث، آن را رها کرده و آن را به کلمهای برگرداند که هم دورتر است و هم تناسب معنایی ندارد؟ (الغشیان چه ربطی به لا یسمن و ... دارد؟!) آن هم در حالی که اصلا کلمه «الغشیان» در متن وجود ندارد و باید برای «الغاشیة» مصدری در نظر گرفت و ضمیر را راجع به آن فرض کرد.
- توجیه دوم:
ويحتمل أن يكون صفة للضريع أيضا، ويكون المراد أنه لا يعلمهم الإمام، لكفرهم وجحودهم وعدم قابليتهم إلا ما هو كالضريع، مما يوافق آراءهم تقية منهم ... (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)این توجیه هم با سیاق روایت سازگار نیست چون قبل از آن سخن از افرادی است که با تحمل رنج و هزینه به خدمت امام میرسند و احادیث او را برای دیگر شیعیان میبرند ولی خود از آنها سودی نمیبرند که این با تقیه بودن آن احادیث و مخالفت ظاهری آن افراد سازگار نیست.
- توجیه سوم:
ويحتمل أن يكون المراد الذين يغشون أي يحيطون بالقائم عليه السلام من المخالفين والمنافقين، فالإمام يحكم فيهم بعلمه، ويقتلهم ويوصلهم إلى طعامهم المهيأ لهم في النار من الضريع، ولا ينفعهم الدخول في عسكر الإمام عليه السلام لعلمه بحالهم، ولا القعود في بيوتهم، لعدم تمكينه إياهم.» (مرآة العقول، ج۲۶، ص۶۸)حمل «الإمام» بر «القائم» و «الدخول» بر ورود به لشکر قائم و «القعود» به نشستن در خانه، دلیل روشنی ندارد و با صدر حدیث همسو نیست. فاعل «لا یسمن» و «لا یغني» را نیز جدا در نظر گرفتن با متن آیه سازگار نیست. حمل کردن «لیس لهم طعام إلا من ضریع» را به کشتن آنها به دست قائم نیز از بقیه تأویلات ضعیفتر است.
دیگر شارحان نیز توجیهات بیربطی ارائه کردهاند؛ مثلاً ابن قاریاغدی احتمال داده «الذین یغشون الإمام» به معنای کسانی باشد که فضل امام را میپوشانند یا به امام بدی میرسانند یا حتی احتمال داده مقصود شیعیان خالص باشند! و این آیه از آیات بعد گسسته باشد و دوباره آیه «وجوه یومئذ ناعمة» به آیه اول و شرح حال شیعه بازگشته باشد! و احتمالات پرتکلف دیگر که فایدهای در ذکر آنها نیست. (البضاعة المزجاة، ج۲، ص۵۸۹-۵۹۱)
اکنون سؤال اساسی این است که اگر این حدیث، معرفت عمیقی را منتقل میکند، این همه تکلف و ارائه احتمالات عجیب و غریب برای چیست؟ این که برای توفیق میان آیه و حدیث، باید از سویی برای توضیح آیه، و از سوی دیگر برای توجیه حدیث تقلا کرد، ما را به این نتیجه نمیرساند که شاید در این جا مشکلی وجود دارد؟
#تفسیر_باطن
@AlAsar_1