نقد مستندات اطلاق علم امام به جمیع غیب
اشکال (۱۱)
روایت زیر از نمونه روایاتی است که برای علم فراگیر و بیحد امام به همه چیز و نیز برای تدبیر امور عالم به دست امام بدان استناد شده است:
وَ قَالَ ع أَنَا دَحَوْتُ أَرْضَهَا وَ أَنْشَأْتُ جِبَالَهَا وَ فَجَّرْتْ عُيُونَهَا وَ شَقَقْتُ أَنْهَارَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا وَ أَطْعَمْتُ ثِمَارَهَا وَ أَنْشَأْتُ سَحَابَهَا وَ أَسْمَعْتُ رَعْدَهَا وَ نَوَّرْتُ بَرْقَهَا وَ أَضْحَيْتُ شَمْسَهَا وَ أَطْلَعْتُ قَمَرَهَا وَ أَنْزَلْتُ قَطْرَهَا وَ نَصَبْتُ نُجُومَهَا وَ أَنَا الْبَحْرُ الْقَمْقَامُ الزَّاخِرُ وَ سَكَّنْتُ أَطْوَادَهَا وَ أَنْشَأْتُ جَوَارِيَ الْفُلْكِ فِيهَا وَ أَشْرَقْتُ شَمْسَهَا وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ وَ قَلْبُ اللَّهِ وَ بَابُهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّداً أَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَ أَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ وَ بِي وَ عَلَى يَدَيَّ تَقُومُ السَّاعَةُ وَ فِيَّ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ وَ أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ أَنَا بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ. (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام لابن شهرآشوب، ج3، ص387)
اما چنانکه روشن است ساختار این روایت مطابق اسناد و منابع غالیان است که در فضای انگارۀ تفویض خلق و رزق، همه امور عالم در ادوار مختلف را در دست امام میدانند. گستردگی این ادبیات در اخبار غالیان، و نبود آن در اسناد مشخصاً امامی، در پژوهشی نشان داده شده است (اکبری، نصیریه، ص354-358).
از اشکالات این ژانر غالیانه، ناهمخوانی آن با بسیاری از آیات است؛ از جمله:
- آیات حضورنداشتن رسول الله ص در وقایع امم پیشین (هود: 49؛ القصص: 44، 46 و 86؛ آل عمران: 44؛ یوسف: 102؛ عنکبوت: 48؛ شوری: 52 و…).
- آیات محدودیت قدرت رسول الله ص برای آوردن نشانه یا عذاب یا هدایت خلق (القصص: 56؛ البقرة: 272؛ آل عمران: 128؛ یونس: 99-100؛ الأنعام: 35، 107؛ الجن: 21؛ الأعراف: 188؛ التوبة: 80؛ المنافقون: 6)
- آیات توحیدی که امور مذکور در خطب جعلی مورد بحث را به عنوان اوصاف مختص و منحصر در خداوند ذکر میکنند، و صریحاً یا به استلزام خلق و رزق و تدبیر امور عالم بدست غیر خداوند را رد میکنند. (فاطر: 3؛ الروم: 40؛ رعد: 16؛ زمر: 38 و…)
در روایت فوق، بر خلاف آیات قرآن که وقوع «الساعة» را بیرون از قدرت و علم رسول الله ص شمرده، آن را در دست امیرالمؤمنین ع میداند.
در انتهای روایت نیز تعابیر قرآنی مختص خداوند در آیۀ ۳ سورۀ حدید، برای امیرالمؤمنین ع به کار میرود که با فضای غالیانه تناسب دارد. در برخی تحریرهای چنین روایاتی پس از کاربرد این تعابیر و کافرخواندنشان از سوی اهل مسجد، حضرت علی ع تأویلاتی غیر غالیانه را برای این تعابیر به کار میبرند. در پژوهشی ضمن بررسی این تحریرها، نشان داده شده که متن روایات با فضای غالیان تناسب دارد و در آن گویا امام برای ساکت کردن اهل ظاهر تأویل ظاهری و غیرغالیانه را مطرح کردهاند. در حالی که در واقعیت تاریخ و احادیث امامی، امام در برخی از احکام نیز تقیه میکردهاند؛ چه برسد به اینکه در مسجد تعابیر موهم الوهیتشان را بگویند تا تکفیر شوند (اکبری، نقش بازشناسی عقاید و احادیث نُصَیریان در اعتبارسنجی و فهم میراث روایی امامیه، بخش4-5-4).
همچنین در ادامه روایت مورد بحث نیز ادعا شده که امام باقر علیه السلام نیز تأویلاتی غیر غالیانه برای این روایت ذکر کردهاند. گرچه این تأویلات تکلفآمیز و دشوار با هدف ترویج اصل روایت ساخته شده، اما کسانی که این تأویلات را میپذیرند امکان استناد به عبارات غلوآمیز آن از ایشان گرفته میشود، و یا اینکه تأویلات را نمیپذیرند که در این صورت روایت بر ظاهر غالیانه و الوهیت امام باقی خواهد ماند.
گفتنی است، از علمای قدیم، نباطی عاملی تحریری از این روایت را از غلات دانسته، و بهخاطر منافات با خشوع امیر المومنین ع دربرابر خداوند جعلی شمرده است (الصراط المستقيم، ج۱، ص۹۵).
#علم_غیب
#اشکالات
در همین زمینه
@Gholow2
Post #2945
4.22K