آیا تأویل اهل الذکر به امامان مخالف و در تعارض با ظاهر دو آیۀ فسألوا أهل الذکر است؟
این گمانه نزد برخی وجود دارد که با وجود قطعیت صدور روایات تأویلی ذیل این آیه، این تأویل در تعارض با ظاهر و سیاق آیات محل بحث است که در نگاه اول ناظر اهل کتاب دانسته میشود. در راستای بررسی این دیدگاه، این پرسش مطرح است که فارغ از روایات، مقصود از اهل الذکر چیست؟
ذکر در آیات استعمالات متعددی دارد (رضایی اصفهانی و نبیزاده، «مرجعیت علمی اهل بیت (ع) بر پایه تفسیر تطبیقی آیه اهل الذکر»، ص71) و از جمله تعبیری است که در وصف قرآن (الزخرف: 44؛ الحجر: 9؛ ص: 1)، کتاب موسی (الأنبياء: 48) و وحی بر صالح (القمر: 25) به کار رفته است. در کتب اهل ادب نیز به نحوی اهل ذکر، اهل کتاب آسمانی دانسته شده است: «فسئلوا أهل الذكر أي أهل الكتب التوراة والإنجيل.» (برای نمونه: معاني القرآن للفراء، 2/ 199)
در سیاق کاملتر آیه نیز بحث از آن است که رسولان پیشین نیز مردانی (یعنی بشر) بودهاند. (النحل: 43؛ الأنبیاء: 7). بنابراین، عجیب نیست برخی مفسران با نگاه سیاقی (و البته همسو با روایات شأن نزول عامی) دربارۀ آیه گفتهاند:
«وَما أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إلا رِجالًا نوحي إليهم فسئلوا أهْل الذِّكْرِ إنَّ كُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ يَعْني فاسألوا أهْل الذكر والكتب الماضية: أبشرًا كانَتِ الرُّسِل الذين أتتهم أم ملائكة؟» (تفسير ابن أبي حاتم، 7/ 2284)
و یا در کنار این وجه افزودهاند: «أهْلَ الذِّكْرِ قال: أهل التوراة.» (تفسير الطبري ط التربية والتراث، ج17، ص208)
گرچه متصور است لفظ ذکر در «اهل الذکر» در بیرون از این سیاق تحمل مصادیق دیگری باشد (مانند یاد)، ولی جای پرسش است که تطبیق بالا در روایات امامان (ع) رد شده است؟
در پاسخ باید در نظر داشت در روایات امامان (ع)، عموماً فراز «فسئلوا أهْل الذِّكْرِ إنَّ كُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ» بدون اشاره به کل آیه، بر خود امامان حمل شده است؛ از جمله در:
- 33 روایت در کتاب بصائر الدرجات که 28 مورد آن در یک باب است.
- 6 روایت در هر یک از کتب تفسیر عیاشی و فرات کوفی
- 13 روایت در الکافی
و...
در میان این روایات اسنادی قوی نیز وجود دارد، و انتساب آن اطمینانبخش است. (بر خلاف دیدگاه برخی نویسندگان: محمودیان بارزی، تفسیر آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ» در نگاه مفسران فریقین) اما از کل این روایات همگی به صرف حمل اهل الذکر بر امامان اکتفا کرده که میتواند از سنخ جری و تأویل اتم باشد. تنها چند تحریر نادر ضعیف السند وجود دارد که افزون بر تأویل «اهل الذکر»، ذکر را رسول الله ص دانستهاند جمع آن با معنای ظاهری پیشگفته دشوارتر است، ولی یکی روایتی منقطع و دارای اضطراب است (الکافی، ج1، ص210، ح1 مرسلۀ محمد بن عجلان، در نقد متن آن: خویی، معجم رجال، ج1، ص35)؛ دیگری از تفسیر عبد الرحمن بن کثیر است (نگر: نفیسی و تجار، «مواجهه چندوجهی با راویان؛ تحقیق موردی: عبدالرحمن بن کثیر»)؛ و چند روایت همراه با استناد به آیۀ َ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولا (بصائر، ص512 به طریق مجهول از کلبی؛ فرات، ص235 از زید بن علی؛ شواهد التنزيل، ج1، ص: 437 ابوالمفضل شیبانی).
اما مهمتر روایتی از محمد بن مسلم است که مشعر به رد برداشت پیشگفته در تطبیق بر اهل کتب پیشین است:
محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن صفوان بن يحيى عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أبي جَعفَرٍ ع قالَ: إنَّ مَنْ عِنْدَنا يَزْعُمونَ أنَّ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ، أنَّهُمُ الْيَهودُ وَ النَّصارَى قالَ إذاً يَدْعونَكُمْ إلَى دينِهِمْ قالَ قالَ بيدِهِ إلَى صَدْرِهِ نَحْنُ أهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسئولون. (الكافي، ج1، ص211؛ بصائر الدرجات، ص41 سندی بن محمد از علاء؛ تفسير العياشي، ج2، ص260 از محمد بن مسلم. و همین مضمون در رسالۀ طولانی الفرق بین العترة و الأمة: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص239)
@Gholow2
Post #3275
725