درباره تأویل ملائکه در حدیث بالا گفتنی است یکی از الگوهای پرتکرار در تفسیر باطن، تأویل بر اساس اشتقاق است که در این جا نیز به کار رفته است. در این گونه تأویلات به مجرد ضعیفترین ارتباط اشتقاقی، یک واژه بر معنای دلخواه حمل میشود. در این جا نیز برای ربط دادن «ملائکة» به مؤمنان، ملائکه از ریشه «ملک» فرض، و به «یملکون علم آل محمد ص» تفسیر شده است. واضح است که این ربط چقدر دور و پرتکلف است. باید ملائکه را با توجیه اشتقاقی به معنای «مالکین» درنظرگرفت؛ سپس «مالکین» را به معنای مالکین دانش دانست؛ در حالی که کاربرد «ملک» و مشتقاتش برای علم آن قدر رایج و پرتکرار نیست که به تنهایی معنای داشتن علم را برساند؛ آن هم علم مخصوصی که در این جا علم آل محمد (ص) است.
عین همین تأویل در روایت باطنی دیگری درباره سوره قدر آمده است. (تفسير فرات، ص۵۸۱؛ تأويل الآيات، ص۷۹۱) ابن شعبه حرانی نیز در یک روایت تأویلی دیگر از جابر نقل کرده است: «الملائکة هم المؤمنون.» (حقائق أسرار الدین، ص۱۵۸) میمون طبرانی شبیه همین تأویل را درباره سوره قدر از جلّی روایت کرده است: «فالملائکة هي مالكو معرفتها بحقيقتها» (مجموع الأعیاد، ت شتروطمان، ص۱۵۶) ابن شعبه در جای دیگر ملائکه را بر «اتباع مقام» حمل کرده است. (حقائق أسرار الدین، ۲۰۰۶ م.، ص۱۰۰) و حمید الدین کرمانی، داعی اسماعیلی نیز ملائکه را در آیه ۲۲ فرقان بر «اصحاب دعوت» حمل کرده است. (راحة العقل، ص۵۸۲) تطبیق ملائکه بر مؤمنان به صورت عمومی یا مصداقی در منابع غلات فراوان است. (نمونه: الشافي في الإمامة، ج۴، ص۱۱۷؛ الهفت الشریف، ت الحریری، ص۳۵۰؛ عصمة الدولة، الرسالة المصرية، ص۱۴۵)
در کل معلوم نیست این تأویلات اگر بنایشان بر ایضاح معنای قرآن برای مخاطب است، چرا هیچ گونه ربط و انسجام و اقناع عقلی و تبیین عرفی در آن دیده نمیشود و صرفاً در حد مجموعه ادعاهایی باقی میمانند که نه معرفت و ادراک و فهم واقعی را به مخاطب منتقل میکنند و نه به جهت شذوذ و ضعف شدید سند و نیز جنبه غیرعملی آن، میتوان مواجهه تعبدی با آنها داشت؟
عجیب آن که راویان ادعایی این احادیث نیز گویی هیچ ابهامی نداشتهاند که دربارهاش از امام سؤال کنند و بار توجیه و ایجاد ربط را بر دوش مدافعان و باورمندان قرون بعد گذاشتهاند!
#تفسیر_باطن
@AlAsar_1
Post #812
418
- 👍 6
- 👎 4