TGViewer
Channel Public Channel
نقد محمدعلی امیرمعزی

نقد محمدعلی امیرمعزی

@amirmuezzi

کانال‌های وابسته:
https://t.me/Alsabbura

https://t.me/AlTahrif

https://t.me/MafatehAlqayb

https://t.me/AlAsar_1
Subscribers
437
Photos
43
Videos
3
Links
47
Recent Posts 16 shown
Post #103 4.55K
نقد امیرمعزی (۲۶)

مقدمه خیالی بخاری و مسلم!


امیرمعزی در این مصاحبه می‌گوید:

من نمی‌دانم کسانی که ... راجع به صحاح اهل سنت ... آیا هیچ وقت مقدمه بخاری و مقدمه مسلم را خواندند؟ ... زود می‌روند ببینند این حدیث چی گفته؟! ... مسلم و بخاری در مقدمه‌شان می‌گویند: ما حدود یک میلیون حدیث در اختیارمان بوده؛ رفته بودیم جمع کرده بودیم‌ ... از این یک میلیون ... بخاری ... حدود هفت‌هزارتا ... درمی‌آورد ... که اگر حدیث‌های تکراری را کنار بگذاریم ... می‌رسیم به حدود پنج‌هزارتا ... یعنی نود و نه ممیز خرده‌ای خود بخاری و خود مسلم می‌گویند این‌ها جعلی است ...
همین سؤال را باید از خود امیرمعزی پرسید: آیا او هیچ وقت صحیح بخاری و صحیح مسلم را دیده‌ است؟

۱. هیچ کس مقدمه بخاری را نمی‌خواند؛ چون اساساً صحیح بخاری، مقدمه ندارد!

۲. مسلم با این که مقدمه نسبتاً مفصلی بر صحیح نوشته، اما هیچ جای مقدمه نگفته من یک میلیون حدیث در اختیار داشتم که از آن انتخاب کرده‌ام! (نک‍: صحيح مسلم، ت عبد الباقي، ج۱، ص۳-۳۴) 

۳. به بخاری نسبت داده‌اند که ادعا کرده احادیث خود را از میان ششصدهزار حدیث جمع کرده است. (تاريخ بغداد، ط العلمية، ج۲، ص۹، ۱۴) همچنین در غیر مقدمه صحیح، به مسلم نسبت داده‌اند که ادعا داشته احادیث خود را از میان سیصدهزار حدیث انتخاب کرده است (تاريخ بغداد، ،ط العلمية، ج۱۳، ص۱۰۲) که این گزارش‌ها و ادعاها محل تأمل است.

۴. روشن است که نه مسلم و نه بخاری، جایی ادعا نکرده‌اند هر حدیثی که ما در صحیح خود نیاورده‌ایم، جعلی است!

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
Telegram نقد محمدعلی امیرمعزی مقدمه خیالی بخاری و مسلم! #امیرمعزی @AmirMuezzi
  • 👍 12
  • 👎 3
Post #102 2.51K
مقدمه خیالی بخاری و مسلم!

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
Post #101 936
نقد امیرمعزی (۲۵)

عناوین خیالی کتاب‌ها در نوشته امیرمعزی

پیش‌تر مجموعه‌ای از اغلاط و داده‌های خیالی امیرمعزی در زمینه کتاب‌شناسی را تذکر داده‌ایم.

نمونه:
https://t.me/AmirMuezzi/86
https://t.me/AmirMuezzi/60

در این جا نمونه دیگری را بررسی می‌کنیم. امیرمعزی نوشته است:

... از قرن دوم هجری به بعد، شیعیان به تصنیف کتاب‌هایی درباره نیروهای گوناگون معجزه‌گر امامان اقدام نمودند ... به نظر می‌رسد که هیچ کدام از این منابع به دست ما نرسیده است؛ اما عنوان‌های آن‌ها در سایر آثار که در کتاب‌شناسی‌ها ذکر گردیده است، گویای حجم زیادی از مطالب است. به راستی بسیار معمول است که با عنوان‌هایی چون کتاب المعجزات، معجزات النبی و الأئمة، کتاب معجزات الأئمة، کتاب الأعاجیب، کتاب أعاجیب الأئمة و غیره روبرو شویم و همچنین نویسندگان دوره‌های بعدی عنوان‌هایی را برای کتاب‌‌های خود انتخاب کردند که کمتر گویا بودند یا تقریباً کاملاً به معجزات امامان اختصاص داشتند. عناوینی مانند: کتاب دلائل الإمامة ... كتاب الملاحم ... و كتاب النوادر (که در بین نویسندگان متأخر، اغلب شامل احادیثی است درباره معجزات یا نیروهای ماورای طبیعی امامان).
📘تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، نشر نامک، ۱۳۹۳، ص۲۳۶

ارجاعات امیرمعزی برای متن بالا چنین است:
برای یافتن این عنوان‌ها کافی است آثاری همچون کتب زیر را ببینید: نجاشی ... کتاب الرجال؛ توسی ... فهرست کتب الشیعة ... یا ابن ندیم ...، فهرست؛ همچنین نک‍. آقابزرگ تهرانی، الذریعة ...
📘تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۲۵۲

بیشتر اطلاعات متن بالا موهوم و کاملاً غلط است:

۱. به ادعای امیرمعزی «به راستی بسیار معمول است که با عنوان‌هایی چون ... کتاب الأعاجیب، کتاب أعاجیب الأئمة ... روبرو شویم» اما با مراجعه به منابعی که امیرمعزی ذکر کرده (رجال النجاشی، فهرست الشیخ، فهرست ابن ندیم و الذریعة آقابزرگ) حتی یک کتاب با نام الأعاجیب یا أعاجیب الأئمة نیافتیم. علاوه بر آن به معالم العلماء، أمل الآمل و نرم افزار تراجم و کتابشناسی ۳ مرکز نور مراجعه کردیم و هیچ کتابی به این نام‌ها یافت نشد!

با در نظر داشتن این احتمال که شاید امیرمعزی «الأعاجیب» را با «العجائب» اشتباه کرده، عنوان «العجائب»، «عجائب الأئمة» و مانند آن را نیز جستجو کردیم ولی فقط دو سه عنوان متأخر یافت شد که ممکن است به موضوع معجزات مرتبط باشد. (الذریعة، ج۱۵، ص۲۱۷)

۲. امیرمعزی مدعی است عنوان كتاب النوادر «در بین نویسندگان متأخر، اغلب شامل احادیثی است درباره معجزات»؛ در حالی که واژه «النوادر» نه در لغت و نه در اصطلاح هیچ ارتباطی با «معجزات» ندارد.

بر خلاف مدعای امیرمعزی، آقابزرگ تهرانی ۲۳۳ عنوان «نوادر» نام برده (الذّريعة إلى تصانيف الشّيعة، ط اسماعیلیان، ج۲۴، ص۳۱۸-۳۵۰، ش۱۶۴۹-۱۸۸۲) که تنها دو مورد با معجزات ارتباط روشنی دارد:

«۱۸۷۹: نوادر المعجزات‌ لسعيد بن هبة الله الراوندي م ۵۷۳ ق م ۱۲۶۵ هو من تتمات الخرائج ۷: ۱۴۵.
۱۸۸۰: نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة ...» (الذّريعة، ج۲۴، ص۳۴۹)

از این میان نیز عنوان اول، نام کتابی نیست؛ بلکه همان باب شانزدهم الخرائج است. (الخرائج، ج۲، ص۷۹۲)

عنوان دوم نیز ناظر به تحریر مختصر و تغییریافته‌ای از دلائل الإمامة است که حتی معلوم نیست چه کسی نام «نوادر المعجزات» بر آن نهاده است. ضمن این که در این عنوان کلمه «المعجزات» بر اختصاص محتوای آن به معجزات، دلالت دارد نه کلمه «نوادر»!

بنابراین مدعای امیرمعزی درباره عنوان «النوادر» حتی یک مصداق نیز ندارد؛ چه رسد به این که در بین نویسندگان متأخر، غالب باشد!

۳. ظاهر کلام امیرمعزی این است که از قرن دوم به بعد، عنوان «کتاب المعجزات» رایج بوده؛ در حالی که کتابی با این عنوان از قرن ۲ ق. یافت نشد و کتاب‌هایی با این عنوان غالباً متعلق به قرن ۴ ق. به بعد هستند. (نمونه: رجال النجاشی، ص۹۰، ۲۶۶، ۳۹۱، ۴۰۱)

به نظر می‌رسد کثرت اطلاعات موهوم و خیالی در آثار امیرمعزی، تنها نشان‌دهنده آشنایی اندکِ او با تراث اسلامی نیست؛ بلکه اساساً روش تدوین آثار او را زیر سؤال می‌برد و اعتبار آن‌ها را به چالش می‌کشد.

قبلاً تعداد نسبتاً زیادی حدیث خیالی در آثار امیرمعزی نشان داده‌ایم:

https://t.me/AmirMuezzi/82

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • 👍 9
  • ❤ 3
Post #100 930
Audio
نقد امیرمعزی (۲۴)

بازخوانی انتقادی کتاب «علی راز سر به مهر» (بخش نقد)

🎙محمد جاودان

▫️۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴
▫️قم، مرکز مطالعات میراث علوی

0:00 یک‌دست فرض کردن تشیع قبل از آل بویه
4:20 محوریت دادن به جریان‌های حاشیه‌ای
6:20 کمرنگ کردن پیام توحید در برابر جنبه آخرالزمانی
7:40 خلط آخرت‌شناسی و جنبه‌های آخرالزمانی
13:08 ادعاهای بزرگ و فاقد دلیل مانند بازنویسی قرآن و اسلام در زمان عبدالملک
16:10 وصف بودن مؤمن
18:10 اشکالات استناد به تعبیر دین علی (ع)
19:45 پاک کردن صورت مسأله غلو
22:15 سهل‌انگاری در پذیرش روایات و عدم نقد تاریخی
23:00 تکیه افراطی و گزینشی بر دیدگاه‌های غربی
23:55 نمونه: «أروی» نام مادر عثمان
25:32 القای گسست تاریخی در مکتب بغداد و نادیده گرفتن بخش زیادی از سنت شیعی
28:20 عدم بازتاب تحریف بنیادین قرآن در تاریخ
30:11 طرح دعاوی ضعیف به صورت احتمال و مسلم گرفتن آن‌ها در مباحث بعدی
30:53 کاربرد تعابیر غالیانه و نسبت دادن عقاید غالیانه به مسلمین مانند برتری امیرالمؤمنین (ع) بر رسول اکرم (ص)، سرشت دوگانه انسانی-ربانی، اتحاد امام با خدا
33:05 تعلیل عجیب انتقال پایتخت از مدینه به کوفه

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • 👍 3
  • ❤ 1
Post #99 1.01K
نقد امیرمعزی (۲۳)

عدم مراجعه به منابع و انتساب‌‌های نادرست به اشخاص

امیرمعزی در موارد بسیار، مراجعه دقیقی به منابع اصلی نداشته و احتمالاً به علت استفاده از منابع واسطه، مطالب نادرستی را به منابع اصلی نسبت می‌دهد. در این جا دو نمونه ذکر می‌شود.

نمونه اول: نسبت دادن سخن مجاهد به ابن کثیر

امیرمعزی می‌نویسد:
ابن کثیر (متوفی ۷۷۴ /۱۳۷۳)، نویسنده طرفدار عباسیان پا را فراتر می‌نهد و می‌گوید تا جایی که وی اطلاع دارد پیامبر عمل تحنیک را فقط درمورد ابن عباس به جا آورده و از آب دهان خویش در کام او ریخته بود. در حالی که باورپذیر نیست ابن کثیر دست کم از برخی روایات منقول از آثار بزرگ حدیثی که پیش‌تر ذکر شد، اطلاعی نداشته باشد.
📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۹۰؛ و نیز نک‍: امیرمعزی، تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۴۵

متن منبع مورد استناد امیرمعزی چنین است:

قَالَ مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزنجي المكيّ عن ابن نَجِيحٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ. قَالَ: لَمَّا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الشِّعْبِ جَاءَ أُبَيٌّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ له: يَا مُحَمَّدُ أَرَى أُمَّ الْفَضْلِ قَدِ اشْتَمَلَتْ عَلَى حَمْلٍ، فَقَالَ: «لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يُقِرَّ أعينكم» . قال: فلما ولدتني أتى بِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا فِي خِرْقَةٍ ‌فَحَنَّكَنِي ‌بِرِيقِهِ. قَالَ مُجَاهِدٌ: فَلَا نَعْلَمُ أَحَدًا حَنَّكَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِرِيقِهِ غَيْرَهُ.
📚ابن كثير، البداية والنهاية، ط الفكر، ۸/ ۲۹۵

چنان که می‌بینیم این سخن، منسوب به مجاهد بن جبر (د. ۱۰۴ ق.) است و ابن کثیر (د. ۷۷۴ ق.) تنها آن را نقل کرده است. قبل از ابن کثیر، سلیمان بن احمد طبرانی (د. ۳۶۰ ق.) (المعجم الكبير، ۱۰/ ۲۳۳)، ابو نعیم اصفهانی (د. ۴۳۰ ق.) (معرفة الصحابة، ۳/ ۱۷۰۱)، ابن عساکر (د. ۵۷۱ ق.) (تاريخ دمشق، ۲۹/ ۲۸۸)، ابن منظور (د. ۷۱۱ ق.) (مختصر تاريخ دمشق، ۱۲/ ۲۹۴)، مغلطای (د. ۷۶۲ ق.) (إكمال تهذيب الكمال، ۸/ ۱۱) و دیگران این سخن منسوب به مجاهد را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند.

امیرمعزی بدون مراجعه دقیق به منبع، آن را از خودِ ابن کثیر پنداشته و مورد اعتراض، نقد و تحلیل قرار داده است.
از آن جا که ابن کثیر صریحاً آن را به مجاهد نسبت داده، احتمال می‌رود که امیرمعزی اصلاً به متن کتاب مراجعه نکرده باشد و آن را از منبع واسطه‌ای گرفته باشد که در این صورت ارجاع به منبع اصلی خلاف روش علمی است.

نمونه دوم: انتساب روایت ابن حزم به الکندی

کازانوا حدیث نبوی دیگری از خطط اثر مقریزی (متوفی ۸۴۵ /۱۴۴۲) نقل می‌کند ... مقریزی خود به نقل از کندی (متوفی در حوالی ۲۶۰ /۸۷۳-۸۷۴) این سخن حضرت محمد را آورده است که به امتش خطاب می‌کند: «مدت زمانی که از عمر شما باقی مانده، در مقایسه با امت‌هایی که پیش از شما بوده‌اند، همانند تعداد موهای سفید بر پوست گاو سیاه [یا موهای سیاه بر پوست گاو سفید] است.» یعنی زمانی بسیار کوتاه.
📚امیرمعزی، علی راز سربه‌مهر، ص۱۰۹

امیرمعزی بر کازانوا اتکا کرده در حالی که اگر به منبع اصلی مراجعه می‌کرد می‌دید که این روایت از ابن حزم است نه کندی:

وقال يعقوب بن إسحاق ‌الكنديّ: مدّة ملة الإسلام ستمائة وثلاث وتسعون سنة. وقال الفقيه الحافظ أبو محمد عليّ بن أحمد بن سعيد بن حزم: وأما اختلاف الناس في التاريخ، فإنّ اليهود يقولون: أربعة آلاف سنة، والنصارى يقولون: الدنيا خمسة آلاف سنة، وأما نحن يعني أهل الإسلام، فلا نقطع على علم عدد معروف عندنا، ومن ادّعى في ذلك سبعة آلاف سنة أو أكثر أو أقلّ فقد قال ما لم يأت قط عن رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فيه لفظة تصح، بل صح عنه عليه السلام خلافه، بل نقطع على أن للدنيا أمدا لا يعلمه إلا الله تعالى، قال الله تعالى: ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ [الكهف/ ۵۱] ، وقال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: «ما أنتم في الأمم قبلكم إلا كالشعرة البيضاء في الثور الأسود والشعرة السوداء في الثور الأبيض» . وهذه نسبة من تدبرها، وعرف مقدار عدد أهل الإسلام، ونسبة ما بأيديهم من معمور الأرض، وإنه الأكثر علم أن للدنيا أمدا لا يعلمه إلا الله تعالى ...
📚المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار، ۲/ ۱۷

با کمترین مراجعه روشن می‌شد که نسبت این روایت به کندی غلط است.
در کتاب خود ابن حزم نیز این مطلب موجود است. (الفصل في الملل والأهواء والنحل، ۲/ ۸۴؛ و نیز نک‍: الإحكام في أصول الأحكام، ۴/ ۲۰۰)

ضمناً ترجمه حدیث هم غلط است. حدیث مدت زمان عمر امت اسلام را با امم پیشین مقایسه نکرده؛ بلکه تعداد مسلمانان را با غیرمسلمانان مقایسه کرده است! (نک‍: مسند أحمد ت شاكر، ۴/ ۱۹۰؛ صحيح البخاري، ۶/ ۹۸)

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • 👍 3
Post #98 823
نقد امیرمعزی (۲۲)

ادعای شهرت و ارجاع به منبعی موهوم

قبلاً شواهد متعددی از پدیده ارجاعات موهوم در آثار امیرمعزی نشان داده‌ایم. نمونه دیگر را در مقاله «دین علی» می‌توان دید. امیرمعزی نوشته است:
یکی از متداول‌ترین القابی که شیعیان به فاطمه می‌دهند مجمع النورین است.

📚امیرمعزی، علی راز سربه‌مهر، ص۱۸۷

ترجمه قدیمی‌تر:
حضرت فاطمه (س) که لقب معروف وی نزد شیعیان «مجمع النورین» است [نک‍: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین و مطلع النیرین (تهران، 1321/1903)، نمایه، زیر «مجمع النورین»] ...
📚امیرمعزی، تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۴۳

متن بالا با ترجمه انگلیسی هر دو کتاب و نیز متن اصلی کتاب «علی راز سربه‌مهر» به فرانسوی مقایسه شد؛ در همگی به همین صورت آمده و آن را به مجمع البحرین طریحی ارجاع داده است.

اما مجمع البحرین طریحی هیچ مدخلی با عنوان «مجمع النورین» ندارد و در هیچ جای آن، چنین ترکیبی نیامده است و هیچ مطلبی که مرتبط به ادعای امیرمعزی باشد در این کتاب یافت نشد.

این ارجاعات موهوم، امانت و اعتبار علمی آثار امیرمعزی را مخدوش می‌کند. آیا امیرمعزی هنگام نوشتن متن به منابع مراجعه نکرده است؟

منشأ اين ارجاع موهوم، معلوم نیست؛ ولی ممکن است حاصل خلط چندمرحله‌ای با کتاب مجمع النورین ابوالحسن مرندی باشد که در مقدمه آن آمده است: «الفصل الحادي عشر أنها مجمع النورين نور النبوة ونور الإمامة» و در متن کتاب چند بار این مطلب را تکرار کرده است.

از سوی دیگر، روشن نیست چرا امیرمعزی این تعبیر را از متداول‌ترین القاب حضرت فاطمه (س) خوانده است؟ مقصود او کدام شیعیان است؟ اگر مقصودش شیعیان امروز است که خوانندگان خود می‌توانند قضاوت کنند که چنین لقبی را تا به حال چند بار شنیده‌اند! با تتبع میدانی، می‌توان دریافت که چنین لقبی برای حضرت فاطمه (س) در میان شیعیان امروز مشهور نیست. شاهدی بر شهرت آن در ادوار پیشین نیز یافت نشد. ما هیچ حدیثی نیافتیم که چنین لقبی را برای حضرت فاطمه (س) ذکر کرده باشد. در منابع متعدد امامی و چند منبع اسماعیلی و نصیری جستجو شد؛ اما ظاهراً این ترکیب فقط در چند منبع متأخر و حاشیه‌ای در توصیف حضرت فاطمه (س) -نه به عنوان یک لقب مشهور- به کار رفته است. (مانند: قاضی سعید، شرح توحيد الصدوق، ج۲، ص۶۶۱؛ مرندی، مجمع النورین، ص۳، ۱۵، ۲۱، ۲۵؛ السید عادل العلوی، فاطمة الزهراء سر الوجود، ص۵؛ محمدفاضل المسعودی، الأسرار الفاطمیة، ص۱۸)

#امیرمعزی

@AmirMuezzi
  • 👍 4
Post #97 645
نقد امیرمعزی (۲۱)

گزارش موهوم و تحریف‌شده امیرمعزی از نبرد حنین و تکرار افترائات مشرکان

امیرمعزی در مقاله «دین علی»، آشکارا شخصیتِ رسول خدا صلوات الله علیه و آله را جادوگر، کاهن و شاعر خوانده و کوشیده افترائات و اتهامات مشرکان بر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را زنده کند. (امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۸۱-۱۹۱) او می‌نویسد:
«ت. فهد» به درستی و فاضلانه، تداوم شخصیت‌های کهن یعنی اشخاص جادویی مانند «کاهن»، «شاعر»، «عرّاف» (غیب‌بین) و حتی ساحر را در شخصیت نبوی محمد (ص) نشان داده است ... به نظر نگارنده، «فهد» به عنوان متخصص بزرگ علوم خفیه اسلامی، با تحلیل‌های جزئی‌نگرانه خود نشان می‌دهد که چه اندازه جادوگری عرب باستان و پیامبری با یکدیگر در ارتباط هستند و در هم رسوخ می‌کنند.
📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۸۱-۱۸۲

امیرمعزی برای افترای خود، نمودهایی ذکر کرده که مهمترین آن، انتقالِ امور جادویی از طریقِ مایعات بدن است. او می‌نویسد:
در بسیاری از باورهای کهن، مایعات مرتبط با بدن انسان، مانند خون، منی، بزاق، شیر یا عرق تن، عاملی در فرآیند انتقال امور جادویی دانسته می‌شد ... کاهن به تمام معنا شخصی سحرآمیز بود که می‌توانست آگاهانه و به میل و اراده خود آن چه را از طریق مایعات بدنش منتقل می‌شد را مهار و هدایت کند؛ موهبت‌های مافوق‌طبیعی او موروثی تلقی می‌شدند. دست کم این مسأله به صورت مستقیم یا کنایی، در شمار زیادی از گزارش‌‌ها آمده است و در آن بحث مایعات طبیعی تن پیامبر مطرح می‌شود.
📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۸۴؛ و نیز نک‍: امیرمعزی، تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۴۲

امیرمعزی سپس درباره هر یک از این مایعات توضیحی می‌دهد. از جمله به پیمان برادری با امضای خون می‌پردازد و ادعا می‌کند که پیامبر صلوات الله علیه و آله اعمالی مشرکانه انجام داده است!
... پیمان انتخاب برادر (مؤاخات) که پیامبر دو بار در بدو ورود به مدینه انجام داد، با آمیختن خون دو طرف همراه بوده؛ عملی مشرکانه که به نظر لئونه کائتانی از پیمان حلف عرب باستان گرفته شده ... هنگامی که پیامبر با اکراه اهالی مدینه از انعقاد پیمان با مسلمین روبرو شده، از ادبیات مشرکان استفاده کرد ...
📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۸۴

طبق معمول، ادعاهای امیرمعزی در این موضوع نیز بدون دلیل روشن و برآمده از اغلاط، تحریفات و برداشت‌های ذوقی و تحمیلی فراوان است. مثلاً یکی از مستندات او چنین است:
پیامبر در جنگ حنین در سال هشت هجری (۶۳۰ میلادی)، در بحبوحه متفرق شدن کلی مسلمانان که قربانی کمین قبیله هوازن شده بودند، از عموی خود عباس بن عبدالمطلب خواست با صدای بلند، میثاق‌های مهرشده با خون را به سپاهیان یادآوری کند. [سیره ابن هشام، ج۲، ص۴۴۱-۴۴۳] در بخش‌های مختلف روایت ابن هشام به خوبی مشهود است که این نوع گفتار که از فرهنگ آبا و اجدادی ریشه گرفته نزد اعراب پژواک بیشتری از بیانات نبوی محمد (ص) داشته است.
📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۸۵؛ و نیز نک‍: امیرمعزی، تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۴۲

متن عربی مورد استناد امیرمعزی را ببینیم:
قَالَ ابْنُ إسْحَاقَ: وَحَدَّثَنِي الزُّهْرِيُّ، عَنْ كَثِيرِ بْنِ الْعَبَّاسِ، عَنْ أَبِيهِ الْعَبَّاسِ ابْن عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، قَالَ: إنِّي لَمَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ آخِذٌ بِحَكَمَةِ بَغْلَتِهِ الْبَيْضَاءِ قَدْ شَجَرْتُهَا بِهَا، قَالَ: وَكُنْتُ امْرَأً جَسِيمًا شَدِيدَ الصَّوْتِ، قَالَ: وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ حِينَ رَأَى مَا رَأَى مِنْ النَّاسِ: أَيْنَ أَيُّهَا النَّاسُ؟ فَلَمْ أَرَ النَّاسَ يَلْوُونَ عَلَى شَيْءٍ، فَقَالَ: يَا عَبَّاسُ، اُصْرُخْ، يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ: يَا مَعْشَرَ أَصْحَابِ السَّمُرَةِ، قَالَ: فَأَجَابُوا: لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ...
📚سيرة ابن هشام ت السقا، ۲/ ۴۴۴-۴۴۵

در این گزارش هیچ یادکردی از خون و امضا کردن میثاق با درهم‌آمیختن خون‌ها نیست! معلوم نیست امیرمعزی از کدام عبارت، «یادآوری میثاق‌های مهرشده با خون» را برداشت کرده است! مقصود از «السمرة» همان درختی است که زیر آن بیعت رضوان گرفته شد (ابن أثیر، النهایة، ج۲، ص۳۹۹) و درباره این بیعت، اجرای هیچ مناسکی با خون، گزارش نشده است! (برای نمونه نک‍: سيرة ابن هشام ت السقا، ۲/ ۳۱۵)
عنوان «الأنصار» هم بی‌ارتباط با ادعای امیرمعزی است. حتی اگر اشاره او به پیمان عقبه است -چنان که قبل از این، به این پیمان اشاره کرده-؛ در پیمان عقبه نیز چنین مناسکی نقل نشده است.

در نهایت معلوم نیست، چگونه امیرمعزی از این گزارش ساده و بی‌ربط، اشاره به مناسک خون‌آمیزی را برداشت کرده تا آن را شاهدی برای اتهام سخیف جادوگری و کهانت به ساحت رسول اکرم (ص) قلمداد کند.

#امیرمعزی

@AmirMuezzi
  • 👍 10
  • ❤ 2
Post #96 740
نقد امیرمعزی (۲۰)

«الوصي»، ابوبکر یا علی (ع)؟

امیرمعزی در مقاله دینِ علی نوشته است:
بلاذری از یکی از جنگجویان بنی عدی که در جنگ جمل در کنار عایشه، طلحه و زبیر با علی (ع) می‌جنگید، شعری نقل می‌کند که در آن وصی بودن علی (ع) را دست‌آویز تمسخر قرار می‌دهد (از همین طریق می‌توان وجود آن را ثابت کرد)، زیرا بنی عدی، تنها وصی واقعی پیامبر را ابوبکر می‌دانستند که اکنون دخترش در مقابل یاران حضرت علی به نبرد ایستاده است: ما از نسل عدی هستیم و در جستجوی حضرت علی (که او را بکشیم) / ما هر که را علیه وصی [یعنی ابوبکر] باشد، می‌کشیم.
📘امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۶۴-۱۶۵؛ و نیز نک‍: امیرمعزی، تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، ص۲۹

[تحیات و عبارات احترام‌آمیز افزوده مترجم است و در متن امیرمعزی چنین احتراماتی وجود ندارد؛ چرا که اساساً این احترامات با جهت‌گیری کتاب امیرمعزی که نفی خاستگاه الهی اسلام و رد وحیانی بودن رسالت و امامت است، مناسبتی ندارد.]

متن مورد استناد امیرمعزی چنین است:

حَدَّثَنِي عَمْرو بْن محمد الناقد، حدثنا روح بن عبادة، حدثنا أَبُو نعامة العدوي عَن شيخ منهم قَالَ أخذ رجل منا بخطام الجمل وَهُوَ يقول:
نحن عدي نبتغي عَلِيًّا
نحمل ماديا ومشرفيا
وبيضة وحلقا ملويا
نقتل من يخالف الوصيا
📘البلاذري، أنساب الأشراف، ۲/ ۲۴۵-۲۴۶

برداشتِ امیرمعزی به چند دلیل نادرست است:

۱. در جنگ جمل که حدود ۲۳ سال بعد از مرگ ابوبکر رخ داد، مخالفت با ابوبکر موضوعیتی نداشت. این جنگ به بهانه خونخواهی عثمان رخ داد. نه سپاه پیمان‌شکنان کار خود را به امر و سفارش ابوبکر، مستند می‌کردند که مخالفت با ابوبکر مطرح شود؛ و نه اصحابِ علی (ع) در آن جنگ، شعار مخالفت با ابوبکر می‌دادند؛ بلکه بسیاری از آن‌ها اساساً نگاه بدی به ابوبکر نداشتند.

۲. ادعای وصایتِ ابوبکر هیچ گاه به طور جدی مطرح نبوده است؛ به ویژه در آن دوران کسی ابوبکر را وصی پیامبر (ص) نمی‌دانست. این که امیرمعزی گفته است بنی عدی وصی واقعی پیامبر (ص) را ابوبکر می‌دانستند، بی‌دلیل و نادرست است.

۳. ابوبکر هیچ گاه با عنوان «الوصی» شهرت نداشته و بنا بر شواهد بسیار، «الوصی» منصرف به علی (ع) بوده است.

بنابراین به نظر می‌رسد که مقصود از «الوصیا» در این رجز نیز کسی جز علی (ع) نیست.

این رجز در جای دیگر بدون مصراع آخر نقل شده است. (البلاذري، أنساب الأشراف، ۱۱/ ۲۹۴) اما اگر مصراع آخر به راستی در رجز بوده باشد، ظاهراً در آن تصحیفی رخ داده است. احتمالاً «یخالف»، تصحیف «یحالف» است؛ یعنی: «هر کس را که با وصی (= علی ع) هم‌پیمان شده می‌کشیم.»

ممکن است گفته شود چرا باید دشمنِ علی (ع)، عنوان مدح‌آمیز وصی را به کار ببرد؟ پاسخ این است که عنوان «الوصی» برای علی (ع) شهرت داشته و به ویژه برای رعایت قافیه، کاربرد آن غریب نیست. البته احتمال پیدایش در فضای جدلی متأخرتر را نیز نباید از نظر دور داشت.

جالب آن که همین استعمال در نمونه‌ مشابه دیگری نیز دیده می‌شود. ابومخنف (د. ۱۵۷ ق.) در کتاب وقعة الجملِ آورده است:

وخرج يوم الجمل غلام من بني ضبة شاب معلم‌ من عسكر عائشة وهو يقول‌:
نحن بني ضبة أعداء علي‌
ذاك الذي يعرف قدما بالوصي‌
وفارس الخيل على عهد النبي‌
ما أنا عن فضل علي بالعمي‌
لكنني أنعى ابن عفان التقي‌
إن الولي طالب ثأر الولي.
📘ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۴۴

چنان که می‌بینیم فضای این شعر کاملاً مشابهِ شعر پیشین و به روایتِ ابومخنف، سروده یکی دیگر از مدافعان شتر عایشه است. در این رجز نیز از شهرت امیرالمؤمنین (ع) به «وصی» سخن رفته است. چه این دو شعر اصیل باشند و چه بعدها ساخته شده باشند، ظاهراً فضای یکسانی دارند و در هر دو، مقصود از وصی، امیرالمؤمنین علی است.

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • 👍 5
Post #95 5.66K
نقد امیرمعزی (۱۹)

تحریف معنای روایات شأن نزول «وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی»

در تصویر بالا نمونه دیگری از سوء برداشت‌های امیرمعزی را می‌بینید. او برای این که القا کند امامان، ادعای الوهیتِ خود را داشته‌اند به حدیثی از تفسیر عیاشی استناد می‌کند و وانمود می‌کند که در این حدیث، از آن جهت گفته شده که «تو پرتاب نکردی بلکه خدا پرتاب کرد» که علی (ع) به پیامبر (ص) تیرها را داده بود یا به عبارتی «الله» به «علی» تطبیق شده است! در ترجمه انگلیسی شیطنت روشن‌تر است.

روایات مورد استناد چنین است:

۳۲- عن محمد بن كليب الأسدي عن أبيه قال‏ سألت أبا عبد الله ع عن قول الله: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ‏ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏» قال: علي ناول رسول الله ص القبضة التي رمى بها.

۳۳- و في خبر آخر عنه‏ أن عليا ناوله قبضة من تراب فرمى بها.

۳۴- عن عمرو بن أبي المقدام عن علي بن الحسين قال‏ ناول رسول الله ص علي بن أبي طالب كرم الله وجهه قبضة من تراب التي رمى بها في وجوه المشركين، فقال الله: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏.»
📘تفسير العياشي، ج‏۲، ص۵۲

چنان که می‌بینیم روایات تنها در مقام بیانِ شأن نزول است. توضیح آن که درباره این آیه چند شأن نزول روایت شده است:
۱. پرتاب سنگریزه به سوی لشکر دشمن
۲. کشتن ابی بن خلف
۳. کشتن ابن ابی الحقیق (ابن الجوزی، زاد المسير في علم التفسير، ۲/ ۱۹۵)

مشهورترین شأن نزول همان روایت نخست است؛ ولی در این که چه کسی سنگریزه را به پیامبر (ص) داد، چند قول وجود دارد:

۱. امیرالمؤمنین علی (ع) (تفسير الطبري، ط هجر، ۱۱/ ۸۵؛ المعجم الكبير للطبراني، ۱۱/ ۲۸۵؛ الدر المنثور، ۴/ ۴۰؛ تفسير الثعلبي، ط دار التفسير، ۱۳/ ۴۹؛ مناقب آل أبي طالب، ج‏۱، ص۱۸۹؛ الكشاف، ۲/ ۲۰۷)
۲. عبدالله بن مسعود (مسند أحمد ط الرسالة، ۷/ ۳۵۵)
۳. ابوبکر بن ابی قحافة (معاني القرآن وإعرابه للزجاج، ۲/ ۴۰۶)
۴. ابوسفیان بن الحارث (تفسير القمي، ج‏۱، ص۲۸۷)
۵. و ...

در این جا نیز مشهورترین قول همان قول اول یعنی امیرالمؤمنین علی (ع) است.

واضح است که روایات تفسیر عیاشی ناظر به بیان و تعیین همین شأن نزول است؛ نه آن برداشت عجیب و غریب غالیانه‌ای که امیرمعزی درصدد القاء آن است!

ضمناً امیرمعزی «القبضة» را به «تیرها، زوبین‌ها» ترجمه کرده است که به راستی جای تعجب دارد؛ زیرا هم در متن عیاشی و هم در همه تفاسیر تصریح شده است که کفی از خاک یا سنگریزه بود نه تیر!

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • ❤ 4
  • 👎 3
Post #92 1.29K
گفتنی است این تحریف امیرمعزی در کتابهایش باقی نماند؛ بلکه چنان که در این فیلم می‌بینید برخی از غالیان -که کتاب‌های امیرمعزی را تبلیغ می‌کنند- این تحریف را به شکل مبتذل‌تر به سطح هیئات داخل ایران کشاندند.

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
Post #91 1.44K
نقد امیرمعزی (۱۸)

تحریف روایت منسوب ابوبصیر

امیرمعزی اصرار دارد که به مخاطب خود القا کند امامان شیعه (ع) مدعی الوهیت بوده‌اند. در کتابِ «تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی» مجموعه‌ای از روایات را برای اثبات مدعای خود آورده و از جمله نوشته است:
شاگرد: به من بگو آیا در روز قیامت مؤمنان می‌توانند خداوند عز و جل را ببینند؟ ... صحابی روایت می‌کند که امام دیرگاهی ساکت ماند و سپس اعلام نمود: مؤمنان خداوند را در همین دنیا هم قبل از روز قیامت می‌بینند. آیا او را هم‌اکنون [در پیش رویت] نمی‌بینی؟ صحابی گفت: فدایت شوم، آیا می‌توانم این حدیثت را نقل کنم؟ امام فرمود: نه منکری که از معنی عمیق‌تر این کلمات آگاه نیست، این‌ها را برای تهمت تشبیه و کفر علیه ما استفاده می‌کند.
📘تشیع، ریشه‌ها و باورهای عرفانی، نشر نارمک، ص۱۴۴

در کتابِ راهنمای ربانی نیز همین روایت را آورده است:
نور مشهود در دل را امامان گاه خدا و گاه امام نامیده‌اند. این دوپهلویی گاه در مورد خود ایشان نیز به کار رفته است. مثلاً در این حدیث امام ششم که به شطحیات صوفیان بعدی شباهت دارد، یکی از شاگردان از جعفر صادق می‌پرسد ...
📘راهنمای ربانی، نشر نارمک، ص۱۴۶

امیرمعزی سپس این حدیث را مانند سجده کردن جابر بن حیان در برابر امام صادق (ع) دانسته که در رسائل جعلی منسوب به جابر بن حیان آمده است (راهنمای ربانی، ص۱۴۷). در جای دیگر دوباره با ارجاع به همین حدیث تأکید می‌کند که «سخنان امام جعفر صادق» به «شطحیات صوفیه می‌مانند» (راهنمای ربانی، ص۳۰۹).

متن روایت مورد استناد امیرمعزی چنین است:
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَرَاهُ الْمُؤْمِنُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ نَعَمْ وَ قَدْ رَأَوْهُ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَقُلْتُ مَتَى قَالَ حِينَ قَالَ لَهُمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ لَيَرَوْنَهُ فِي الدُّنْيَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِي‏ وَقْتِكَ‏ هَذَا قَالَ أَبُو بَصِيرٍ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأُحَدِّثُ بِهَذَا عَنْكَ فَقَالَ لَا فَإِنَّكَ إِذَا حَدَّثْتَ بِهِ فَأَنْكَرَهُ مُنْكِرٌ جَاهِلٌ بِمَعْنَى مَا تَقُولُهُ ثُمَّ قَدَّرَ أَنَّ ذَلِكَ تَشْبِيهٌ كَفَرَ وَ لَيْسَتِ الرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ الْمُشَبِّهُونَ وَ الْمُلْحِدُونَ.
📘التوحيد، ص۱۱۷

امیرمعزی برای القای معنای غالیانه مطلوب خود، روایت را تحریف کرده است. در ترجمه «در پیش رویت» را داخل قلاب افزوده است تا القا کند که منظور امام این بود که تو اکنون خدا را می‌بینی که روبرویت نشسته است! اما در ادامه روایت آمده است: «لَيْسَتِ الرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ». یعنی مقصود، دیدن با قلب است نه چشم؛ در حالی که «در پیش رویت» با دیدن چشم تناسب دارد. در واقع این حدیث هم‌معنا با مجموعه روایات دیگری است که از «ایمان» به «دیدن» تعبیر کرده است:

... فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا جَعْفَرٍ أَيَّ شَيْ‏ءٍ تَعْبُدُ قَالَ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ رَأَيْتَهُ قَالَ بَلْ لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ‏ الْإِيمَانِ‏ لَا يُعْرَفُ بِالْقِيَاسِ وَ لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا يُشَبَّهُ بِالنَّاسِ ...
📘الكافي، ج‏۱، ص۹۷

... فقال يا أمير المؤمنين هل رَأَيْتَ رَبَّكَ حين عَبَدْتَهُ قال فقال وَيْلَكَ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لمأره قال وكَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ لَا تُدْرِكُهُ العيون في مُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ القلوب بِحَقَائِقِ‏ الإيمان.
📘الكافي، ج۱، ص۹۸

... فقال يا أمير المؤمنين كيف رأيته قال ويلك يا ذعلب لم تره العيون بمشاهدة الأبصار ولكن رأته القلوب بحقائق الإيمان ويلك يا ذعلب إن ربي لطيف اللطافة لا يوصف باللطف ...
📘الكافي، ج‏۱، ص۱۳۸

بنابراین حدیث مورد استناد هیچ ارتباطی با دیدن امام پیشِ رو ندارد!

علاوه بر این در ترجمه، غلط دیگری نیز دیده می‌شود:
«این‌ها را برای تهمت تشبیه و کفر علیه ما استفاده می‌کند»

در حالی که «کَفَرَ» فعل ماضی از ثلاثی مجرد و جوابِ «إذا» است؛ پس معنای صحیح چنین است: «اگر این را روایت کنی و منکری که معنی سخنت را نداند آن را انکار کند (یا نشناسد) و سپس گمان کند که تشبیه است، کافر می‌شود.»

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • 👍 1
Post #87 1.31K
نقد امیرمعزی (۱۷)

حدیث خیالی دیگر

امیرمعزی نوشته است:

«امامان به حدیث معروف "العلماء ورثة [۱] الأنبیاء" ... افزوده‌اند: "العلماء الأئمة الأوصیاء"، برای نمونه بصائر، جزء۱، باب ۶-۷، صص۹-۱۲»
📘راهنمای ربانی، ص۲۱۵

امیرمعزی وانمود کرده که عبارتِ «العلماء الأئمة الأوصیاء» متنِ حدیث و ادامه حدیث «العلماء ورثة الأنبیاء» است؛ در حالی که نه در آدرسی که ذکر کرده و نه در جای دیگری چنین عبارتی یافت نشد!

قبلا خیالی بودن احادیث دیگری را در کتب امیرمعزی نشان دادیم:
https://t.me/AmirMuezzi/57

در ادامه هم کوشیده است برای تحمیل باطنی‌گری به حدیث «طلب العلم فریضة علی کل مُسْلِم»، «مُسْلِم» را به «مُسَلِّم» تحریف کند! در حالی که این حدیث، شاید بیش از شیعه در منابع اهل سنت مشهور و متداول است (برای نمونه نک‍: سنن ابن ماجه، ت الأرنؤوط، ۱/ ۱۵۱).

........
[۱] در ترجمه فارسی: «وارث» که غلط است.

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
  • ❤ 1
Post #86 868
نقد امیرمعزی (۱۶)

اطلاعات موهوم امیرمعزی درباره کتاب الغیبة حسن بن محبوب!

امیرمعزی نوشته است:
حسن بن محبوب سراد کوفی (م. ۲۲۴/ ۸۳۸)، از شاگردان امام هشتم و مؤلف کتاب الغیبة که با نام المشیخة نیز معروف است. المشیخة یکی از منابعی است که در مورد موضوع غیبت مهدی (عج) مورد استفاده نویسندگان بعدی قرار گرفته است.
📘راهنمای ربانی، ص۲۴۱)

برای این ادعا تنها به «آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ج۲۱، ص۶۹، ش۳۹۹۵» ارجاع داده است؛ اما وقتی به ارجاع یادشده مراجعه می‌کنیم هیچ مطلبی مرتبط با «الغیبة» نمی‌یابیم:
۳۹۹۵: المشيخة لأبي علي الحسن بن محبوب السراد البجلي الكوفي، من أصحاب الإجماع واحد الأركان الأربعة في عصره و الراوي عن الرضا (ع) و عن ستين رجلا من أصحاب الصادق (ع)، و المتوفى سنة أربع و عشرين و مائتين عن خمس و ستين سنة، و قد مر مبوب كتاب مشيخة الحسن بن محبوب متعددا في (۱۹: ۵۷) و يأتي منتخبه الذي انتخبه الشهيد الثاني عنه بخطه في قرب ألف حديث و ذكر الشيخ في الفهرست طريقا خاصا إلى المشيخة.
📘الذّريعة، ج۲۱، ص۶۹

بلکه خود آقابزرگ در متن بالا به الذّريعة، ج۱۹، ص۵۷ ارجاع داده که در آن جا تصریح کرده داود بن کوره، مشیخه را بر اساس ابواب فقهی مرتب کرده است.

بدون شک، توضیحاتِ امیرمعزی موهوم است؛ زیرا:

۱. هیچ کتابی به نام «الغیبة» برای حسن بن محبوب یاد نشده است.

۲. «المشیخة» چنان که از نامش برمی‌آید، اساساً کتاب موضوع‌محوری نبوده تا ادعا شود موضوعش الغیبة بوده است!

۳. روایات برجای‌مانده از المشیخة غالباً فقهی است. ابن ادریس در مستطرفات سرائر ۴۵ روایت از مشیخه حسن بن محبوب آورده (السرائر، ج‏۳، ص۵۸۹-۶۰۰) که هیچ یک مربوط به غیبت نیست. ۳۲ حدیث آن فقهی و ۱۳ حدیث آن اخلاقی یا موضوعات پراکنده است که بی‌ارتباط با فقه نیست.

دیگر روایاتی نیز که به تصریح از مشیخه حسن بن محبوب روایت شده در موضوعات پراکنده‌ای است که عمدتاً فقهی است مانند: غسل (تهذيب الأحكام، ج‏۱، ص۱۲۱)، غنائم (تهذیب الأحکام، ج‏۶، ص۱۶۰)، تزویج دختر (تهذيب الأحكام، ج‏۷، ص۳۸۳)، قرعه (فتح الأبواب، ص۲۷۱)، دعا (محاسبة النفس، ص۳۶)، آداب نماز (فلاح السائل، ص۱۵۷)، زیارت (فرحة الغري، ص۱۰۱)، خیرات برای اموات (عوالي اللئالي، ج‏۱، ص۳۴۰).

۴. مشیخه باب‌بندی موضوع نداشته و داود بن کوره آن را بر اساس ابواب فقه مرتب کرده است:
داود بن كورة أبو سليمان القمي‏ و هو الذي بوب كتاب النوادر لأحمد بن محمد بن عيسى، و كتاب المشيخة للحسن بن محبوب السراد على معاني‏ الفقه.
📘رجال النجاشي، ص۱۵۸

۵. طبرسی گفته است که در مشیخه ابن محبوب روایاتی درباره غیبت بوده است نه این که موضوع کتاب، غیبت باشد:
و من جملة ثقات المحدثين و المصنفين من‏ الشيعة الحسن‏ بن‏ محبوب‏ الزراد و قد صنف كتاب المشيخة الذي هو في أصول الشيعة أشهر من كتاب المزني و أمثاله قبل زمان الغيبة بأكثر من مائة سنة ذكر فيه بعض ما أوردناه من أخبار الغيبة فوافق الخبر الخبر و حصل كل ما تضمنه الخبر بلا اختلاف‏ وَ مِنْ جُمْلَةِ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْخَارِقِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لِقَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ غَيْبَتَانِ ...
📘إعلام الورى، ط القديمة، ص۴۴۳-۴۴۴؛ كشف الغمة، ط القديمة، ج‏۲، ص۵۲۹

#امیرمعزی
@AmirMuezzi
Post #84 771
کتاب موهوم الغیبة حسن بن محبوب!

چنان که گفتیم بسیاری از ارجاعات امیرمعزی موهوم و بی‌ارتباط با نقل یا مدعای او است. نمونه‌ای از این ارجاعات گمراه‌گننده را در بالا می‌بینید.

توضیح در فرسته بعد

#امیرمعزی
Older posts →

About this channel

How can I read @amirmuezzi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نقد محمدعلی امیرمعزی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نقد محمدعلی امیرمعزی have?
نقد محمدعلی امیرمعزی (@amirmuezzi) has 437 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نقد محمدعلی امیرمعزی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →