عدم مراجعه به منابع و انتسابهای نادرست به اشخاص
امیرمعزی در موارد بسیار، مراجعه دقیقی به منابع اصلی نداشته و احتمالاً به علت استفاده از منابع واسطه، مطالب نادرستی را به منابع اصلی نسبت میدهد. در این جا دو نمونه ذکر میشود.
نمونه اول: نسبت دادن سخن مجاهد به ابن کثیر
امیرمعزی مینویسد:
ابن کثیر (متوفی ۷۷۴ /۱۳۷۳)، نویسنده طرفدار عباسیان پا را فراتر مینهد و میگوید تا جایی که وی اطلاع دارد پیامبر عمل تحنیک را فقط درمورد ابن عباس به جا آورده و از آب دهان خویش در کام او ریخته بود. در حالی که باورپذیر نیست ابن کثیر دست کم از برخی روایات منقول از آثار بزرگ حدیثی که پیشتر ذکر شد، اطلاعی نداشته باشد.📚امیرمعزی، علی راز سر به مهر، ص۱۹۰؛ و نیز نک: امیرمعزی، تشیع، ریشهها و باورهای عرفانی، ص۴۵
متن منبع مورد استناد امیرمعزی چنین است:
قَالَ مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزنجي المكيّ عن ابن نَجِيحٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ. قَالَ: لَمَّا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الشِّعْبِ جَاءَ أُبَيٌّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ له: يَا مُحَمَّدُ أَرَى أُمَّ الْفَضْلِ قَدِ اشْتَمَلَتْ عَلَى حَمْلٍ، فَقَالَ: «لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يُقِرَّ أعينكم» . قال: فلما ولدتني أتى بِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا فِي خِرْقَةٍ فَحَنَّكَنِي بِرِيقِهِ. قَالَ مُجَاهِدٌ: فَلَا نَعْلَمُ أَحَدًا حَنَّكَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِرِيقِهِ غَيْرَهُ.📚ابن كثير، البداية والنهاية، ط الفكر، ۸/ ۲۹۵
چنان که میبینیم این سخن، منسوب به مجاهد بن جبر (د. ۱۰۴ ق.) است و ابن کثیر (د. ۷۷۴ ق.) تنها آن را نقل کرده است. قبل از ابن کثیر، سلیمان بن احمد طبرانی (د. ۳۶۰ ق.) (المعجم الكبير، ۱۰/ ۲۳۳)، ابو نعیم اصفهانی (د. ۴۳۰ ق.) (معرفة الصحابة، ۳/ ۱۷۰۱)، ابن عساکر (د. ۵۷۱ ق.) (تاريخ دمشق، ۲۹/ ۲۸۸)، ابن منظور (د. ۷۱۱ ق.) (مختصر تاريخ دمشق، ۱۲/ ۲۹۴)، مغلطای (د. ۷۶۲ ق.) (إكمال تهذيب الكمال، ۸/ ۱۱) و دیگران این سخن منسوب به مجاهد را در کتابهای خود نقل کردهاند.
امیرمعزی بدون مراجعه دقیق به منبع، آن را از خودِ ابن کثیر پنداشته و مورد اعتراض، نقد و تحلیل قرار داده است.
از آن جا که ابن کثیر صریحاً آن را به مجاهد نسبت داده، احتمال میرود که امیرمعزی اصلاً به متن کتاب مراجعه نکرده باشد و آن را از منبع واسطهای گرفته باشد که در این صورت ارجاع به منبع اصلی خلاف روش علمی است.
نمونه دوم: انتساب روایت ابن حزم به الکندی
کازانوا حدیث نبوی دیگری از خطط اثر مقریزی (متوفی ۸۴۵ /۱۴۴۲) نقل میکند ... مقریزی خود به نقل از کندی (متوفی در حوالی ۲۶۰ /۸۷۳-۸۷۴) این سخن حضرت محمد را آورده است که به امتش خطاب میکند: «مدت زمانی که از عمر شما باقی مانده، در مقایسه با امتهایی که پیش از شما بودهاند، همانند تعداد موهای سفید بر پوست گاو سیاه [یا موهای سیاه بر پوست گاو سفید] است.» یعنی زمانی بسیار کوتاه.📚امیرمعزی، علی راز سربهمهر، ص۱۰۹
امیرمعزی بر کازانوا اتکا کرده در حالی که اگر به منبع اصلی مراجعه میکرد میدید که این روایت از ابن حزم است نه کندی:
وقال يعقوب بن إسحاق الكنديّ: مدّة ملة الإسلام ستمائة وثلاث وتسعون سنة. وقال الفقيه الحافظ أبو محمد عليّ بن أحمد بن سعيد بن حزم: وأما اختلاف الناس في التاريخ، فإنّ اليهود يقولون: أربعة آلاف سنة، والنصارى يقولون: الدنيا خمسة آلاف سنة، وأما نحن يعني أهل الإسلام، فلا نقطع على علم عدد معروف عندنا، ومن ادّعى في ذلك سبعة آلاف سنة أو أكثر أو أقلّ فقد قال ما لم يأت قط عن رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فيه لفظة تصح، بل صح عنه عليه السلام خلافه، بل نقطع على أن للدنيا أمدا لا يعلمه إلا الله تعالى، قال الله تعالى: ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ [الكهف/ ۵۱] ، وقال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: «ما أنتم في الأمم قبلكم إلا كالشعرة البيضاء في الثور الأسود والشعرة السوداء في الثور الأبيض» . وهذه نسبة من تدبرها، وعرف مقدار عدد أهل الإسلام، ونسبة ما بأيديهم من معمور الأرض، وإنه الأكثر علم أن للدنيا أمدا لا يعلمه إلا الله تعالى ...📚المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار، ۲/ ۱۷
با کمترین مراجعه روشن میشد که نسبت این روایت به کندی غلط است.
در کتاب خود ابن حزم نیز این مطلب موجود است. (الفصل في الملل والأهواء والنحل، ۲/ ۸۴؛ و نیز نک: الإحكام في أصول الأحكام، ۴/ ۲۰۰)
ضمناً ترجمه حدیث هم غلط است. حدیث مدت زمان عمر امت اسلام را با امم پیشین مقایسه نکرده؛ بلکه تعداد مسلمانان را با غیرمسلمانان مقایسه کرده است! (نک: مسند أحمد ت شاكر، ۴/ ۱۹۰؛ صحيح البخاري، ۶/ ۹۸)
#امیرمعزی
@AmirMuezzi