TGViewer
Channel Public Channel
استاد دکتر محمدعلی موحّد

استاد دکتر محمدعلی موحّد

@movahed1302

دکتر موحد یک اثر هنری است
(مصطفی ملکیان)

@hossein246
Subscribers
5.73K
Photos
834
Videos
78
Links
115
Recent Posts 20 shown
Post #2287 1.45K
طنّازی شمس تبریزی

در میان آن همه فتنه و آشوب و غوغایی که حضورِ شمس در جمع مریدان مولانا برانگیخته بود؛ سخنی از او در مقالات هست که به طرز شگفتی نشان می‌دهد او چگونه با آسوده‌خیالی و خوش‌باشی و طنّازیِ خاص خود، کُلِ ماجرا را از منظری بلند، انگار همچون بازی و نمایشی مضحک و خنده‌‌‌دار می‌نگریست. می‌گوید این مریدان مولانا که گمان می‌کنند من پیر آنها را از کف ایشان ربوده‌ام و به همین خاطر، از غایتِ غیرت، برای بیرون راندن من از میدان، دست به هر کاری می‌زنند، احمق بودند؛ چه اگر احمق نبودند اصلا نیازی به این همه دسیسه و تکاپو و تقلا نبود. کافی بود هر کدام دخل و درآمدِ یکسال خود را همچون رشوه یا پاداشی به من می‌دادند. در این صورت من هم زحمت را کم می‌کردم و می‌رفتم.

تا این‌جای حرف شمس خیلی عجیب نیست. شاید هم اگر واقعا این خواسته را مطرح می‌کرد برای ختم غائله، بی‌چون و چرا با اجابتِ مریدان مولانا همراه می‌شد. رندی و بازیگوشی شمس، زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در ادامه می‌گوید پس از حصول این نقد که احتمالا ده دوازده هزاری می‌شد به مولانا پنهانی پیغام می‌دادم که ای مولانا چیزکی نقد شد، برخیز تا برویم. می‌رفتیم و با این پولِ، خوش می‌بودیم و آن‌گاه پس از مدتی بازمی‌گشتیم!

بهتر است خودتان عین عبارات شمس را بخوانید و لذت ببرید:

«این مریدان احمق بودند واگرنه هر کسی دخل یکسالینه‌ٔ خود به من دادندی که این بِستان و برو. ده دوازده هزاری حاصل شدی. من به نهان پیغام کردمی که ای مولانا چیزکی نقد حاصل شد خیز تا برویم. برخاستیمی با آن مدتی خوش بودیمی آنگاه بازآمدیمی».
( مقالات شمس، چاپ استاد موحد، ص۲۳۳)

@irajrezaie
  • ❤ 54
  • 👌 6
  • 🥰 1
  • 🤔 1
Post #2286 1.95K
اهلِ جنگ را چگونه مَحرم اسرار کنند؟
مقالات شمس تبریزی، تصحیح استاد موحد، ص۶۰۸


هفتم مهر، روز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک‌ باد!🌻

@movahed1302
  • ❤ 46
  • 🔥 3
  • 👏 2
  • 🤔 2
  • 👍 1
Post #2285 2.11K

Forwarded from استاد دکتر محمدعلی موحّد

[استاد موحد خطاب به معلمان]: باید به کودکان ما بیاموزید هنر دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن است. مدرسه آموزشگاه دوستی‌های دیرپا، بی‌غل و غش و خالی از طمع و ریا است؛ یک جاذبه مرموز ملکوتی است که بچه‌ها را به سوی همدیگر می‌کشاند و آنان بدون ملاحظه وابستگی‌های خانوادگی، بدون توجه به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدین‌شان با یکدیگر می‌جوشند و دوست می‌شوند و این امر مقدسی است؛ بکوشید تا بچه‌ها قدر این دوستی‌ها را بشناسند و رشته مودتی را که با صفا و صمیمیت در میان‌شان برقرار می‌شود همچنان پاک و بی‌آلایش نگه دارند و این دوستی‌ها را توشه زندگی خود بدانند.
@movahed1302
  • ❤ 92
  • 👏 6
  • 🕊 1
Post #2284 2.33K
🍃 برگی از خاطرات| دیدار نوروزی مصطفی ملکیان با محمدعلی موحد| سال ۱۴۰۴

@mostafamalekian
  • ❤ 40
  • 🤔 1
  • 😱 1
  • 🤡 1
Post #2283 2.42K

Forwarded from گل های معرفت

آواز سنگ و صخره

"من یک‌بار زیر عمل جراحی رفتم و به مدت دو هفته در بیمارستان عمومی ماساچوست واقع در شهر بوستون بستری شدم. هنگامی که دوران نقاهت را می‌گذراندم، رؤیت عجیبی برایم اتفاق افتاد.
من همه چیز را به وضوح و روشنی خارق‌العاده‌ای می‌دیدم و از آن به حیرت می‌افتادم. از مشاهده‌ی اشیای اطرافم تعجب می‌کردم و در برابر قدرت الهی به تواضع می‌افتادم. با مشاهده‌ی درختی که در بیرون پنجره‌ی اتاقم وجود داشت، اشک می‌‌ریختم.
در آن دوران مشغولِ خواندن کتاب برادران کارامازوف اثر داستایفسکی بودم و به قدری تحت تاثیر آن کتاب و وقایع اطرافم قرار گرفته بودم که هر روز بیش از چند سطر نمی‌توانستم بخوانم و ناچار می‌شدم کتاب را زمین بگذارم.
روزی در کنار پنجره ایستاده بودم و به ابرها و آسمان می‌نگریستم که ناگهان تحت‌تأثیر نظام عالَم قرار گرفتم.
صدای آواز خواندن سیّارات و غرّشِ آهسته و عمیقِ سنگ‌ها و صخره‌ها را به راحتی می‌شنیدم. من همه چیز را به خوبی درک می‌کردم. این نظام به قدری زیبا بود که قطرات اشک از گونه‌هایم سرازیر شد. و خارق‌العاده‌تر از همه آنکه هنگامی که از پنجره نگاهی به بیرون انداختم، متوجه شدم که تمام برگ‌های درختان و حتی چمن‌های خیابان از نوری باطنی به درخشش درآمده بودند. من نوری عجیب را مشاهده کردم که از پوست مردم بیرون می‌جهید و از دست و چهره‌های پرستاران بیمارستان و حتی بیماران آن بخش ساطع می‌‌گشت(همه مگر یک بیمار! بیماری در آن بخش حضور داشت که دائماً در راهروی بیمارستان ورزش می‌کرد. متاسفانه او در غباری سیاه و غلیظ احاطه شده بود بطوری که من منزجر و وحشت‌زده عقب رفتم تا او را نبینم). دیگران در نوری تابان غوطه‌ور بودند.
هنگامی که سرانجام به واشنگتن برگشتم و به باغچه‌ی خانه‌ام قدم نهادم، در برابر تلألؤ و درخشش عجیبی که از برگ‌ها و چمن‌ها و هر موجود زنده‌ای بیرون می‌زد، به حالت سجده و سپاس زانو بر زمین نهادم. می‌گفتم: "ببینید! این نور را ببینید!" اما ناگهان به خود می‌آمدم و متوجه می‌شدم که دیگران قادر به رؤیت آن نورِ درخشان و زیبا نیستند. من به مدت دو هفته قادر به دیدن درخشش کرهٔ زمین و تمام موجودات آن بودم و سپس همه چیز کم‌کم از بین رفت."

(کتاب فرشتگان، سوفی بُرنهام، ترجمهٔ فریده مهدوی دامغانی، نشر پیکان، ص ۲۰۹.)
------------------------------------------
صدای آواز خواندن سیّارات و غرّش آهسته و عمیقِ سنگ‌ها و صخره‌ها را به راحتی می‌شنیدم.

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ (آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است خداوند را تسبیح و نيايش می‌كنند، و اوست پيروزمند فرزانه‏.)
سوره صف، آیه ۱

پس حکیمان گفته‌اند این لحن‌ها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
بانگ گردش‌های چرخ‌ است این که خلق
می‌سرایندش به طنبور و به حلق
(مثنوی معنوی، دفتر چهارم، تصحیح استاد موحد)

@golhaymarefat
  • ❤ 40
  • 👌 2
  • ❤‍🔥 1
Post #2282 4.28K
🔹شمس تبریز معمارِ کلمات

♦️دکتر ایرج رضایی


«هنوز ما را اهلیّتِ گفت نیست.
کاشکی اهلیّتِ شُنودن بودی!
تمام گفتن می‌باید و تمام شنودن.
بر دل‌ها مُهر است و
بر زبان‌ها مُهر است و
بر گوش‌ها مُهر است.»

(مقالات شمس تبریزی، تصحیح استاد موحد، ص ۲۳۳)

شمس اهل نوشتن نبود. خود می‌گفت سخن را چون نمی‌نویسم، در من می‌ماند و هر لحظه مرا رویی تازه می‌نماید. این ترجیحِ گفتار بر نوشتار، تصادفی نیست. نوشتار کلام را تثبیت می‌کند و سخنِ تثبیت‌شده ناگزیر از طراوتِ لحظه فاصله می‌گیرد. اما کلامی که هر دم از نو زاده می‌شود، می‌تواند هم‌زمان دقیق، فشرده، متناسب و آهنگین باشد؛ گویی هندسه‌ای زنده در حال شکل‌گرفتن است، نه نقشه‌ای از پیش کشیده‌ شده.

آن‌چه در نوشتار معمولاً با بازنویسی و ویرایش‌های مکرر به دست می‌آید، در سخن شمس گویی در همان لحظه‌ی نخست به یک‌باره حاضر است. این‌که کسی بتواند در گفتار، احتمالا به گونه‌ای آنی و ناگهانی، چنین معماریِ دقیقی از کلمات بسازد، شگفت‌آور است. پنداری ساختارِ کلام از پیش در وجودش شکل گرفته و فقط منتظر است تا به اقتضای وقت، در دم و لحظه‌ای مناسب بر زبان او جاری شود.

نمونه‌ای کوچک اما گویا از این هندسه را در سخن او، می‌توان در ترتیبِ سه واژه دید: دل، زبان، گوش. این سه تصادفی در کنار هم ننشسته‌اند. سخن باید از دل برخیزد، از زبان بگذرد و در گوش بنشیند. اگر دل بسته باشد، سخن ریشه ندارد؛ اگر زبان بسته باشد، سخن راهی به بیرون پیدا نمی‌کند؛ و اگر گوش بسته باشد، سخن به مقصد نمی‌رسد. هر یک از این سه که مُهر خورده باشد، ارتباطِ واقعی مختل می‌شود. این ترتیب، خودِ یک هندسه‌ی کوچک است: مسیرِ کاملِ کلام از درون به بیرون و دوباره به درونِ دیگری.

از همین‌رو ایجاز و هارمونیِ کلام شمس را نباید صرفاً حاصل ویرایش‌های پیاپی دانست. این کیفیت نتیجه‌ی حضور تمام‌عیار او در لحظه‌ی گفتن است. کلام او پیشاپیش ساخته نمی‌شود تا سپس بیان گردد؛ بلکه در همان دم که بر زبان می‌آید، شکل نهایی خود را پیدا می‌کند. فکر و صورت زبانیِ فکر در یک لحظه به هم می‌رسند.

راز دلربایی شمس از مولانا نیز شاید تا حد زیادی همین بوده است. مولانا خود بدان معترف است:

قلائدهای دُر دارد بناگوشِ ضمیرِ من
از آن الفاظِ وحی‌آسایِ شکّربارِ شمس‌الدین

الفاظی که چون وحی تازه‌ و زنده‌اند و چون شکر در گوشِ ضمیر می‌نشینند و زنجیره‌ای از مروارید بر آن می‌نشانند. در چنین سخنی، دل و زبان و گوش دیگر سه عضوِ جدا از هم نیستند؛ سه وجهِ یک حضور واحدند. و شاید راز آن «اهلیّتِ گفت و شنود» که شمس از فقدانش سخن می‌گوید، درست در همین‌جا نهفته باشد: تا کلام از نو زنده نشود، نه گفتن تمام است و نه شنیدن. شرط این زندگی آن است که سخنور در سخنش به تمام و کمال زیسته باشد. قال او، نه نقل از این و آن، بلکه چیزی جز بیان حال او نباشد.
@irajrezaie
  • ❤ 39
  • 👏 1
Post #2281 2.68K
هنوز ما را اهلیّتِ گفت نیست
کاشکی اهلیَّتِ شُنُودَن بودی!
تمام گفتن می‌باید و
تمام شُنُودَن!
بر دل‌ها مُهر است و
             بر زبان‌ها مُهر است و
                     بر گوش‌ها مُهر است
.

مقالات شمس تبریزی، تصحیح استاد موحد، ص۲۳۳.

@movahed1302
  • ❤ 44
  • 💔 2
  • 👍 1
Post #2280 2.63K
تا قلعه از آنِ یاغی بُوَد، ویران کردن او واجب بُوَد و موجبِ خلعت بُوَد؛ و آبادان کردنِ آن قلعه، خیانت بُوَد و معصیت بُوَد.
چون قلعه از یاغی بستدند و عَلَم‌های پادشاه برآوردند، بلکه پادشاه در آمد در قلعه، بعد از آن ویران و خراب کردنِ قلعه، غَدر باشد و خیانت؛ و آبادان کردنِ آن فرضِ عین و طاعت و خدمت.
(مقالات شمس‌تبریزی، تصحیح استاد محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۵، ص۷۳).

@movahed1302
  • ❤ 35
  • 👍 3
Post #2279 3.42K
استاد دکتر محمدعلی موحّد این جفای خَلق با تو در جهان گر بدانی، گنجِ زر آمد نهان خَلق را با تو چنین بدخو کنند تا تو را ناچار رو آن‌سو کنند... مثنوی معنوی، تصحیح استاد موحّد، ج ۲، ص ۱۰۹۷. @majmaeparishani
رسولُ اللّه ِ(ص): لَولا ثلاثةٌ في ابنِ آدمَ ما طَأْطَأ رأسَهُ شَيءٌ: المَرضُ، و المَوتُ، و الفَقرُ، و كلُّهنَّ فيهِ، و إنّه لَمَعهُنَّ لَوثّابٌ!
پيامبر خدا فرمود :اگر سه [نقطه ضعف] در آدمى نبود، چيزى سر او را فرود نمى آورد: بيمارى، مرگ و فقر. اين هر سه را دارد و با اين حال چموشى و سرکشی مى كند.
 -الخصال، ج۱، ص ۱۱۳.

@movahed1302
  • ❤ 39
  • 👌 6
Post #2278 3.14K
این جفای خَلق با تو در جهان
گر بدانی، گنجِ زر آمد نهان

خَلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آن‌سو کنند...



مثنوی معنوی، تصحیح استاد موحّد، ج ۲، ص ۱۰۹۷.


@majmaeparishani
  • ❤ 44
  • 👍 2
Post #2277 4.04K
🔴 ما به آزادی نیاز داریم تا بتوانیم از سوء استفادهٔ حکومت از قدرت جلوگیری کنیم و به حکومت نیاز داریم تا از سوء استفاده از آزادی جلوگیری به عمل آوریم.

در هوای حق و عدالت،
دکتر محمدعلی موحد، ص ۳۴۷.
  • ❤ 47
  • 👏 9
  • 👍 6
Post #2276 3K

Forwarded from محمدحسین افشار (محمدحسین افشار)

«...گفته‌ی حق باشد که:

إِذا أَحْبَبْتُ عَبْداً کُنْتُ لَهُ سَمْعاً و بَصَراً و یَداً و لِساناً، فَبي یَسْمَعُ و بي یُبْصِرُ و بي یَبْطُشُ و بي یَتَکَلَّم»
(ص ۱۲۱)


هر آن‌گاه که بنده‌ای را دوست بدارم چشم و گوش و دست و زبان او می‌شوم، پس او از طریق من می‌بیند و به وسیله‌ی من می‌شنود و با دست‌های من در آغوش می‌گیرد و با زبان من حرف می‌زند!




📘 #رساله‌ی‌سپهسالار، فریدون سپهسالار، تصحیح و توضیح محمدعلی و صمد موحد، انتشارات کارنامه ۱۳۹۱



📎 ترجمه‌ی تحت‌اللفظی از بنده است.
  • ❤ 34
  • ❤‍🔥 1
Post #2273 3.38K

Forwarded from گل های معرفت

یادداشت کوتاه دوستِ خوبم جناب دکتر ایرج رضایی عزیز در باب هنروری و بلاغت مولانا- با اشاره به غزل فوق:

بلاغت مولانا شگفت‌آور است:
«سایهٔ دولت او بر همگان تابان باد!»

چه اعجاز و لطف و ظرافتی در این تصویر هست!
و بیت آخر که صد بنامیزد و الله اکبر دارد:
شمس تبریز تویی واقف اسرار رسول
نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد
!

حقیقت تاریخی محمد[ص] هر چه باشد، تصویری که مولانا از او نقش می‌زند چیز دیگری است.
می‌فرماید: نام شیرین تو درمان باد.
درمان چه دردی؟ گمشدگی!
  • ❤ 35
Post #2272 2.62K

Forwarded from گل های معرفت

هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
هله پیوسته دلِ عشق ز تو شادان باد

غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند
همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد

چونکه سرزیر شود توبه کند بازآید
نیک و بد نیک شود دولتِ تو سلطان باد

نورِ احمد نَهِلد گبر و جهودی به جهان
سایهٔ دولتِ او بر همگان تابان باد

گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد
مصطفی بر رهِ حق تا به ابد رَهبان باد

آن خیالِ خوشِ او مشعلهٔ دل‌ها باد
وآن نمکدانِ خوشش بر زَبَرِ این خوان باد

کمترین ساغر بزمِ خوشِ او شد کوثر
دلِ چون شیشهٔ ما هم قَدَحِ ایشان باد

شمس تبریز تویی واقفِ اسرارِ رسول
نامِ شیرین تو هر گمشده را درمان باد!
دیوان شمس، غزل شماره ۷۹۲

@golhaymarefat
  • ❤ 44
Post #2270 3.34K
محمد‌علی موحد

دکتر موحد را سال‌های دراز است که می‌شناسم. از الطاف و عنایات‌اش برخوردارم و زبانم از شکر این نعمت قاصرست.
سال‌ها پیش از آشنایی و مراوده‌ی مستقیم با واسطه‌ی آثارش با او آشنایی یافته بودم. اگر حافظه‌ام درست یاری کند نخستین بار در بخش کتاب‌های مرجع و سالن مطالعه‌ی کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات و علوم‌انسانی دانشگاه تبریز و تورق ترجمه‌ی سفرنامه‌ی ابن بطوطه بود که با نام  و قلم او آشنا شدم. در آن هنگام جوانی نوزده بیست ساله بودم و از هیاهوی روزگار به کتاب و کتابخانه پناه می‌بردم. لذت مطالعه اندوه زندگی را می‌زدود. مست و سرخوش می‌شدم. دل و جان فسرده‌ام با خواندن هر کتاب و مقاله و نوشته از نو شاداب می‌شد و نیرو می‌گرفت. کتاب‌ها در حکم چراغ‌هایی بودند که زندگی در ظلمات زمانه را برای من ممکن می‌کردند. ترجمه‌ی سفرنامه‌ی ابن‌بطوطه بسیار لذیذ و جذاب بود. قلم مترجم کولاک کرده بود. ترجمه‌ای بود نبوغ‌آسا. همین تجربه کافی بود تا دیگر دست از دامن صاحب این قلم استثنایی و زیبا برندارم. چندی بعد کتاب نفت ما و مسائل حقوقی آن را کشف کردم. می‌گویم کشف، چون برای جان تشنه و ذهن پر از پرسش من که درگیری عمیقی با تاریخ معاصر ایران و مسائل و مباحث آن پیدا کرده بود برخورد با آن کتاب براستی در حکم کشف گنج بود. پس از آن به ترجمه‌ی کتاب دنیل دنت مالیات سرانه و تاثیر آن در گرایش به اسلام برخوردم. کتابی خاص در موضوعی مهم که با دقتی کم‌مانند به فارسی برگردانده شده بود. این راه در سال‌های بعد همچنان پیموده شد. آثار موحد، تصحیح و ترجمه و تحقیق و تالیف، یکی پس از دیگری منتشر می‌شدند و من با ولع بسیار می‌خواندم و ...
موحد در هر حوزه‌ای وارد شده سنگ‌تمام گذاشته است. مرادم البته این نیست که کارها و آثارش کاستی ندارند. کار همه‌ی آدمیزدگان، هرکه و در هر جایگاهی از دانش و اندیشه که باشند، به درجات معروض نقص و خطا و کاستی‌ست. مرادم این است که موحد در هر موضوعی که کار کرده همه‌ی توش و توان خود را به کار گرفته و با دقت و پشتکار و همتی مثال‌زدنی به انجام رسانده است و این فضیلت و هنری است که باید کسب کرد و آموخت. از موحد - و امثال او - نه فقط روش و بینش، که پیش و بیش از آن منش را باید فراگرفت و پیروی کرد. منش‌تحقیق و منش‌محققانه مقدم و اولی‌ست بر روش تحقیق.
این چیزی‌ست که امروزه در دانشگاه‌های ما کمتر یاد می‌دهند. برنامه‌های درسی و نظام آموزشی ما به روش تحقیق تاکید می‌کند اما به درجات نسبت به « منش تحقیق » و یا به عبارت دیگر « منش محققانه » غفلت می‌ورزد و بی‌توجه یا کم‌توجه است. آن‌چه که محقق می‌سازد، بیش و پیش از هرچیز، منش است نه روش و از این بابت موحدها نمونه‌های عالی و مثال‌زدنی‌اند.
اگر عمری باشد و توفیقی رفیق راه شود، تفصیل این بحث را در جای دیگر، در یک کتاب در دست نگارش با عنوان منش‌تحقیق، خواهم آورد. اینجا فقط خواستم به‌نوبه‌ی خود به موحد، به عنوان یکی از نمادهای بزرگ فرهنگ و دانش امروز ایران، ادای دینی کرده باشم. درباره‌ی او تاکنون بسبار گفته‌اند و خواهند گفت. نشست‌های گوناگون درباره‌ی زندگی و کارنامه و آثارش برگزار شده و همچنان خواهد شد. در این میان این چند خطی که من نوشتم چندان به حساب نمی‌آید. قصدم این بود ادای احترامی کرده باشم. همین و بس.
@hichestandr
داریوش رحمانیان
  • ❤ 24
Post #2269 2K

Forwarded from تاریخ‌شناسی (حسن حضرتی)

اوضاع مراکز آرشیوی ایران همچنان بر همین منوال است که استاد موحد شصت سال پیش وصف کرده‌اند. دریغ از اندکی تغییر و بهبودی!!!
  • ❤ 11
  • 💔 2
Older posts →

About this channel

How can I read @movahed1302 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for استاد دکتر محمدعلی موحّد: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does استاد دکتر محمدعلی موحّد have?
استاد دکتر محمدعلی موحّد (@movahed1302) has 5.73K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does استاد دکتر محمدعلی موحّد know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →