دکتر موحد را سالهای دراز است که میشناسم. از الطاف و عنایاتاش برخوردارم و زبانم از شکر این نعمت قاصرست.
سالها پیش از آشنایی و مراودهی مستقیم با واسطهی آثارش با او آشنایی یافته بودم. اگر حافظهام درست یاری کند نخستین بار در بخش کتابهای مرجع و سالن مطالعهی کتابخانهی دانشکدهی ادبیات و علومانسانی دانشگاه تبریز و تورق ترجمهی سفرنامهی ابن بطوطه بود که با نام و قلم او آشنا شدم. در آن هنگام جوانی نوزده بیست ساله بودم و از هیاهوی روزگار به کتاب و کتابخانه پناه میبردم. لذت مطالعه اندوه زندگی را میزدود. مست و سرخوش میشدم. دل و جان فسردهام با خواندن هر کتاب و مقاله و نوشته از نو شاداب میشد و نیرو میگرفت. کتابها در حکم چراغهایی بودند که زندگی در ظلمات زمانه را برای من ممکن میکردند. ترجمهی سفرنامهی ابنبطوطه بسیار لذیذ و جذاب بود. قلم مترجم کولاک کرده بود. ترجمهای بود نبوغآسا. همین تجربه کافی بود تا دیگر دست از دامن صاحب این قلم استثنایی و زیبا برندارم. چندی بعد کتاب نفت ما و مسائل حقوقی آن را کشف کردم. میگویم کشف، چون برای جان تشنه و ذهن پر از پرسش من که درگیری عمیقی با تاریخ معاصر ایران و مسائل و مباحث آن پیدا کرده بود برخورد با آن کتاب براستی در حکم کشف گنج بود. پس از آن به ترجمهی کتاب دنیل دنت مالیات سرانه و تاثیر آن در گرایش به اسلام برخوردم. کتابی خاص در موضوعی مهم که با دقتی کممانند به فارسی برگردانده شده بود. این راه در سالهای بعد همچنان پیموده شد. آثار موحد، تصحیح و ترجمه و تحقیق و تالیف، یکی پس از دیگری منتشر میشدند و من با ولع بسیار میخواندم و ...
موحد در هر حوزهای وارد شده سنگتمام گذاشته است. مرادم البته این نیست که کارها و آثارش کاستی ندارند. کار همهی آدمیزدگان، هرکه و در هر جایگاهی از دانش و اندیشه که باشند، به درجات معروض نقص و خطا و کاستیست. مرادم این است که موحد در هر موضوعی که کار کرده همهی توش و توان خود را به کار گرفته و با دقت و پشتکار و همتی مثالزدنی به انجام رسانده است و این فضیلت و هنری است که باید کسب کرد و آموخت. از موحد - و امثال او - نه فقط روش و بینش، که پیش و بیش از آن منش را باید فراگرفت و پیروی کرد. منشتحقیق و منشمحققانه مقدم و اولیست بر روش تحقیق.
این چیزیست که امروزه در دانشگاههای ما کمتر یاد میدهند. برنامههای درسی و نظام آموزشی ما به روش تحقیق تاکید میکند اما به درجات نسبت به « منش تحقیق » و یا به عبارت دیگر « منش محققانه » غفلت میورزد و بیتوجه یا کمتوجه است. آنچه که محقق میسازد، بیش و پیش از هرچیز، منش است نه روش و از این بابت موحدها نمونههای عالی و مثالزدنیاند.
اگر عمری باشد و توفیقی رفیق راه شود، تفصیل این بحث را در جای دیگر، در یک کتاب در دست نگارش با عنوان منشتحقیق، خواهم آورد. اینجا فقط خواستم بهنوبهی خود به موحد، به عنوان یکی از نمادهای بزرگ فرهنگ و دانش امروز ایران، ادای دینی کرده باشم. دربارهی او تاکنون بسبار گفتهاند و خواهند گفت. نشستهای گوناگون دربارهی زندگی و کارنامه و آثارش برگزار شده و همچنان خواهد شد. در این میان این چند خطی که من نوشتم چندان به حساب نمیآید. قصدم این بود ادای احترامی کرده باشم. همین و بس.
@hichestandr
داریوش رحمانیان