"من یکبار زیر عمل جراحی رفتم و به مدت دو هفته در بیمارستان عمومی ماساچوست واقع در شهر بوستون بستری شدم. هنگامی که دوران نقاهت را میگذراندم، رؤیت عجیبی برایم اتفاق افتاد.
من همه چیز را به وضوح و روشنی خارقالعادهای میدیدم و از آن به حیرت میافتادم. از مشاهدهی اشیای اطرافم تعجب میکردم و در برابر قدرت الهی به تواضع میافتادم. با مشاهدهی درختی که در بیرون پنجرهی اتاقم وجود داشت، اشک میریختم.
در آن دوران مشغولِ خواندن کتاب برادران کارامازوف اثر داستایفسکی بودم و به قدری تحت تاثیر آن کتاب و وقایع اطرافم قرار گرفته بودم که هر روز بیش از چند سطر نمیتوانستم بخوانم و ناچار میشدم کتاب را زمین بگذارم.
روزی در کنار پنجره ایستاده بودم و به ابرها و آسمان مینگریستم که ناگهان تحتتأثیر نظام عالَم قرار گرفتم.
صدای آواز خواندن سیّارات و غرّشِ آهسته و عمیقِ سنگها و صخرهها را به راحتی میشنیدم. من همه چیز را به خوبی درک میکردم. این نظام به قدری زیبا بود که قطرات اشک از گونههایم سرازیر شد. و خارقالعادهتر از همه آنکه هنگامی که از پنجره نگاهی به بیرون انداختم، متوجه شدم که تمام برگهای درختان و حتی چمنهای خیابان از نوری باطنی به درخشش درآمده بودند. من نوری عجیب را مشاهده کردم که از پوست مردم بیرون میجهید و از دست و چهرههای پرستاران بیمارستان و حتی بیماران آن بخش ساطع میگشت(همه مگر یک بیمار! بیماری در آن بخش حضور داشت که دائماً در راهروی بیمارستان ورزش میکرد. متاسفانه او در غباری سیاه و غلیظ احاطه شده بود بطوری که من منزجر و وحشتزده عقب رفتم تا او را نبینم). دیگران در نوری تابان غوطهور بودند.
هنگامی که سرانجام به واشنگتن برگشتم و به باغچهی خانهام قدم نهادم، در برابر تلألؤ و درخشش عجیبی که از برگها و چمنها و هر موجود زندهای بیرون میزد، به حالت سجده و سپاس زانو بر زمین نهادم. میگفتم: "ببینید! این نور را ببینید!" اما ناگهان به خود میآمدم و متوجه میشدم که دیگران قادر به رؤیت آن نورِ درخشان و زیبا نیستند. من به مدت دو هفته قادر به دیدن درخشش کرهٔ زمین و تمام موجودات آن بودم و سپس همه چیز کمکم از بین رفت."
(کتاب فرشتگان، سوفی بُرنهام، ترجمهٔ فریده مهدوی دامغانی، نشر پیکان، ص ۲۰۹.)
------------------------------------------
صدای آواز خواندن سیّارات و غرّش آهسته و عمیقِ سنگها و صخرهها را به راحتی میشنیدم.
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ (آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است خداوند را تسبیح و نيايش میكنند، و اوست پيروزمند فرزانه.)
سوره صف، آیه ۱
پس حکیمان گفتهاند این لحنها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
بانگ گردشهای چرخ است این که خلق
میسرایندش به طنبور و به حلق
(مثنوی معنوی، دفتر چهارم، تصحیح استاد موحد)
@golhaymarefat