TGViewer
Channel Public Channel
دقایق زبانی

دقایق زبانی

@language_niceties

در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبان‌های دیگر، به نکته‌های ظریف زبان فارسی می‌پردازم
Subscribers
716
Photos
512
Videos
5
Links
347
Recent Posts 20 shown
Post #1628 96
دقایق زبانی به این وسیله که برای گرم نگه داشتن غذا استفاده می‌شود cloche می‌گویند. a cover (as of metal or ceramic) placed over food during preparation or serving (The Merriam Webster Dictionary) ریشه‌شناسی: واژهٔ فرانسوی‌نیای cloche از cloak (شنل) گرفته شده که خود…

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #1626 98
دقایق زبانی کدام گزینه را برای «پنت‌هاوس» (penthouse) بیشتر می‌پسندید؟
پنت‌هاوس

آپارتمانی مجلل در طبقه‌ای بالا، به‌ویژه طبقهٔ آخر ساختمان
(فرهنگ کالینز)


پنت‌هاوس لزوماً طبقهٔ آخر نیست.


پیشنهادهای واژه‌ورزان:

بام‌خانه (مصوب فرهنگستان)؛

آسمان‌دید،
شهسرا،
تاج‌خانه،
تاج‌سرا،
تاج‌کوشک،
نگین‌سرا،
نگین‌خانه،
آسمان‌کوشک،
آشیان‌کوشک،
کاشکوشک (کاشانه + کوشک)،
کوشکاشیان،
آشیان‌سرا،
فرازکوشک،
دربارنشین،
آسمانه (در معنای نو)،
کاشیان(ه) (کاشانه + آشیان)،
کوشکواره،
افراشتمان،
زیرآسمانی،
زرین‌سرا‌،
بام‌کوشک،
کوشکانه،
فرآشیان،
آسمان‌کنار،
کاخچه،
کاخینه،
دربارسرا،
درباری،
تاجانه،
خوش‌نشین،
آسمان‌بین (نگارنده)؛

آپارسمان (آپارتمان + آسمان، کاربر H. Parsa)؛

شاهنشین (دکتر پاژین)؛

آپارتبام (آپارتمان + بام، آقای عباسی)؛

نوکوشک (نوک + کوشک، استاد زندباف)؛

آسمان‌سرا (کاربر میلاد)؛

بَرسرا (استاد ایران‌پور)؛

سرآسمان/سراسمان (سرا + آسمان، استاد شکرچی)؛

تماشاگه/تماشاگاه (دکتر شمعی).




پ.ن.: مصوب‌های دیگر فرهنگستان در این زمینه:

آپارتمان: کاشانه
بالکن: ایوانک
تراس: بهارخواب / مهتابی
سوئیت: سراچه
لابی: سرسرا
  • ❤ 2
Post #1625 112
دقایق زبانی 🔷 ریشه‌شناسی: واژهٔ iguana از یکی از زبان‌های بومی کارائیب به معنای lizard (مارمولک) گرفته شده است. 🔷 برای معادل ایگوانا (iguana)، پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است: «اژدرمولک»، «سوسمارمولک» (نگارنده)؛ «خرمولک» (استاد ایران‌پور)؛ «شاه‌مارمواک» (استاد زندباف)؛…

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #1624 91

Forwarded from گزین‌گویه‌ها (جدید)

امروز (شنبه ۱۴۰۵/۷/۴) در فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی از استادِ نازنینِ زبان‌شناسی، دکتر مصطفا عاصی، شنیدم که نیم‌فاصله در خطِ فارسی را ایشان در سالِ ۱۳۵۷ ابداع کرده‌است.
حقیقتاً نعمتی است این نیم‌فاصله.
‌
  • 👍 6
  • ❤ 4
  • 🤨 1
Post #1623 126
دقایق زبانی
شوربختانه شمار افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده‌اند، کمتر از حد متعارف است. بشخصه با توجه به مسائل آماری و تجربهٔ خودم حداقل تعداد را در این زمینه ۸۰ می‌دانم.
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1622 152
دقایق زبانی به‌نام خدای زبان‌آفرین در فارسی هنوز معادلی برای کوآلا وضع نشده‌است. گفتنی است برخلاف تصور بسیاری، کوآلا جزو خانوادهٔ خرس‌ها نیست. ازاین‌رو، شاید بهتر باشد از واژهٔ خرس برای معادل آن استفاده نشود. 🔷 پیشنهاد نخست نگارنده «دارخواب» (به قیاس دارکوب) است. شایان…
🔷 ریشه‌شناسی: واژهٔ iguana از یکی از زبان‌های بومی کارائیب به معنای lizard (مارمولک) گرفته شده است.

🔷 برای معادل ایگوانا (iguana)، پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است:

«اژدرمولک»،
«سوسمارمولک» (نگارنده)؛
«خرمولک» (استاد ایران‌پور)؛
«شاه‌مارمواک» (استاد زندباف)؛
«تیزوک» (استاد بزرگ‌مهر)؛
«مارسوس»،
«سوس‌مولک»،
«شاه‌مولک»،
«اژدرمار»،
«اژدمار» (کاربر سالار)؛
«دارمولک» (دکتر شمعی)؛
«ماژدرمولک» (استاد پوریانسب).

#نوواژه
  • 👎 2
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1621 182
دقایق زبانی دردت به جونم... !
اصطلاح «دردت به جونم» (که تقریباً مختص به زبان زنان است) را به این فرسته افزودم.

برداشتم این است این اصطلاح را بیشتر اوقات خانم‌ها، به‌ویژه خانم‌های مسن مانند مادربزرگ‌ها، برای قربان‌صدقه رفتن استفاده می‌کنند.
  • 🤔 3
  • 👎 2
  • 👍 1
Post #1620 183
دقایق زبانی کدام معادل را برای «پانتومیم» بیشتر می‌پسندید؟
مصوب فرهنگستان برای پانتومیم «ایمایش» است.

نمی‌دانم کدام‌یک از دو ساخت زیر برای ایمایش به کار رفته است:
۱) ایما + نمایش؛
۲) ایما + ش.


🔷 پیشنهاد واژورزان به‌قرار زیر است:

لال‌بازی،
ادابازی (در فجازی)؛

خموش‌بازی/خاموش‌بازی،
تنمایش (تن + نمایش)،
بی‌زبان‌بازی،
تن‌جنبانی،
نازبان‌بازی،
نازبان‌گویی،
خموشانه،
تن‌گویی/تناگویی (تن + ا + گویی)،
تن‌گویش/تناگویش،
تن‌سخنی (نگارنده)؛

جنباگفت (استاد ایران‌پور)؛

اشاره‌بازی (استاد زندباف).


#مصوب_فرهنگستان #نوواژه
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 🔥 1
Post #1619 168
دقایق زبانی
به‌نام بهنویس هستی

برای برابر سرهٔ «صدراعظم» (chancellor)، پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است:

«کیان‌بُد»،
«نخست‌بزرگ»،
«پیش‌دار»،
«کشوربُد»،
«کشوربان»،
«نخست‌نشین»،
«بزرگ‌نخست»،
«سرمند»،
«سران‌سر» (به قیاس شاهن‌شاه (= شاهان‌شاه))،
«مهتر»،
«دستوردار» (نگارنده)؛
«سَرویچِر» (فرهنگ پاسبان)؛
«فرمدار» (برگرفته از پارسی میانه؛ استاد ایران‌پور)؛
«فرنشین» (دکتر شمعی).

🔷 ازآنجاکه در نظرسنجی «کیان‌بُد» و «نخست‌بزرگ» بیشترین رأی را آوردند، نگارنده این دو واژه را برای «صدراعظم» ارائه می‌کند. گفتنی است اگر معیار را chancellor بگیریم (نه صدراعظم)، ارزیابی متفاوت خواهد بود، چراکه chancellor معنای گسترده‌تری نسبت‌به صدراعظم در انگلیسی دارد.

#نوواژه
Telegram: https://t.me/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
  • 👍 4
  • ❤ 1
  • 🔥 1
Post #1618 138
درود بر همه.

ازآنجاکه شمار واژه‌های بیگانه در فارسی بسیار زیاد است، بررسی واژه‌ها را تقریباً هر روز دنبال می‌کنم. البته برای داشتن معادل‌های باکیفیت، ابتدا پیشنهادها ارائه می‌شوند و پیش از اینکه نظرسنجی نخست انجام شود، فرستهٔ دیگری ارائه می‌شود تا فرصت لازم برای ارزیابی پیشنهادهای واژهٔ پیشین باشد. گاهی کار به دو یا سه بار نظرسنجی می‌رسد. در نهایت، فرستهٔ مربوط به پیشنهادها را هم اینجا و هم در صفحهٔ اینستاگرامم قرار می‌دهم.

دوستان اگر پیشنهادی برای بهبود کارکرد کانال و گروه دارند، می‌توانند در میان بگذارند.

از همکاری همهٔ دوستان و همراهان دقایق زبانی سپاس‌گزارم.🌱🌻
  • ❤ 8
  • 👎 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
Post #1617 139

Forwarded from کلمه‌‌بازی (Maryam)

کانجی پاییز 秋 با تلفظ aki دوبخشیه. بخش اول (禾) کانجی محصوله و بخش دوم کانجی آتش (火).
پاییز توی #ژاپن فصل برداشت محصوله. (عمدتاً برنج) فصلی که محصول برداشت‌شده باید خشک بشه (با آتش) تا برای فصل‌های بعدی ذخیره بشه. منطقیه که کانجی پاییز، ترکیبی از محصول و آتش باشه.

پاییزتون مبارک 🍂

@kalameebazi
  • ❤ 7
  • 🔥 1
Post #1616 343
مصوب فرهنگستان برای «ژیمناستیک» «چَم‌ورزی» و خود «ژیمناستیک» است. چم در این معنا را در «چم و خم» داریم.

🔷 ریشه‌شناسی ژیمناستیک:
علاقه‌مند یا ماهر به ورزش (تمرین) بدنی


🔷 برای معادل ژیمناستیک و ژیمناست پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است:

تنرمش (تن + نرمش) و تنرمنده (استاد شکرچی)؛

نَرمانش و نرمانش‌گر،
تن‌تاب‌گری و تن‌تاب‌گر،
کشش‌ورزی و کشش‌ورز،
تناورزی (تن + ا + ورزی) و تناورز (نگارنده)؛

تن‌وَشت و تن‌وشت‌گر (استاد بزرگ‌مهر)؛

تاب‌کاری و تاب‌کار،
تاب‌ورزی و تاب‌ورز (کاربر سالار)؛

چابک‌ورزی و چابک‌ورز (استاد زندباف)؛

ورزیک و ورزیکار (استاد ایران‌پور)؛

تن‌پرایش،
تن‌پرایه،
تن‌پراد،
تن‌پریش،
تن‌پرینه،
تن‌پرین (دکتر پاژین)؛

تنجستک،
تنورجه،
تنورجست (آقای پوریانسب).
  • 👎 2
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1615 201
دقایق زبانی به‌نام خدای زبان‌آفرین گمان می‌کنم خالی از لطف نیست، هرازگاهی هم فرسته‌ای به هوش زبانی و واژه‌ورزی‌ تعلق بگیرد. 🌱 اگر بخواهیم بگوییم خانمی در کارهای خانه کاربلد است، می‌گوییم که او «کدبانو» است. به نظر شما، برای اشاره به مردی که در کارهای خانه پرمهارت‌ است…
در فارسی، برای اشاره به کم‌محبت شدن و کمتر سر زدن فرد آشنا از اصطلاح «سایه‌تان سنگین شده است» استفاده می‌کنیم.

به‌گمانم، برای فردی که کمتر تلفنی احوال دوستان را می‌گیرد می‌توانیم اصطلاح درخور و خلاقانه‌‌ای بسازیم.


🔷 پیشنهاد واژورزان:

صدایتان سنگین(وزن) شده. (نگارنده)؛
قندِ خونِ لطفتان افت کرده. (استاد شعبانی)
فشارِ محبتتان پایین اومده. (استاد شعبانی)

مهرتان سنگین شده. (کاربر سالار)
مهربانیتان سنگین رفته. (خراسانی؛ کاربر سالار)
مهرورزیتان سنگین‌بار شده. (کاربر سالار)
ویتامین دلسوزیتان کم شده. (کاربر سالار)


صداتون‌و دیر به دیر می‌شنویم. (دکتر هاشمی)
پارسال دوست، امسال آشنا. (دکتر هاشمی)

مشتاق دیدارتان/صدایتان بودیم. (آقای یحیایی‌فر)؛

یاد گوش فقرا کردید؟ (استاد زندباف)؛

زنگتون زنگ زده.
انگشتتون سنگین شده. (کاربر حبیب)؛

نکند گوش‌های ما سنگین شده؟ (آقای شریفی حداد).



#واژه‌ورزی #اصطلاح
  • 👎 8
  • ❤ 5
  • 🤔 1
Post #1614 171
دقایق زبانی در فارسی و بسیاری از زبان‌ها boomerang معادل بومی‌‌ای ندارد. فقط در چند زبان برای آن معادل‌سازی شده است: چینی: Chinese (Mandarin): 回力镖 returning-power dart or returning-flying dart. عربی: المنجل العائد "the returning sickle زبان Dharug :Bumariny ابزار پرتاب…

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #1611 177
دقایق زبانی
چرا پاسبانِ شهربانی در گزینه‌ها نیست؟

در تقسیم‌بندی‌ای که در سال‌های گذشته انجام شده است سه بخش شهربانی، ژاندارمری و کمیته با هم تلفیق شده‌اند و ادارهٔ پلیس را تشکیل داده‌اند. ازاین‌رو، جایگزین کردن پاسبان (شهربانی) با پلیس در این معنا چالش‌برانگیز است.
  • 🤔 2
  • ❤ 1
Post #1610 204
دقایق زبانی واژهٔ police در انگلیسی جمع است و در فارسی معنای مفرد دارد. 🔷 ریشهٔ واژهٔ police به زبانی یونانی برمی‌گردد که در معنای شهر بوده است. 🔷 برای معادل «پلیسِ» رایج در فارسی یا همان police officer، پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است: «شاروان» (شار (= شهر) +…

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • 🤔 1
Post #1609 190
دقایق زبانی 🔸بیا قهوه بخور. فرِش می‌شی. بیا قهوه بخور. سرحال می‌شی. ✅ بیا قهوه بخور. شاداب می‌شی. ✅ (کاربر سالار) بیا قهوه بخور. حالت جا میاد. ✅ #زبان‌باختگی
فرِش (fresh) در جملهٔ نمونه‌وار زیر را نیز چند بار شنیده‌ام:

چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر فرِش نبود تا در آزمون ورودی قبول شود.


چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر تازه‌نفس نبود تا در آزمون ورودی قبول شود. ✅


چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر گرم نبود تا در آزمون ورودی قبول شود. ✅

چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر قبراق نبود تا در آزمون ورودی قبول شود. ✅

چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر روبه‌راه نبود تا در آزمون ورودی قبول شود. ✅

چهار سال بعد از دانش‌آموختگی دیگر پشتش باد خورده بود و نمی‌توانست در آزمون ورودی قبول شود. ✅ (دکتر هاشمی)



پ.ن.: با ساده‌انگاری، از آماده که معادل prepared است نیز می‌توان در این بافتار استفاده کرد.


#زبان‌باختگی
  • ❤ 1
Post #1608 182
از دوستان گرامی خواهشمندم در صورت داشتن دید متفاوت با دوستان دیگر بدون گوشه و کنایه و اهانت نظرشان را مطرح کنند. فرسته‌هایی که در آن‌ها اهانت هست، پاک می‌شوند.
با سپاس. 🌱🌻☘
  • ❤ 7
Post #1607 225
دقایق زبانی به‌نام خدای زبان‌آفرین در انگلیسی، به سگ تربیت‌شده‌ای که می‌تواند مواد مخدر، منفجره، قاچاق و مواردی از این‌دست را ازطریق بو تشخیص دهد sniffer dog (با تلفظ snɪfər') یا detection dog می‌گویند. پیشنهادم معادل «سگ بویاب» برای این نوع سگ است. مثال: He is patrolling…
واژهٔ police در انگلیسی جمع است و در فارسی معنای مفرد دارد.

🔷 ریشهٔ واژهٔ police به زبانی یونانی برمی‌گردد که در معنای شهر بوده است.

🔷 برای معادل «پلیسِ» رایج در فارسی یا همان police officer، پیشنهاد واژه‌ورزان به‌قرار زیر است:

«شاروان» (شار (= شهر) + وان (= بان)؛ شاروانیدن و شروانیدن برای فعل police؛ دکتر پاژین)؛
«پاس‌یار»،
«پاس‌بین»،
«پشت‌دار»
«پاسه»،
«شهربین»،
«شاربین
»،
«شهرپا(ی)»،
«دادپا(ی)»،
«پاسمند»،
یاور،
شهساد، (شهر سامان دهنده؛ نگارنده)؛
«پاوان» (کاربر S.M.K)؛
«سامان‌پا» (استاد زندباف)؛
سریاور،
شهبان (استاد شریف)؛
پاسوَر (پیشنهادی که در گذشته برای جایگزینی پلیس در فرهنگستان بررسی شده بود)؛
پاسبر (کاربر fanima).

#نوواژه #وام‌واژه
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 👎 1
Older posts →

About this channel

How can I read @language_niceties without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for دقایق زبانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does دقایق زبانی have?
دقایق زبانی (@language_niceties) has 716 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does دقایق زبانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →