دانشآموختهی جامعهشناسی و پژوهشگر تاریخ
اگر سخن و نکته ای بود:
azizi.research@gmail.com
یا پیام به صورت ناشناس:
https://t.me/paym_nashenasBot?start=deoHZIWVsgC93i
بازنشر مطالب با ذکر نام نویسنده آزاد است.
Post #184
116
احسان عزیزی بلأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همانطور که انتظار میرفت وزارت حقیقت بخش چهارم کتاب تحت عنوان «جنبههایی از تاریخ مدرن یهودیت» را حذف کرد. درباره این کتاب احتمالاً به طور صوتی یا تصویری سخن خواهم گفت. فعلاً در همین…
«چرا امروزه ایدئولوژی چپ و روشنفکر چپگرا از جایگاهی ویژه برخوردارند؟ پاسخ این است که آخرین نبرد بزرگ ایدئولوژی راستگرا توسط فاشیسم به راه افتاد - و با شکست مواجه شد؛ در نتیجه، از پایان جنگ به این سو، بسط و گسترش ایدئولوژی عملاً در انحصار چپ بوده است.
رمون آرون، حتی پیش از فروپاشی دادگاه سیاسی-اخلاقی استالینیسم با مرگ استالین، به شرح این موضوع پرداخت که چگونه چپ پیروز، پس از آنکه تاریخ برحق بودنش را «ثابت کرد»، به طرزی وحشیانه از دادگاه مشهور هگلی که به «افیون روشنفکران» تبدیل شده بود، سوءاستفاده کرد. تا آن زمان، قطعیت تاریخی و قضاوت اخلاقی درهم آمیخته و یکدیگر را تقویت میکردند؛ اما اکنون، هر دو عامل در اوج عصر ایدئولوژی، همزمان با تحولات جهان معاصر، اعتبار خود را از دست دادند.
استالینزدایی، مسألهی عدالت و حقیقت را در جهان کمونیستی پیش کشید. معلوم شد که دشمنانی جز بورژوازی نیز وجود دارند و این دیدگاه شکل گرفت که اتحاد جماهیر شوروی لزوماً و ذاتاً در همه حال پیشگام تاریخ بشر نیست. این امر به پراکندگی جدیدی از روشنفکران کمونیست و مترقی انجامید؛ همانطور که به خوبی به یاد دارم، جهانی فرو ریخت، چرا که من نیز بخشی از آن بودم. ورشو، بوداپست و انشعاب چین تنها این روند را تشدید کردند و آخرین مراسم تدفین را برای مارکسیسم-لنینیسمی که هم تجسم یافته و هم جهانی بود، به جا آوردند. اما در همان سالها، سراب جدیدی از جهانیگرایی، یک شبه-مسیحاییگری، در برابر روشنفکران انقلابی ظاهر شد: مبارزه برای استقلال جهان سوم، یا در بستر فرانسه، حمایت از جبهه آزادیبخش ملی در جنگ الجزایر. این نوع دیگر از افراطگرایی ایدئولوژیک، مشخصهی بارز محافل روشنفکری چپگرا بود؛ تجربهای که حزب کمونیست به دلیل انزوای اجتماعیاش آن را رد و طبقهی کارگر نیز درکش میکرد. روشنفکر غربی در آن سوی آبها، در صفوف دشمنی که بنا به تعریف سوسیالیست و انترناسیونالیست پنداشته میشد، به دنبال پیوند (افسانهای) خود با ستمدیدگان و عاملان انقلاب جهانی میگشت. دهقان مسلمان که مورد ستایش فانون بود، به جدیدترین متحد شکستطلبی انقلابی از نوع لنینیستی تبدیل شده بود. نتیجه روشن است. روشنفکر چپگرا، سرمایهی انقلابی نقد خود را در ناسیونالیسم مذهبی سرمایهگذاری کرده بود؛ در جستجوی حزب بلشویک ۱۹۱۷، اسلام را یافت؛ و به جای لنین، بومدین را.»
فرانسوا فوره
در کارگاه تاریخ
لینک تهیه کتاب
۱۷ مهر ۱۴۰۵
@EhsaneAzizi
رمون آرون، حتی پیش از فروپاشی دادگاه سیاسی-اخلاقی استالینیسم با مرگ استالین، به شرح این موضوع پرداخت که چگونه چپ پیروز، پس از آنکه تاریخ برحق بودنش را «ثابت کرد»، به طرزی وحشیانه از دادگاه مشهور هگلی که به «افیون روشنفکران» تبدیل شده بود، سوءاستفاده کرد. تا آن زمان، قطعیت تاریخی و قضاوت اخلاقی درهم آمیخته و یکدیگر را تقویت میکردند؛ اما اکنون، هر دو عامل در اوج عصر ایدئولوژی، همزمان با تحولات جهان معاصر، اعتبار خود را از دست دادند.
استالینزدایی، مسألهی عدالت و حقیقت را در جهان کمونیستی پیش کشید. معلوم شد که دشمنانی جز بورژوازی نیز وجود دارند و این دیدگاه شکل گرفت که اتحاد جماهیر شوروی لزوماً و ذاتاً در همه حال پیشگام تاریخ بشر نیست. این امر به پراکندگی جدیدی از روشنفکران کمونیست و مترقی انجامید؛ همانطور که به خوبی به یاد دارم، جهانی فرو ریخت، چرا که من نیز بخشی از آن بودم. ورشو، بوداپست و انشعاب چین تنها این روند را تشدید کردند و آخرین مراسم تدفین را برای مارکسیسم-لنینیسمی که هم تجسم یافته و هم جهانی بود، به جا آوردند. اما در همان سالها، سراب جدیدی از جهانیگرایی، یک شبه-مسیحاییگری، در برابر روشنفکران انقلابی ظاهر شد: مبارزه برای استقلال جهان سوم، یا در بستر فرانسه، حمایت از جبهه آزادیبخش ملی در جنگ الجزایر. این نوع دیگر از افراطگرایی ایدئولوژیک، مشخصهی بارز محافل روشنفکری چپگرا بود؛ تجربهای که حزب کمونیست به دلیل انزوای اجتماعیاش آن را رد و طبقهی کارگر نیز درکش میکرد. روشنفکر غربی در آن سوی آبها، در صفوف دشمنی که بنا به تعریف سوسیالیست و انترناسیونالیست پنداشته میشد، به دنبال پیوند (افسانهای) خود با ستمدیدگان و عاملان انقلاب جهانی میگشت. دهقان مسلمان که مورد ستایش فانون بود، به جدیدترین متحد شکستطلبی انقلابی از نوع لنینیستی تبدیل شده بود. نتیجه روشن است. روشنفکر چپگرا، سرمایهی انقلابی نقد خود را در ناسیونالیسم مذهبی سرمایهگذاری کرده بود؛ در جستجوی حزب بلشویک ۱۹۱۷، اسلام را یافت؛ و به جای لنین، بومدین را.»
فرانسوا فوره
در کارگاه تاریخ
لینک تهیه کتاب
۱۷ مهر ۱۴۰۵
@EhsaneAzizi
- ❤ 1
- 👍 1








