1. من هنوز این کتاب را نخواندهام و قطعا به این موضوع واقفم که بیتردید برای نقد و بررسی یک کتاب حتماً باید آن را خواند و امیدوارم فرصتی دست دهد تا این اثر را بخوانم و بیشتر دربارهاش بنویسم.
2. علیالحساب از آنچه از پشت جلد کتاب برمیآید گزارههای دانه درشتی است که از همان ابتدا با آنها مشکل داریم و باید دید نویسنده بر چه مبنایی از سه اصل ادعایی ج.ا یعنی «دموکراسی»، «اسلام» و «استقلال» دفاع کرده یا کوشیده اثبات کند که این سه اصل مبنای جهتدهی سیاستخارجی ج.ا در پنج دهه اخیر بوده است!! برای ما که تمام عمرمان زیر یوغ حاکمتی ایدئولوژیک تباه شد و از نزدیک و بهطور مستقیم با پیامدهای این سیاستها مواجه بودیم، این روایت مختصر ولی نصر نه تنها نامأنوس است، بلکه از ابتدا خلاف آن را تجربه کردهایم.
3. مهمتر از آن، احتمالاً نویسنده منظورش از «حاکمیت ملی» با آنچه بسیاری در ذهن دارند متفاوت است. چراکه اتفاقاً بزرگترین دشواری و مشکل ایران در پنج دهه اخیر همین است که فاقد یک حاکمیت ملی است. اگر البته حاکمیت ملی را به معنای مشارکت اکثریت مردم در تعیین سرنوشت خود بدانیم. اگر که حاکمیت ملی را به معنای حضور حداکثری و احقاق حقوق اکثریت مردم یک کشور در مدیریت کشور و تعیین سرنوشتشان بدانیم؛ و اگر که تمام گروههای اجتماعی و اقوام و مذاهب و تمامی جمعیت کشور نه فقط در لابلای سطور کتابهای قانون اساسی، بلکه عملاً در میدان سیاست فرصت حضور داشته باشند. بهاین معنا باید دید ولی نصر چگونه این فقدان حقوق و انسداد سیاسی در پنج دهه اخیر را حاکمیت ملی میداند؟ وقتی چیزی بهنام شورای نگهبان تعیین میکند چه کسی صلاحیت کاندید شدن برای انتخابات مجلس یا ریاستجمهوری را دارد و چه کسی ندارد! باید دید این استاد به برجستهی دانشگاههای امریکایی بر چه مبنایی تنها سه شعار انقلابیون و رهبران انقلابی را مبنای تحلیل خود قرار میدهد بدون آنکه جوهر وجودی این نظام سیاسی را توضیح دهد و بشناسد! جوهری که از قضا از ایدئولوژی و ضدیت با جهان مدرن و «دیگری» از هر نوع آن تغذیه میکند.
این چه استقلالی است که با آمریکاستیزی و وا دادن همهجانبه به روسیه و چین، اینچنین منافع ملی را به خطر میاندازد تا کار به جنگی تمام عیار و نابودی ایران برسد! در عجبم که اینگونه تحلیلها بیشتر شکلی از ابراز ارادت به ایرانی است که چنین افرادی سالها از آن دورند و بهرغم همکاری با دولت امریکا همچنان مایلاند ایرانی بودن خود و علاقهی خود به کشورشان را با چنین تحلیلهایی که شواهد اندکی در واقعیت برای آن وجود دارد پر کنند یا واقعاً چنین ادعاهایی با شواهد تاریخی محکم طرح شدهاند. فهمیدن این موضوع کار دشواری نیست. بهزودی یک نسخه از کتاب را تورق میکنم و اگر فرصت شد اینجا بیشتر دربارهاش مینویسم.
۲مرداد ۱۴۰۵
@EhsaneAzizi
Post #169
281
احسان عزیزی چند خطی درباب این کتاب در پشت جلد کتاب آمده است: در آبان ۱۳۵۷ که کریم سنجابی رهبر جبهه ملی متن معروف به «بیانیه سه ماده ای را به آیت الله خمینی پیشنهاد داد، تصور می کرد آینده ایران بر پایه دو اصل، «دموکراسی» و «اسلام» بنا خواهد شد. اما آیت الله خمینی با…
- ❤ 3