Post #732
86
صدا پرندهی خیسی کف خیابان بود
صدا صدای نفسهای عصر آبان بود
صدا مرا به جهان ندیدهها میبرد
صدای رج زدن قطرههای باران بود
صدا درون خودش شعله داشت شعلهی سبز
صدا صدای لطافت، ولی پریشان بود
صدا صدای قدمهای ماه روی ابر
صدای دخترکی آن ور خیابان بود
صدا قدم زدن برف روی آتش بود
صدا مفسر فریاد سربداران بود
صدا مرا به افقهای باز گل میبرد
صدای لالهی وحشی میان گلدان بود
صدا شکایت تاریخ سینهسوز بشر
صدا قصیدهی مسعود سعد سلمان بود
صداش مولوی مست بود حین سماء
صداش آشتی بین مرده و جان بود
صداش عطر غزلهای ناب سعدی داشت
صدا رفاقت گرمابه و گلستان بود
صدا به شیراز عصرحافظم میبرد
صداش الکل جام سیاهمستان بود
صداش گریهی شبهای دختری مصلوب
صداش مایهی تکفیر شیخ صنعان بود
صدا تراوش نور از میان روزنهها
صداش روشنی بخت پور کنعان بود
صداش پژواک نرم ماه در شب داشت
صداش خندهی رنگین کمان گیلان بود
صداش دلهرهی نوجوانی من بود
صدای عشق، غم، اندوه، درد، حرمان بود
صدای بال دو پروانه در طواف گل
صدای زمزمهی برگ بعد طوفان بود
صدا طراوت آب و حریر و شبنم داشت
صداش گرمی یک شعله در زمستان بود
صدا تلاقی عشق و خشونت انسان
صدا نفس زدن سرزمین ایران بود
صداش از غم سهراب بینشان میگفت
صداش غربت من در غروب انسان بود
صداش روح مرا تا کرانهها میبرد
صداش گرچه به درد آزموده، درمان بود
صدا هوای نوایی نجیب و عاشق داشت
صداش نیلبک سوزناک چوپان بود
صدا شمیم گل و بوته و بیابان داشت
صدا طراوت ترخون و عطر ریحان بود
صداش بوی نوی پیکهای نوروزی...
صداش اول مهر، اول دبستان بود
صداش زمزمهی جویبار بود و علف
صداش برگ گل سرخ لای قرآن بود
صدا فروغ صدا بود در جهان غزل
صدا صدای اسیران بعد عصیان بود
لبش نگین عقیق یمانی بلقیس
صداش شهرت انگشتر سلیمان بود
###
صدات را وسط سینه قاب میگیرم
و از لبان قشنگت گلاب میگیرم
#علی_شیبانی
@ali_sheybanee
صدا صدای نفسهای عصر آبان بود
صدا مرا به جهان ندیدهها میبرد
صدای رج زدن قطرههای باران بود
صدا درون خودش شعله داشت شعلهی سبز
صدا صدای لطافت، ولی پریشان بود
صدا صدای قدمهای ماه روی ابر
صدای دخترکی آن ور خیابان بود
صدا قدم زدن برف روی آتش بود
صدا مفسر فریاد سربداران بود
صدا مرا به افقهای باز گل میبرد
صدای لالهی وحشی میان گلدان بود
صدا شکایت تاریخ سینهسوز بشر
صدا قصیدهی مسعود سعد سلمان بود
صداش مولوی مست بود حین سماء
صداش آشتی بین مرده و جان بود
صداش عطر غزلهای ناب سعدی داشت
صدا رفاقت گرمابه و گلستان بود
صدا به شیراز عصرحافظم میبرد
صداش الکل جام سیاهمستان بود
صداش گریهی شبهای دختری مصلوب
صداش مایهی تکفیر شیخ صنعان بود
صدا تراوش نور از میان روزنهها
صداش روشنی بخت پور کنعان بود
صداش پژواک نرم ماه در شب داشت
صداش خندهی رنگین کمان گیلان بود
صداش دلهرهی نوجوانی من بود
صدای عشق، غم، اندوه، درد، حرمان بود
صدای بال دو پروانه در طواف گل
صدای زمزمهی برگ بعد طوفان بود
صدا طراوت آب و حریر و شبنم داشت
صداش گرمی یک شعله در زمستان بود
صدا تلاقی عشق و خشونت انسان
صدا نفس زدن سرزمین ایران بود
صداش از غم سهراب بینشان میگفت
صداش غربت من در غروب انسان بود
صداش روح مرا تا کرانهها میبرد
صداش گرچه به درد آزموده، درمان بود
صدا هوای نوایی نجیب و عاشق داشت
صداش نیلبک سوزناک چوپان بود
صدا شمیم گل و بوته و بیابان داشت
صدا طراوت ترخون و عطر ریحان بود
صداش بوی نوی پیکهای نوروزی...
صداش اول مهر، اول دبستان بود
صداش زمزمهی جویبار بود و علف
صداش برگ گل سرخ لای قرآن بود
صدا فروغ صدا بود در جهان غزل
صدا صدای اسیران بعد عصیان بود
لبش نگین عقیق یمانی بلقیس
صداش شهرت انگشتر سلیمان بود
###
صدات را وسط سینه قاب میگیرم
و از لبان قشنگت گلاب میگیرم
#علی_شیبانی
@ali_sheybanee
- ❤ 4
- 👏 3
- 👍 1