آن گاه هرمَزد با دانستن چگونگی فرجام آفرینش، به پذیرهی اهریمن آشتی برداشت و گفت که«اهریمن! بر آفریدگان من یاری بر، و ستایش کن...
آن را علت آن است که نبرد را نیاغازی ، خود را از کار نیفکنی و ما هر دو را سودآوریها خواهد بود» اهریمن گفت« نبرم بر آفریدگان تو یاری و ندهم ستایش، بلکه تو و آفریدگان تو را نیز جاودانه بمیرانم و بگروانم همه آفریدگان تو را به نادوستی تو و دوستی خود»
آن سخن را گزارش این است که اهریمن پنداشت که هرمزد در برابر او بیچاره است و بدین روی آشتی پیش آوَرَد؛ نپذیرفت ، تهدید نیز فراز برد
...
... اهریمن چون از کار افتادگی خویش و نابودی همهی دیوان بدید، گیج و بیحس شد و به تاریکی باز افتاد...
#بندهش
#فرنبغ_دادگی
ترجمهی #مهرداد_بهار
سرآغاز
@ali_sheybanee
Post #702
340
- ❤ 5
- 👍 3