کفن درید شفق از غم سپیداران
سرِ سپیدهی بیدارباشِ بی داران
به قدر فاجعهی غدرِ قدرنشناسان
درین مبارزه چاکید پشت سالاران
سری به غیر تبر نیست روی شانهی سرو
نماندهاست به جز دار یار عیاران
مترسکی سر هر وادی جنون کِشتند
که گم شوند درین بیکرانه سُتْواران
زمین جهنمی از شعلههای ناپیداست
که جز سراب ندیدهست ردّی از باران
تهمتنان سخن در صفِ غم نان و
سوار رخش کلامند ناسزاواران
چقدر سُم به زمین می زنی؟ _ سواری نیست_
که اژدهای زمانند این زمین خواران
دوباره زخم زبانهایتان گشوده دهان
نمک فشان نشوید، عشق پیشکش رفقا!!
#علی_شیبانی
@ali_sheybanee
Post #707
400
- ❤ 12
- 👍 2