اگر شکسته تر از برگ های پاییزم
اگر خراب، اگر از سراب لبریزم
اگر که همسفر بادهای بی مهرم
اگربه همت آزادگان گلاویزم
رفیق! زخم زبانم نزن به غمزدگی!
که زخم خورده تر از مرزهای تبریزم
تو صبح ابری اردیبهشت شیرازی
ومن غروب نشابورِ بعد چنگیزم
مرا درین شب زخمی به حال خود بگذار
که نقش اول این قصه ی غم انگیزم
منی که جام غم و خون دل نصیبم شد
چگونه از قلمم شعرِ تر برانگیزم؟؟
منی که تیغ نظربازیام جهانگیر است
چگونه از تو و زیباییات بپرهیزم؟
دلم خوش است _در این ابتذال و استحقار _
که از تبار انوشیروان و پرویزم
ازین جماعت آدم نمای انسان کُش
به جانپناه کدامین امید بگریزم؟
#علی_شیبانی
@ali_sheybanee
Post #715
268
- ❤ 12
- 👍 1