خواستم بعد از تو ترک آب و آبادی کنم
زخمهایم را مگر با این و آن عادی کنم
کودکیهایم میان دستهایم آب شد
ساده بودم، خواستم با برف مردادی کنم
آتشی بودم که چشمانت به بادم داد و رفت
آه! در سر داشتم تا آسمانزادی کنم
راست میگویی، غم انگیزاست دنیایم، ولی
زندگی یک لحظه مهلت داد تا شادی کنم؟؟؟
شهر سُمکوب سم شبدیزهای آهنیست
من چگونه در دل این شهر فرهادی کنم؟
سفرهام خالی و رویاهام پوشالی، ولی
ننگ بر من باد اگر جز مدح آزادی کنم
#علی_شیبانی
تابستان ۱۳۹۳
@ali_sheybanee
Post #711
302
- ❤ 13
- 👍 3