جان کندن است مردن و گویی که زیستن
دستم نمیرسد به بلندای نیستن
زجر دمادم است چهل سال سوختن
در کسوت چهای و کجایی و کیستن
پویا و مستعد ولی از بخت بینصیب
پیوسته دور دل کنفِ روده ریستن
در صفر انجماد هراسان به سوی هیچ
هرچند در مراحل تصعید بیستن
جانم به لب رسیده و طرفی نبستهام
از این شکستهبندی از خود نویستن
یک عمر بر مزار دل خود گریستن
یک عمر بر مزار دل خود گریستن
چندی امید واهی و چندی خیال خام
پرسشگر چِدا و کجاوند و چیستن
تسکین چیست زمزمهی سکتههای وزن
یک آن به اختیار خودِ قلب ایستن
سهل است در قوارهی این خلق پاچهخار
خواری و خایهمالی و ک...کاسهلیستن
+روح بشر اگر که بگیریم یک گل است در بند خاک کیست جناب رئیس!؟
_تَن.
#علی_شیبانی
@ali_sheybanee
Post #712
401
- ❤ 8
- 👍 7