بزن به هم دو لبت را، شراب ناب بریزد
دو جامِ پُر که به هم میخورد شراب بریزد
به هم بزن که لبت جز لبم حریف ندارد
بزن... بزن که هراسم از اضطراب بریزد
گل بنفشه معطر شدهست با نم شبنم
به وقت گریه که بر گونهات گلاب بریزد
ببار از سر انگشت روی شعلهی دستم
که در تصور من وحشت سراب بریزد
لبم بهانه گرفتهست التهاب لبت را
که بر گدازهی مس، شیشهی مذاب بریزد
تو آنچنان هوسافزا و خوشگلی که حیا هم
چو آب از دهن شرم و اجتناب بریزد
تو عارفانهترین عشقی ای گناه نخستین!
مگر که ترسم از آیینه توی خواب بریزد
غزل نوشتم و گفتم دلم شراب غمش را
برای حضرت عالیترین جناب بریزد
خدا کند که نخوانی؛ که آهنامهی من را
چلانده باشی و خونابه از کتاب بریزد
صدات بارش مهتاب روی ساحل دریاست
مگر کلام تو بر آتش دل آب بریزد
#علی_شیبانی
#غزل_معاصر
@ali_sheybanee
Post #704
382
- ❤ 14
- 👍 3