TGViewer
Channel Public Channel
برهوت حقیقت

برهوت حقیقت

@will_to_morality

پاره‌هایی در رابطه با حکمت زندگی و خودشناسی

از مکتوباتِ آرش باقری، دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران

خودشناسی یعنی شناختن تمامیت!

"من عرف نفسه، فقد عرف ربه"

راه ارتباطی:
@arash_bagheri_7394
Subscribers
178
Photos
14
Videos
0
Links
229

Showing posts older than #113 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #112 204
برهوت حقیقت پرسش از هستی دلالت بر این دارد که من جایگاه خودم را در نسبت با نظام امور و بنیاد مفروضی که نهایتا در تفسیر من امور بدان وابسته است مشخص کنم. چرا به این فهم نیاز دارم؟ چون می‌خواهم زندگی کنم و عمل کنم. پرسش از هستی نهایتا همان پرسش از اخلاق است. http://t.m…
پرسش‌های اخلاقی ناظر به کنش و جایابیِ ما در جهان و نظام هستی هستند، فلذا دریافتن قوانین هستی و نظم جهان و ... اموری هستند کاملا مرتبط با اخلاق، پس پرسش‌های اخلاقی ذاتا به پرسش‌های هستی‌شناختی راه می‌برند. آری! آری! اخلاق و هستی‌شناسی درهای به‌هم‌مرتبطِ حکمت هستند.
http://t.me/will_to_morality
Post #110 212
”یادداشت‌ها“ "روی زمین مسطح نمان زیاد بالا نرو جهان از ارتفاعات متوسط زیباترین منظره را دارد." _فردریش نیچه، حکمت شادان
تفسیر دوم برحسب معنای حکمت شادان یا علم شاد:
انسان باید بالا برود، ولی نه آنقدر که فرض کند باید خدایی باشد، چراکه خدایی بودن و خدایی شدن مرده است.
Post #109 269
بگذار‌ فهمم از نیچه را به زبان خودم بازگویم:
نتیجه‌ی سطح پایین بودنِ دائمی دون‌مایگیست، و سکنای دائمی در والایی بیش از حد تنگی‌ نفس است، آدمی باید در ارتفاعات مختلف سیر کند.
حقیقت زندگی سیر کردن در ارتفاعات مختلف است، هیچکس در همه‌ی امور در ارتفاعاتِ همسان، پایین یا بالا، نیست. حال اضافه می‌کنم که بالا گرفتنِ خود در همه‌ی امور دروغ گفتن به خویشتن است، و کاهلی در همه‌ی امور‌ و خواستِ ماندن بر سطح زمین نیز دون‌مایگیِ مطلق است. آنجا باید بالا باشی که پیشه‌ات است، و آنجا که پایین هستی، تواضعت لازمست. ارتفاعات میانه یعنی تعادلی در رفتار و دانستن پستی و بلندی‌های خویش‌.
شاید چنین چیزی گفت خالقِ زرتشت! اما هرچه گفت، چه خوب گفت!
http://t.me/will_to_morality
Post #107 182

Forwarded from ”یادداشت‌ها“ (Amir Mohammad)

"روی زمین مسطح نمان
زیاد بالا نرو
جهان از ارتفاعات متوسط زیباترین منظره را دارد."

_فردریش نیچه، حکمت شادان
Post #106 199
آدمی اغلب اوقات وقتی عملی را از منظر بیرونی می‌بیند قضاوت عینی‌تری برایش دارد. مثلا اگر من به کسی توهین کنم، دیگران بیشتر متوجه زشتی عمل من می‌شوند تا خود من. هنری بزرگ است قبل از اینکه دهان را بگشاییم و چیزی را به جهان پرتاب کنیم از بیرون به خودمان بنگریم. اگر این کاری سخت است می‌توانیم با دیگران مشورت کنیم که آیا باید فلان عمل را انجام دهیم یا نه. اگر این هم سخت است پس از عمل باید به حکمِ قاضیانِ منصف و آگاه توجه کنیم تا بر اساس آن خود را اصلاح کنیم. اگر این هم سخت است خوب است اصلا هیچ کاری نکنیم. اگر این هم سخت است بهتر است ... نه، اینکه نفی حیات بیولوژیک می‌شود... هیچی ... داشتم می‌گفتم ... اگر آن هم سخت است اشکالی ندارد، باید روی تحمل دیگران حساب باز کنیم تا مارا همینجور که هستیم، یعنی خودخواه و دهان‌گشاد، بپذیرند، اما به نظر من بهتر است آدمی دستش را به زانوی خودش بگیرد تا آنکه همواره مزاحم صبر و شکیبایی دیگران بشود‌، چون صبر و حوصله هم حدی دارد.
http://t.me/will_to_morality
Post #105 197
نقدِ معاصران بر یکدیگر عموما، حتی گاهی در برهانی‌ترین حالت نیز، ارزش عینی اندکی دارد چراکه همواره چاشنی احساسات و تعصبات را با خود همراه دارد. حال به میزانی که یک نقد شخصی بوده و نه برهانی و استدلالی، منتقد غرضِ شخصیِ خود را به ما نشان می‌دهد نه تباه بودن کسی را که مورد نقد واقع می‌شود. اگر دقت کنید نقادیِ پیشینیانِ دور و غیرمعاصران هرگز حمله به شخص نیست، چون اینجا دیگر انگیزه‌های شخصی در آن نقادی جایی ندارند.
http://t.me/will_to_morality
Post #103 209
برهوت حقیقت عزیزی دوست‌داشتنی در نقد متن من اینطور نوشتند: در نقد این متن شاید یادآوری چند دقیقه از تاریخ فلسفه بی‌وجه نباشد. دقیقه‌ای که ایده امر والا نزد کانت و نسبت آن با اخلاق بی‌وجه نباشد. جایی که شکوه مارا به سوی امر مطلق هدایت می‌کند. یا دقیقه‌ای که کاسیرر پیدایش…
نقد همواره باارزش است، کمک می‌کند یا راهی درست را بهتر تشخیص دهیم یا افکارمان را بیشتر واگشایی کنیم. در واکنش به فرمایشات ایشان چند نکته به ذهنم می‌رسد که بگویم:
۱) خدایان ساخته‌ی ذهن، مفهومی هستند، اما امر والا مواجهه با امری درک‌ناپذیر است که به جدال با آن برای مفهومی کردنش برمی‌خیزیم اما موفق نمی‌شویم.
۲) عظمت انسان برحسب ساخته‌های خودش بر خودش هویدا می‌شود، اما طبیعت نه انسان که دیگریِ انسان است، به همین خاطر شکوه طبیعت خردکننده‌ی انسان است.
۳) کانت وقتی از والا می‌گفت، آیا نمی‌گفت نهایتا احساس خشنودی‌ای بر انسان عارض می‌شود چون که گرچه والا را بزرگتر از خود می‌یابم، اما خودم را کسی می‌یابم که والا را یافته اما از شکوه آن خُرد و نابود نشده است؟ همان خشنودی همچنان تعبیری از بازیابی عظمت خودمان است.
۴) امر درک‌ناپذیر بر انسان چون صاعقه‌ای فرود می‌آید، و تمام وجوه زیست انسانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما تفسیر ما از آن و به مفهوم در آوردنش، درک‌پذیر کردنش، کاری است انسانی و ذهنی. هرچقدر بیشتر آن را صلب و لایتغیر و مفهومی کنیم، بیشتر آن را از دیگری بودن به خودی بودن تغییر داده‌ایم.
Post #102 184
برهوت حقیقت شاید اینطور است که بشر همیشه علاقه داشته که در برابر بهترین ساخته‌های خود به زانو بیفتد. زمانی به بت‌ها و یا به خدایان درون ذهنش سجده می‌کرده است، یا به معابدی که می‌ساخته؛ دست‌بوسی و پابوسی کسانی که قدرت سیاسی را خودش به آن‌ها تفویض کرده بوده، و حالا نگرانی…
عزیزی دوست‌داشتنی در نقد متن من اینطور نوشتند:
در نقد این متن شاید یادآوری چند دقیقه از تاریخ فلسفه بی‌وجه نباشد.
دقیقه‌ای که ایده امر والا نزد کانت و نسبت آن با اخلاق بی‌وجه نباشد. جایی که شکوه مارا به سوی امر مطلق هدایت می‌کند.
یا دقیقه‌ای که کاسیرر پیدایش زبان را پیوسته با پیدایش اسطوره‌ که حس حیرت، شگفتی و ترس را بازنمایی می‌کند به ما نشان میدهد و انگار شروع دین و تمدن را به نوعی فرافکنی قدسی نسبت میدهد.

لحظه‌ی آشکاری ساختگی بودن امر والا؛
لحظه ای که آشکار شود فرم‌های‌آیینی اموری در آگاهی‌اند و نه بر آگاهی، درواقع
دقیقه‌ی سقوط قدرت و حجیت آدمی‌ فرامی‌رسد در نتیجه این امر و این آشکارگی به نقض غرض تکریم‌های خویشتن‌اش بدل میشود و ناتوانی از بازشناسی عظمت‌اش.
Post #101 318
شاید اینطور است که بشر همیشه علاقه داشته که در برابر بهترین ساخته‌های خود به زانو بیفتد. زمانی به بت‌ها و یا به خدایان درون ذهنش سجده می‌کرده است، یا به معابدی که می‌ساخته؛ دست‌بوسی و پابوسی کسانی که قدرت سیاسی را خودش به آن‌ها تفویض کرده بوده، و حالا نگرانی در مورد یک ابزار یا بالا بردن بیش از حد آن یعنی هوش مصنوعی. شاید بشر چاره‌ای هم نداشته است، چون تنها راه بازشناسی عظمت درونش اگر تکریم بهترین ساخته‌هایش نباشد، پس چه باشد؟
http://t.me/will_to_morality
Post #99 192
روشن کردن آتشی کوچک بهتر از دست روی دست گذاشتن و فکر کردن به آتشی بزرگ در تاریکی است. ایدئال‌گرایی بیماریِ انفعال، در تاریکی ماندن علی‌رغم نفرت از آن، است.
http://t.me/will_to_morality
Post #97 183
دوستانِ حقیقی، آن همراهان حقیقی جان، آن‌ها که ما را از خودشان می‌دانند، به ما حسادت نمی‌کنند، چراکه معنا ندارد من موفقیت خودم را، افتخار خودم را، کامیابی خودم را حقیر و بد بشمارم. آنکس که ما را حقیقتا دوست دارد و از خود می‌داند اما دستاوردهایمان را خوار می‌کند، دوست حقیقیِ بدی است، شاید گاهی کسی بدتر از دوستان غیرحقیقی، چراکه وی به جای برخورداری از غرور، دارای ویژگی تحقیر خویشتن است. دوست حقیقی یک همتا و هم‌عنان است، و قضاوت منفی همتایان آسیب‌زننده‌تر است. دوست حقیقیِ خودتحقیرگر بدشانسی خواهد بود، چراکه ما را همراهانی شایسته بایسته است، آن‌ها که به ما به چشم افتخار نگاه کنند.
http://t.me/will_to_morality
Post #95 197
اگر احساس درونی و کنش بیرونی هر دو را در نظر بگیریم، در اصل دو جهان مختلف را در نظر گرفته‌ایم، جهان درون و جهان بیرون. این دو جهان هرگز یکسان نیستند، تنها تلاش می‌کنیم جهان بیرون را مطابق جهان درون جهت بدهیم و بازتنظیم کنیم. اگر ناهمسانی این‌ها را دورویی در نظر بگیریم، تمام انسان‌ها در جهان دورو خواهند بود.
دورویی با دوگانگیِ ارزشی هم‌معنا نیست.
http://t.me/will_to_morality
Post #94 193
بیا به کسی فکر کنیم که از او بدمان می‌آید، اما در رفتار با او مهربان و مودب و همراه و متعادل هستیم. اگرچه حتی در درون از وی بیزاریم اما در رفتار و عمل بر خود مسلط بوده و با وی چون غایتی فی‌نفسه مراوده و رفتار می‌کنیم. پشت سر وی خیانتی و بدگویی نیز نمی‌کنیم. آیا در چنین حالی دو رو و منافق نیستیم؟ خیر! انسان هم همان احساسی و تفکری است که درونش جریان دارد و هم آن رفتاری است که در جهان خارج می‌کند. پس دو روی از ما در جهان نمایانیده نشده است.
http://t.me/will_to_morality
Post #88 212
آنجا که حکیم دست از استدلال می‌شوید، تجربه‌های عمیقش را، شهودهایش را، بر زبان می‌آورد. اتفاقا در این مواقع باید بیشتر به وی گوش سپرد.
http://t.me/will_to_morality
Post #87 233
پرسش از هستی دلالت بر این دارد که من جایگاه خودم را در نسبت با نظام امور و بنیاد مفروضی که نهایتا در تفسیر من امور بدان وابسته است مشخص کنم. چرا به این فهم نیاز دارم؟ چون می‌خواهم زندگی کنم و عمل کنم. پرسش از هستی نهایتا همان پرسش از اخلاق است.
http://t.me/will_to_morality
Post #85 218
راز اینکه بتوانی از کسی یا چیزی تعبیری زیبا ارائه دهی، این است که واقعا آن را زیبا ببینی. هم دیدنِ تو زیبا باشد، هم آن در دیده‌ی تو زیبا باشد.
http://t.me/will_to_morality
Post #84 212
برهوت حقیقت اگر من با خودبینی پا در کفش همگان کنم، روزی دیگران پا در کفش من خواهند کرد! من می‌خواهم مثل من باشند، اما آن‌ها نخواهند گذاشت که من من باشم! درستش این است که من باید راه خودم را بروم، و دیگران نیز راه خودشان را. اگر فکر کنم همه باید از همان راهی بروند که…
زورگویی به دیگران اگر در جایگاهی نباشی که بدان‌ها زور بگویی عکس‌العملی خواهد داشت چنان بزرگ که تو را نه از فقط زورگویی، که از زور داشتن خواهد انداخت.
Post #83 353
اگر من با خودبینی پا در کفش همگان کنم، روزی دیگران پا در کفش من خواهند کرد! من می‌خواهم مثل من باشند، اما آن‌ها نخواهند گذاشت که من من باشم! درستش این است که من باید راه خودم را بروم، و دیگران نیز راه خودشان را.
اگر فکر کنم همه باید از همان راهی بروند که من می‌روم، راهی را که می‌روم بی‌معنا و پوچ‌ کرده‌ام، چراکه این راه من است نه راه همگان. نمی‌توانم ادعای متمایز بودن از همگان را داشته باشم اما بخواهم که آن‌ها همانطور قدم بردارند که من برمی‌دارم. آدمی باید ابتدا بفهمد چه می‌خواهد بعد آن را بخواهد.
http://t.me/will_to_morality
Post #78 214
طلب اینکه بهترین باشیم و برای بهترین بودن و بهترین شدن همه کاری بکنیم عملی زاهدانه است، یعنی خود را از خویشتن بودن و از زندگی داشتن محروم کردن است و در نهایت چیزی جز برده‌ی نظر مساعد دیگران بودن نیست.
http://t.me/will_to_morality
Post #75 502
حقیقت همیشه گریزپای است، چون آن توضیح عقلانی که از پسِ آن می‌آید از قیودات زبانی عبور می‌کند، یعنی از ساختار گزاره‌ها، حصار و محدوده‌ی لغات و صافیِ استعارات. بیان عقلانی حقیقت حتی در روشن‌ترین اذهان همیشه چیزی جز خود آن حقیقت است. آنچه در پس می‌ماند ضدعقلانی نیست، بلکه غیرعقلانی است چون درک‌ناپذیر است، یعنی تنها بروز می‌کند و جلوه می‌یابد بدون آنکه کاملا به چنگ آید.
http://t.me/will_to_morality
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →