TGViewer
Channel Public Channel
تصویر و زندگی

تصویر و زندگی

@poster_cinematography

‌”در تصاویر.”
@zero663
تبلیغات نداریم.
اینستاگرام:
https://instagram.com/image_and_life_farsi?utm_medium=copy_link
Subscribers
13.3K
Photos
1.8K
Videos
226
Links
403
Recent Posts 17 shown
Post #3560 1.49K
🔻
توضیحاتِ تکمیلیِ بابک بیات درباره‌ی کارگاه اتوتئوری و اهمیت‌اش از داستان تا جستار.
این کارگاه اولین کارگاهی‌ست که تصویر و زندگی برگزار می‌کند▪️

تصویر و زندگی
Post #3559 2.03K
🔻
یادداشت سیزدهم مه ۱۹۶۹ از امیل چوران را خونده‌اید؟ اولش می‌گه زندگی اجتماعی تا حد زیادی با چیزهایی جذاب میشه که چندان شریف نیستند: حسادت، رقابت، تجمل، حرص و میل‌های بدطینت. چوران می‌گه از قضا بخش زیادی از جنب‌وجوش زندگی از همین‌ شرارت‌ها میاد. بعد میره سراغِ خودِ نوشتن. می‌گه قصدش نیس که مسیرِ فکر را نشون بده؛ دوست داره چیزی را بنویسه که در آخر باقی میمونه. تفاله‌های فکر، دُردِ فکر. چیزی که بعد از فروکش‌کردن همه‌چیز تهِ ظرفِ احساس می‌مونه. می‌نویسه:
میلِ به نیایش، تفاله‌ی نومیدی‌ست

کمی بعد می‌نویسه:
مالیخولیای مَجاریِ من

و می‌گه از وقتی صفتِ «مَجاری» را به مالیخولیایش اضافه کرده، سبک‌تر شده. انگاری که تا وقتی درد نام نداره، همه‌جا پخشه و نمی‌شود درست گرفتش. اما همین که نامی برایش پیدا می‌کنی، چهره می‌گیره به‌خودش. اغلب، اسم‌ گذاشتن روی رنج، تنها کاریه که از دست آدم برمی‌آید. تجربه بنده با تراپی نیز همین بوده. درمان نشده، نام‌پذیر شده و این چیزِ کمی نیست▪️

تصویر و زندگی
Post #3558 3.09K
🔻
[برای آگاهی از جزییات ثبت‌نام، پیام دهید]
این کارگاه با این فرض پیش خواهد رفت که اتوتئوری ژانری با مرزهای بسته و تثبیت‌شده نیست، بلکه روشی از نوشتن است که در آن تجربه‌ی زیسته و دستگاه نظری، به‌جای آن‌که یکی در خدمت دیگری باشد، در تنشی مولد با هم قرار می‌گیرند. این تنش مولد یکی از مسیرهایی است که امید به گشودگی در فضای نوشتار و پیش‌تر از آن در زبان و اندیشه ایجاد می‌کند. بر همین اساس، کارگاه از ابتدا حول دو محور نظری و عملی پیش می‌رود. این دو محور به‌موازات یکدیگر جاری‌اند:
محور نظری: شناخت تبارشناسی، آثار مرجع، عناصر ساختاری، دستگاه‌های صوری (استناد، حاشیه‌نویسی، قطعه‌قطعگی، پژوهش ـ آفرینش)‌، بحث‌های نقادانه‌ پیرامون آن.
محور عملی: تولید پیوسته‌ی متن، از تمرین‌های کوتاه هفتگی تا شکل‌گیری تدریجی یک اثر بلندتر با زبان ــ تجربه‌یی شخصی‌تر. 
مناسب کسانی است که دست‌کم با یکی از فرم‌های نوشتار خلاق (همچون داستان، شعر، نمایش‌نامه، جستار شخصی، ناداستان) آشنا و مأنوس بوده باشند، همچنین با نوشتار علمی ــ آکادمیک (همچون مقاله‌، رساله، جستار آکادمیک، تز و ... ) و تئوری‌های هنری ـ ادبی، فلسفه و علوم انسانی بیگانه نباشند▪️
تصویر و زندگی
Post #3556 4.06K
🔻
ولی حیرت‌آوره که سینمای برسون با یه در آغاز میشه و با یه در تموم میشه. حد فاصل فیلم‌های اول و آخرش: ۴۰ سال.
حیرت‌آورتر: در اولین فیلمش، در نشانِ حضور و رحمت است و در آخرین فیلمش، نماد جنایت و مرگ.
حرکت از قوسِ صعود فیض به قوسِ نزول تباهی▪️

تصویر و زندگی
Post #3550 6.98K
🔻
حَظِّ مدام از این شعرِ کوتاهِ ریلکه؛ از این که فاتح بودن به "بُردن" نباشد، بلکه به این باشد که آدمی، حریفِ درستی برای شکست خوردن انتخاب کند. سال‌ها خیال می‌کنیم باید از پسِ چیزها بربیاییم و کوچک‌شان کنیم تا اندازهٔ دست‌مان شوند؛ ریلکه اما می‌گوید آنچه واقعاً بزرگ است تن به این رام‌ شدن نمی‌دهد. باید با آن کشتی گرفت و باخت، آن‌هم قاطعانه. همچونِ باختِ یعقوب از فرشته در عهد عتیق. چه تخیل غریبی: اندازهٔ آدم را فتوحاتش تعیین نکنند بلکه بزرگیِ چیزی تعیین کند که توانسته او را زمین بزند.

This is how he grows: by being defeated, decisively,
by constantly greater beings.

◾️

تصویر و زندگی
Post #3549 6.59K
از هیجانِ یوشیج‌خوانیِ یک سینه‌فیل:

مفتونِ «اندوهناکِ شب*» نیما شده‌ام؛ آن جبروتِ شومِ طبیعت، آن قیرگونیِ شب، وحشتِ دریا و جنونِ درّه‌ها. و آخ از «عنکبوتِ رنگ»؛ چه ترکیبی، چه تخیلی. فکر کنید به این ترکیب؛ طبیعت دوربین دارد انگاری و میزانسن.
مدام از خودم می‌پرسم سینماتوگرافیِ نیما چه وحشتِ چندلایه‌ای می‌توانست داشته باشد. گوتیکِ صخره‌ها، مِه‌ای که دوال‌پاست، یا شقاوتِ نسیم. همان زیباییِ منحوسِ رمانتیک‌های قرن نوزدهم، وقتی طبیعت از فرط شُکوه، خوف دارد.
حالا که به برکتِ بلک‌باسترهای نولانی، اقتباس از حماسه و شعر دوباره نقلِ مجلس شده، بد نیست یادی کنیم از آن جواهر کم‌دیده‌ی تنگیز ابولادزه، «نیایش» (Vedreba، ۱۹۶۷)؛ یک اقتباس سینمایی از شعر. فیلمی که شعرِ رواییِ گرجی را برنمی‌دارد تا برایش قصه و شخصیت و نقطه‌عطف بتراشد، بلکه چیزی کم‌وبیش ناممکن‌تر را امتحان می‌کند: ترجمه‌ی شعر به اقلیم. اینجا ببینیدش.
*این تکه از اندوهناک شب، مو بر تن سیخ می‌کند:
خاکسترِ هوا
بنشانده جغد را زبَرِ شاخه‌های خشک
واویخته به سقفِ سیه، عنکبوت رنگ.


تصویر و زندگی
Post #3548 8.49K
🔻
در نشست هشتم از سلسله‌نشست‌های «حیوانیت» با عنوان لابستر؛ یک فیگور تاریخی و ادبی، درباره‌ی لابستر حرف می‌زنیم. لابستر در هنر و ادبیات غرب حضوری دیرپا و چندلایه دارد، از اسطوره و فلسفه یونان و روم تا ادبیات مدرن و هنر قرن بیستم، از بهشت گمشده جان میلتون تا نقاشی های طبیعت بی جان، از سالوادور دالی و ساموئل بکت تا تی‌اس‌الیوت و در نهایت مقاله‌ی مشهور دیوید فاستر والاس با عنوان به لابستر بیاندیش. این فیگور همزمان خوراک، نماد، بدن و مسئله اخلاقی بوده است. در این نشست، تاریخ فیگور لابستر در فرهنگ اروپا و آمریکا بررسی می‌شود و با رجوع به آثار پیشین، محدودیت‌های انسان‌محورانه در این مواجهه توضیح داده می‌شود.
سخنران اصلی این جلسه احمدرضا توسلی است؛ داستان‌نویس و پژوهشگر «ادبیات، زبان و تمدن کشورهای انگلیسی‌زبان» در دانشگاه پاریسِ هشت (۸). بوطیقای رمان دائره‌المعارفی و نسبت آن با مسئله‌ی علم و تکنولوژی، محور اصلی پژوهش‌های ایشان را تشکیل می‌دهد.
برای شرکت: در اینجا عضو شوید.
زمان نشست: جمعه ۲۰ شهریور (یازده سپتامبر)، رأس ساعت ۲۰:۳۰ به‌وقت ایران
شرکت در این سلسله‌نشست برای عموم آزاد است◾️

تصویر و زندگی | سینمانیا | رئالیسم تاریک
Post #3547 5.26K
Audio
🔻
نشستیم با آرش قجرجزی درباره‌ی فیلمِ "اتاق‌های پشتی" حرف زدیم. از شکل جدیدی از فیلم‌سازی که سینماتوگرافی رو از بیرون از خودِ سینما میاره: از داستان‌های وحشتِ وایرال شده در فضای اینترنت، مناطق متروکه‌ی دیجیتال و بازی‌های آنلاین.
گفت‌وگوی خوبی شد. خاصه اگر سینمایی، معمار و یا نویسنده‌اید، از دستش ندید◾️

تصویر و زندگی
Post #3546 5.48K
🔻
«آگونیا»ی الم کلیموف رو دیده‌اید [اینجا تماشا کنید]؟ همان کارگردانِ فیلمِ مهمِ "بیا و بنگر". فیلم آشکارا پروپاگانداست؛ علیه فیگورِ گریگوری راسپوتین. فیلم با نقل‌قولی از لنین علیه راسپوتین شروع می‌شود و راسپوتین را هیولایی شهوت‌ران و خشن تصویر می‌کند. ازین جهت انگاری فیلم‌های صداوسیما درباره طاغوت را میبینی. سیاهِ سیاه. ولی چیزی که مهم است: کلیموف حاضر نیست سینما را فدای پیام کند. میزانسن‌های بی‌نظیرِ باروکی، مونتاژ عصبی، بازی دیوانه‌وار پترنکو و آن صحنه‌های هذیانی، مدام از ایدئولوژی جلوتر می‌زند و توانِ استتیکیِ کلیموف را به رخ می‌کشد. در سینمای شوروی از این نمونه‌ها زیاد است؛ از بوندارچک تا میخالکوف. فیلم‌هایی که موضع ایدئولوژیک‌شان روشن است و ساده‌سازی شده، اما فرم هیچ‌وقت صرفاً کارگزار پیام نمی‌شود. واقعاً در سینمای پروپاگاندای کشورهای دیگر چند نمونه سراغ داریم که فرم این‌قدر مستقل و سرکش باقی بماند؟◾️

تصویر و زندگی
Post #3542 7.48K

Forwarded from Cinémathèque

علی جمشیدی عزیز (تصویر و زندگی) اخیراً پست انتقادی خوبی دربارهٔ مجموعهٔ «به روایت یک شاهد عینی» آزاده اخلاقی منتشر کرده.

از چگونگی مرگ دیگر چهره‌های مشهور این مجموعه بی‌خبرم، اما از آنجا که سال‌ها بر زندگی و سینمای سهراب شهیدثالث کار کرده‌ام؛ از این رو یک ایراد اساسی می‌گیرم و به آن پست اضافه می‌کنم.

تصویر نخست، صحنهٔ بازسازی‌شده‌ است: مورخ ۱۰ تیر ۱۳۷۷ در شیکاگو، سهراب را جلوی درب خانه، غرق در خون می‌بینیم. تا اینجا نسبتاً درست است.

اما خانه اشتباه است. این خانه (تصویر دوم)، اولین اقامتگاه شهیدثالث در آلمان، در محلۀ شارلوتنبورگ (از ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰) بود؛ نه خانهٔ او در شیکاگو (تصویر سوم – که داخل آن هم در مستند «دور از خانه» می‌شود دید که هیچ شباهتی ندارد). فقط تصویر چخوف و کتابخانۀ کوچکش، بزرگ‌تر شده و جایشان عوض. (و آن خانم‌ بی‌ربط در ته آشپزخانه...)

دوم، به روایت دوستانش، سهراب ابتدا سراغ تلفن رفته، اما چون قبضش را نپرداخته بود، خود را خون‌آلود تا جلوی در کشانده تا همسایه‌ها را خبر کند که همانجا هم جان می‌دهد. درحالی‌که در این بازسازی، تلفن سر جایش است و خون هم فقط جلوی در ریخته شده...

@Ciinemathequee
Post #3541 5.5K

Forwarded from Dark Realism | رئالیسم تاریک

چهارشنبه ۲۱ مرداد، پس از هشت ماه تأخیر ناخواسته، هفتمین جلسه از سلسله‌نشست‌ها درباره‌ی مفهوم حیوانیت را با حضور رضا نگارستانی، فیلسوف ایرانی-آمریکایی، برگزار کردیم. بحث از الکساندر بوگدانوف و تکتولوژی شروع شد؛ از ایده‌ی علم عام سازمان، از این‌که بتوان زیست، جامعه، فناوری، اندیشه و در نهایت هر آنچه را که سازمان می‌یابد، از خلال فرایندهای اتصال، گسست، تعادل و بازسازمان‌یابی فهمید. اما مسئله خیلی زود از صورت فعلی چیزها عبور می‌کند و به تاریخ ساخته‌شدن‌شان می‌رسد؛ به این‌که آنچه اکنون در برابر ماست، احتمالاً فقط آخرین برش از مسیری بسیار طولانی از شکست، محاسبه، کار، یادگیری و بازسازی‌ست.
مفهوم عمق منطقی و ابژه‌ی ژرف‌ساختی از همین نقطه وارد بحث می‌شود. ساده‌ترین شی هم ممکن است تاریخی بسیار طولانی از طراحی، آزمون، خطا و اصلاح را در خود فشرده کرده باشد؛ تاریخی که دیگر در صورت نهایی به چشم نمی‌آید و بااین‌حال عمق شی چیزی جز همین تاریخ انباشته نیست. همین منطق وقتی به انسان می‌رسد کمی پیچیده‌تر می‌شود: انسان هم از خودش آغاز نمی‌شود. زبان، کار، تکنیک، نهاد، حافظه و مناسبات جمعی پیشاپیش در ساختن صورت انسانی دخالت داشته‌اند و همچنان دارند. ژرفای انسان، در این معنا، در امتداد همان تن جمعی شکل می‌گیرد؛ آنجا که فرد تنها یکی از صورت‌های موقت و موضعی تاریخ بسیار طولانی سازمان‌یابی آن است.
-
طبعاً نزد نگارستانی، حیوانیت نمی‌تواند چیزی باشد که در سوی دیگر انسان، همچون حدی بیرونی و ازپیش‌معلوم، قرار گرفته باشد. اگر خود انسان محصول تاریخی از سازمان‌یابی، انباشت، تمایزگذاری و بازسازی‌ست، آن مرزی هم که میان انسان و حیوان کشیده شده چیزی طبیعی و نهادینه نیست. مسئله دیگر این نیست که انسان در کجا از حیوان جدا می‌شود، شاید حتی برعکس، باید پرسید چه فرایندهایی این جدایی را ساخته‌اند و چه چیزهایی برای برپا ماندن آن پیوسته باید سازمان داده شوند. در این معنا، حیوانیت، بیرون انسان نمی‌ماند؛ در عمق تاریخ او رسوب می‌کند و خودِ صورت انسانی هم از دل همین درهم‌رفتگی بیرون می‌زند.
یکی از مناقشه‌برانگیزترین مفاهیم نگارستانی هم از همین‌جا دوباره سر برمی‌آورد: The Inhuman، یا دقیق‌تر Inhumanism؛ مفهومی که خود نگارستانی آن را «انسان‌گشایی» یا «انسان‌کاوی» ترجمه می‌کند. درواقع چیزی که در نگاه اول ممکن است به نفی انسان اشاره کند، نزد او درست به گشودن خودِ انسان مربوط است؛ به بیرون کشیدن هسته‌ی هنجاری انسان‌گرایی از صورت‌های منجمد و ذات‌گرایانه‌ی آن و امکان بازبینی و بازساختن چیزی که «انسان» نامیده می‌شود.
-
اگر در این جلسه حضور نداشتید، نسخه‌ی ضبط‌شده‌ی آن در یوتیوب در دسترس است؛ نزدیک به دو ساعت جابه‌جایی مداوم میان تکتولوژی، نظریه‌ی اطلاعات الگوریتمی، عمق منطقی، سازمان، حیوانیت و پروژه‌ی انسان‌گشایی، با اتصالاتی که مدام یک مسئله را به سطحی دیگر پرتاب می‌کنند. از آن جلسه‌ها که در آن ایده‌ها دائماً به هم برخورد می‌کنند و دستگاهی موقت از مفاهیم می‌سازند که تا پایان در حال بازآرایی خودش است. دیدنش را از دست ندهید؛ دو ساعت آتش‌بازی نظری و فوران بی‌وقفه‌ی اندیشه است.


تصویر و زندگی | سینمانیا | رئالیسم تاریک
YouTube رضا نگارستانی | ژرفنای تن جمعی: بوگدانف و مسئله‌ی تکتولوژی ژرفنای تنِ جمعی: بوگدانوف و مسئلهٔ تکتولوژی الکساندر بوگدانوف تکتولوژی را علمِ عامِ سازمان می‌دانست. پروژه‌ای که زیست، جامعه، فناوری و اندیشه را در امتداد فرایندهای پیوند، گسست، تعادل و بازسازمان‌دهی بررسی می‌کرد. این سخنرانی تکتولوژی را پروژه‌ای ناتمام می‌خواند…
Post #3540 6.14K
🔻
چیزکی نوشتم درباره‌ی زنانِ فیلم‌سازِ محبوبم؛ آن‌ها که فیلم می‌سازند همچنان؛ البته نیشگونی هم گرفتم از مفروضاتِ جاافتاده و هویت‌محور تحت لوای "سینمای زنانه".
اینجا بخوانید و نظرتان را برایم بنویسید◾️

تصویر و زندگی
Post #3539 9.57K
🔻
دیدم کسی به نقل از کافکا نوشته: "نامه، تقریبا یک دیدار است". آشنا اومد برام ولی شک کردم که این‌را کافکا عیناً نگفته. رفتم و کاملش رو در نامه‌ای به میلنا، در مه ۱۹۲۰، یافتم:
«نامه‌ات بسیاری از تردیدها را کنار می‌زند؛ تو را روشن‌تر می‌بینم، حرکت‌های بدنت و دست‌هایت را، چنان سریع و مصمم؛ تقریباً یک دیدار است.»◾️


تصویر و زندگی
Post #3536 7.55K
🔻
کسی رو می‌شناسید روی نسبتِ مفهومیِ شعرهای نیما یوشیج و سینماتوگرافی پژوهش کرده باشه؟ خاصه اونایی که آکنده‌ست از مه، باران، جنگل، کوه و صداهایی که از دل تاریکی میاند. در برخی کارهاش، نوعی ناتورالیسم از جنسِ هرتزوگی وجود نداره؟ همان طبیعتِ عظیم، بی‌اعتنا و جنون‌زایی که در سینماتوگرافیِ "آگیره، خشم پروردگار" و "فیتزکارالدو" می‌بینیم. مثلا در شعر «هست شب»، طبیعت نیروی هیولاوشِ فضاست، نیرویی که بر ما انگاری که بتازد:
هست شب، یک شبِ دم‌کرده و خاک رنگِ رخ باخته است.
باد، نوباوه‌ی ابر، از برِ کوه
سوی من تاخته است
◾️

تصویر و زندگی
Older posts →

About this channel

How can I read @poster_cinematography without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for تصویر و زندگی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does تصویر و زندگی have?
تصویر و زندگی (@poster_cinematography) has 13.3K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does تصویر و زندگی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →